|
حیدر میرانی
1- تقدیم به
مجید حسنی هایی که بر اثر در 2005 خودکشی می کنند
هزار بار نشسته
كسي مقابلمان
درون آينه مردي
شبيه قاتلمان
شبيه مرد فقيري
كه چاره اش مرگ است
دچار حادثه ي
فكر هاي باطلمان
تمام مال و
منالش فلاكت و درد است
و اين جنازه كه
مانده ميان منزلمان
طناب دار خودش
را گرفت در آغوش
و گريه كرد شبيه
كسي مقابلمان
همان كه ! فرصت
بودن نداشت مي داني
عبور مي كند از
اين همه مراحلمان
مراحلي كه تو
بايد بفهمي و بروي
به سوي مرحله ي
حل اين مسائلمان
به هم بريز و
دوباره بچين كه فرصت هست
كنار هم بنشينيم
مثل پازلمان
تو را قسم به
خدايي كه عادل و خوب است
از اين دورزه
دنيا چه بود حاصلمان
2-تقدیم به
ایرانی که هنوز در دست تورانیان است
اين شاه نامه
رستمش افسانه خواهد شد
از دست ما در
گور خود ديوانه خواهد شد
اسکندر ملعون
دوباره حمله خواهد کرد
ايران دوباره
مثل يک ويرانه خواهد شد
قوم عرب
ناموسمان را صيغه خواهد کرد
بی حرمتی ها يی
که بی شرمانه خواهد شد
قوم مغول در
انتظار يورشی ديگر
اينبار مسجد ها
همه بتخانه خواهد شد
حالا جوانان
انتظار بوش را دارند
شيطان دوباره
وارد کاشانه خواهد شد
تقديرمان اين
بوده و اينگونه خواهد ماند
اينجا برادر با
اخو بيگانه خواهد شد
وحشيگری را
بازهم ترويج خواهد داد
اهريمنی که صاحب
اين خانه خواهد شد
3- و فالگیر 2
.....برای بخت بد خودم
فالگيري به من گفت مردم ، رو به رو با تو خوبند
حيدر
پشت
سر تهمت و حرف ناجور ، اسم تو مي شود خاك بر
سر
صاحب
اين ستاره شمائيد ، بخت و اقبالتان در طلسم
است
چاره
اي نيست غير از كمي صبر ، حيف كم شانس هستي
برادر
سال
بعدي براي تو خوب است ، كارگير تو مي آيد و
بعد
فرصت
فكر كردن نداري ، با زن و بچه، يك بچه ي
شر
فالگيركه لبخند مي زد ، گفت فال شما را
گرفتم
طالع
نحستان رو به خوبي است ، بعد از اين مي شود
باز بهتر
آي
مردم به ريشم نخنديد ، اعتقادي به اينها ندارم
يك
نفر از همين رهگذرها ، حرف من را نمي كرد
باور
شب شد
و من رسيدم به خانه ، خسته و كوفته خواب
رفتم
خواب
ديدم كه پرواز كردم ، ساده و نرم مثل
كبوتر
جان
تو آرزويي ندارم ، غير از اين كه تو خوشبخت
باشي
غير
از اين كه كنارم بماني ، تا دم مرگ تا روز
آخر
دوست
دارم كه تا زنده هستم ، غير از اين عشق چيزي
نخواهم
تو كه
پيغمبر عشق هستي
، معجزاتي برايم بياور
|