28
دی
عرفان رعايي
مرثيه
كلاه حصيري به سر .
تفنگ
گلوله
گراز .
گراز ... گراز ...
شادمانه خاك امسال را به توبره مي كشند .
مترسك
به كلاه خويش
شليك كرده است .
انديشه ات
آرام
به شعرم مي پيچد .
چون
عطر تنم
كه به پيراهنت .