Home شاعران شعر ایران شعر جهان مقالات language داستان کتاب الکترونیکی فیلم و صدا ویژه نامه ها

Independent poetry                                نخستین سایت تخصصی شعر ایران                                         www.maniha.com

 

 

 

 

 

 

 

 

افسانه آریا

 ادبیات رسمی آمریکا

 ادبیات رسمی ایران

شعر دونفره

 

 

 

 

 

 

شیما کلباسی

 

این مصاحبه به صورت ارسال

چند سوال و دریافت پاسخ ها

از سوی این دو شاعر

 صورت گرفته است

 

مصاحبه ِ افسانه آریا

 با راجر هومز و شیما کلباسی

 

راجرهومز  Roger Humes

 

 

      سوال -

      بهترست سوال هایم را با کار مشترک شما شروع کنم و بعد برویم سر ویژگی های شعر هرکدام از شما

در بخش انگلیسی سایت مانیها شعرهایی از شما داشتیم که بطور مشترک سروده شده بود . این برای ما خیلی جالب بود . معمولا خیلی ها عقیده دارند شعر حاصل حالات شخصی و تنهایی شاعر است در حین سرودن . این کار در شعر فارسی هم سابقه  ای طولانی دارد . حدود سه سال پیش هم سه نفر از شاعران ایرانی با هم مجموعه ای از این نوع شعر را با اسم شعر مثلث ارائه کردند اما به همین دلیل فوق با بی تفاوتی روبرو شد . برای من و دوستانم خیلی جالب بود که کسان دیگری در زبانی دیگر آن سوی زمین به طور جدی شعرهای دونفره شان را منتشر می کنند . سوال من اینست که آیا این نوع شعر می تواند بعنوان کار جدی و گونه ای از شعرامروز باشد ؟ یعنی به عنوان شعر حرفه ای و نه تفننی

 

 راجر هومز :

زمانی که تصمیم گرفتم شعر را به صورت کاری جدی در پیش بگیرم ، موضوع را با دوستی ادیب در میان گذاشتم و آنچه که او به آن تأکید کرد صمیمانه نوشتن بود . او می گفت هر آنچه که لازمه ی شاعری باشد به دنبال هم خوهد آمد . علاوه بر این شعر برایم نوعی جوشش است که عطش روحم را برآورده می کند زیرا که با سرودن آنچه که گفتنی و یا قابل بیان نیست را می توان تسخیر کرد بدون به نثر  در آوردن مطلب ! این را می توانم به صورت مثال هم توضیح دهم . آینه کوچکی را در بالای اتاق زندگی به دست بگیرید و سعی کنید تا آنقدری نشان دهید که خواننده با همان دیدن ، خود به باقی کشف حقایق بپردازد . حال در پاسخ به سوال شما که آیا من شعری را که به صورت دو نفره و همراه با خانم شما کلباسی می نویسم جدی می گیرم یا خیر ... به عرض شما برسانم که اگز کار دو نفره مان را جدی نمی گرفتم ، هرگز آن را دنبال نمی کردم . انچه شیما و من خلق کرده ایم بسیار کار منحصر به فردی ست . البته به این معنی نیست که قبل از ما شعر دو نفره و یا چند نفره نگاشته نشده باشد ، بلکه شعر ما از این لحاظ منحصر به فرد است که جوامع فرهنگ های کاملا متفاوتی را دارای یک صدای یگانه و متحد می کند .   در این مورد باز هم توضیح خواهم داد

 

      سوال :

      خانم کلباسی عزیز ، شما در زمان کودکی از ایران خارج شده اید و در فضای انگلیسی زبان بزرگ شده اید .           چطور ارتباطتان را با شعر فارسی حفظ کرده اید و در این راه با چه مشکلاتی روبرو بوده اید ؟        

      از شاعران معاصر فارسی کدام ها را می پسندید ؟

      از میان شاعران زن مثلا فروغ فرخزاد برای شما چه جایگاهی دارد ؟

      فکر می کنید بعد از امثال فرخزاد و شاملو چه اتفاقات مهم دیگری در شعر معاصر افتاده ؟

      فکر می کنید بیشتر با شعر فارسی راحت ترید یا شعر انگلیسی ؟

یک شاعر ایرانی که در آمریکا بزرگ شده به نظر شما یک شاعر فارسی زبان است یا انگلیسی زبان ؟

 شیما کلباسی :

به شخصه من معتقدم دانستن شعر کلاسیک ایران لازم است زیرا که دانش شعر به هرگونه و نوعی ، در غنی سازی و موفقیت شاعر نقش دارد . جذابیت شعر امروز نباید  باعث فرموشی کار ادبا و عرفایی چون هاتف اصفهانی و یا خیام و شمس تبریزی شود . البته استاد معین هم در کتاب کارنامه معین گفته اند که اصولا  زمزمه ای که به عنوان شعر نو و شعر کهن شده بنوا نیست زیرا که هر کهنی روزی نو بوده است و هز نوی چون زمان بر آن رود کهن می شود 

