|
شعری از
محسن محبی
یک شب اگر از زنده گی ام باقی مانده باشد
برای تو
آنرا با هرم
گلوله ای روشن خواهم کرد
عروسکها
آه عروسکهای
لعنتی
بالاخره پرده
یک روز فرو خواهد افتاد
تاریخ
عروسکها تاریخ ننگ آوری است
محبوب من
میوهء نارس
زمین
و وقتی
خورشید دوباره بتابد
من دوباره
هستم
و تو را
با
همهء این شعرهای حرامزاده
به دار
خواهم
آویخت
14/7/84
|