در مورد شعر فروغ فرخزاد پرسیده اید . تاثیر شعر فروغ را بیشتر در اشعار دوران نوجوانی ام می بینم . آنچه که امروز به آن دل سپرده ام شعر کهن و شعرپست مدرنیسم نامیده می شوند . در ضمن پرسیده اید که کار کدام شاعران معاصر را می پسندم .  باید بگویم که من همه اشعار یک شاعر را به طور مطلق نمی پسندم زیرا که هر شاعری ، شعر عالی ، خوب ، متوسط و حتی بد دارد و گاهی کار بعضی از شاعران در زبان های دیگر که ترجمه شده اند ، بهتر و رساتر خوانده می شوند .   لازم به تذکر است که یکی از تنها شاعران معاصر که بیشترین تاثیر را در شعر امروز ایران گذاشته خانم مریم هوله است . شعر وی عصیانی است که جان را به آتش می کشد و شاید هم او آن شاعره زنی باشد که فروغیسم شعر زن ایرانی را ، دچار تحول کند  

سوال :             ل

       آقای راجر هومز ! درباره ی ویژگی های شعر خود بگویید و اینکه اوضاع شعر معاصر انگلیسی زبان و           م      بخصوص امریکا را چگونه ارزیابی می کنید . و تفاوت کار شاعران نسل تازه ی آمریکا با شاعران پیشین

       مشهوری که می شناسیم چیست ؟ آیا مثلا بعد از تی اس الیوت اتفاقات تازه ای در شعر انگلیسی افتاده ؟

       چه اتفاقاتی ؟ از نظر زبانی و فرم پیشنهادات تازه ای ارائه شده ؟

 

 

        راجر هومز :

         

              James Hearst       

                                                     یک مزرعه دار ، شاعر و پروفسور دانشگاه های آمریکا بود و هم         

                     ا      او مشوق و راهنمای من در کار شعر محسوب می شود . اشعار وی شعر خاک و زمین اند وخواننده هایش تو گویی در نوشته های او رشد و نمو می کردند .    ل        

مهمترین مواردی  که از اوآموختم را به چهار قسمت تقسیم کرده و با شما و دوستاران شعر در میان می گذارم . او می گفت : اولا شعر هوسبازی نیست . دوما آموختن قوانین شعری از لزومات است و باید آنقدر در یادگیری ممارست به خرج داد تا با خون و جان آمیخته شود . سوما نوشتن و نوشتن و نوشتن و تمرین و نوشتن و چهارم شاعر باید به ندای درون اش گوش فرا دهد .         ل

آنچه به عنوان " شعر واقعی " عنوان می شود ، نوعی فعالیت ذهنی ست . از دید من این نحوه برخورد نشان دهنده توجه این گونه شعرا به " نوشتن " و نه " نحوه گویایی " شعر می باشد ( مثلا " بازار شعر و شاعر سازی " در آمریکا که متاسفانه مثل بسیاری از دیگر هنرهای موجود در آمریکا توسط کاپیتالیسم بلعیده می شود ! ) ل

این بازارشعر سالهاست که دست در دست با محافل ادبی - دانشگاهی اشعاری را پدید آورده اند که بش از هرکسی ، خودشان متوجه اشعارشان می شوند ! البته همیشه هم اینطور نبوده است .  مثلا شاعری آمریکایی به نام

Vachael Lindsay

نوعی شعر را پایه گذاری کرد که شعر قاره ای خوانده می شد و مسافت های طویلی را می پیمود و برای رفع احتیاجات ، اشعارش را مانند نوعی واحد پول معاوضه می کرد . متاسفانه اگر امروزه از استادی در دانشگاههای آمریکا در مورد این شاعر بپرسید ، پاسخی که می دهند جز ناچیز شمردن او نخواهد بود .    ل

T.S. Eliot 

برایم اوج شکوفایی شعر آمریکا و همچنین شروع افت و نزول شعر آمرکایی ست و علت آن هم چیزی نیست جر سطح عالی شعر وی که رسیدن به آن کمال را ، برای بیشتر افراد محدود می سازد . او خود و اشعارش را از مردم عامه جدا ساخت و پس از او موانع بلندتر و بیشتر شده اند . از آنجایی که رشته تحصیلی من تاریخ آمریکاست ، می خواهم در زمینه شعر مربوط به آن دوره هم توضیحاتی بدهم  .   ل

در اواخر عصر علم و خرد نوعی رهایی از خودشیفتگی در غرب پدیدار شد . البته جنگ جهانی اول هم تثیرات زیادی به روی جامعه گذاشته بود و شاید تصویر پردازی در آن زمان در واقع نوعی واکنش بوده است ( اگرچه هنرمندانی بودند که قبل از دوران جنگ اول می توان تصویرپردازی را در کارهایشان مشاهده کر . ازین دسته شعرا می توان 

Randal Jarrell Theodore Roethke

را نام برد . )  ل

بعد از این دوره شعر در دست دانشگاهیان افتاد و به نوعی ، اسیر ادبیات رسمی شد . نتیجه این مجزایی و دوری از اصل این هنر ، به بدی ارتباط و " گویایی " جهان شعرمنجر شد . از مطرح کردن این قسمت از تاریخچه ادب و شعر قصد دارم تا شاعر ایرانی را متوجه موارد مشابه کنم تا اجازه اسارت ندهد . کشور شما ایرانیان آنچنان با عشق به شعر و سرودن ان قرین است که مواردی مشابه ، تاسف بار خواهد وبود . می دانم که مملکت شا با غم  و کشمکش های فراوانی دست و پنجه نرم کرده است و شدت آن از تصور غربی هایی مثل من هم خارج است . به همین دلیل باید به نکته مهم دیگری توجه کنید و آن آفرینش اشعاری است که با آنان که در غربت هستند هم تماس احساسی ، روحی و اندیشه ای پیدا کند . ل

در گذشته فقط تعداد معدودی چاپخانه بودند که توسط دانشگاه ها و بازار شعر آمریکا کنترل می شدند . در واقع اگر کار بسیار ارزنده ای برای ارائه نداشتید و یا شانس نمی آوردید باید حتما اسیر دست باز های آنان می شدید و خواسته های آنان را دنبال می کردید تا کتاب تان چاپ بشود . حال به میمنت وجود اینترنت که در اختیار و دسترس همگان است ، این مسئله دیگر از حیطه قدرت آنان خارج شده است . پل اینترنت نقش بسزایی در این " تغییر " داشته است . برای مثال روی صفحه اینترنتی من می توانید اشعار من و شیما را بخوانید و در ضمن نشریات اینترنتی مانند  

MUSE 

Seeker Magazine ,Iranian Times 

و مانیها ( بخش انگلیسی ) هم هستند که سعی دارند صدای شاعرانی که دور از دسته بندی های ادبیاتچی های می نویسند را ، به دوستاران شعر و ادب برسانند .   ل 

سوال :  ل

 

      چه تفاوت ها یا شباهت هایی بین شعر معاصر آمریکا و نسل تازه ی ایران می بینید

     ؟ در دهه ی گذشته شعر ایران به سوی نوعی بازی ِ زبانی رفت . شعرهای خالی که

       اساس آن بازی با جوانب زبان بود و فرم زبانی و آوایی و گریز از معنا . مشابه چنین اتفاقی را

       در شعر امروز آمریکا دیده اید ؟ آن را چطور ارزیابی می کنید ؟

 

ه اگرجایگاه شعر امروز ایران را در شعر جهان چگونه ارزیابی می کنید ؟

 

راجر هومز :     ل

در غرب هم شعر دچار تحول است و این شاید به دلیل انتظار مردم شنونده است که می خواهند خود را در بین شعر بیابند و ارتباطی بیابند و بگویند : " آری من نیز این تجربه را کرده ام . "           ل

مسئله جالب توجه دیگری هم که می خواهم به آن اشاره کنم نقش ادبیات مهاجرت در شعر امروز آمریکاست . این ادبیات از آنجهت مهم است که ریشه در سنتها ، روش های نگارشی و آداب و رسوم سایر نقاط جهان دارد

شیما و راجر :

ما هردو بر این باوریم که درگیری و اختلاف نظر در مورد شکل و مفاد شعر به طور مداوم در رساله هایی که من باب شعر و زیباشناسی و یا به صورت نظریه شاعرانه و فنون آن ارائه می شوندبوده ، هست و ادامه هم خواهد داشت . در حال حاضر فرم شعر در آمریکا بیشتر مورد استقبال است . البته با همه این تفاصیل شعرایی هم مانند

Naomi Shihab Nye

هستند که اشعار بسیار درخور توجه نوشته اند .ل

 

راجر هومز :

من فارسی نمی خوانم و باید از ترجمه های کارهای فارسی استفاده کنم . اینترنت هم وسیله ای عالی برای شکستن اینگونه مرزهاست ولی با این همه باز هم بیشترین اشعار و یا کتاب های شعری که در آمریکا می بینید اشعار مولانا می باشد و به همین دلیل اکثر ترجمه های اشعار شعرای ایران را از

 Amazon.uk.

سفتارش می دهم ، یکی از بهترین سایت های اینترنتی هم سایت

Iranian Times

است که به مدیریت آقای جهانشاه جاوید به بهترین نحوی اشعار شعرای امروز ایران را برای خواننده غیر ایرانی ارائه می دهد  .ل

  

راجر هومز در ادامه :

همانطور که آگاهید شکل و قافیه در شعر امروز ایران نقش بسزایی داشته است و این خود تا حدودی شاعر امروز ایران را دچار این واهمه می سازد که آیا با شعر کهن بیعت کند و یا اینکه به دنبال تحول چند دهه اخیر رفته و یا خود به ساخت و تحول شعر بپردازد . ب عنوان یک شاعر و یک محقق شعر ایران می توانم به جرات بگویم که شعر ایران نیز چون سایر ممالک در حال تغییر و تحول است . این البته در اثر تاثیر و تماس مستقیم و بی واسطه ای است که تکنولوژی ایجاد کرده است .ل

در میان شعرای معاصر شما افرادی را خوانده ام که اشعارشان قلب را به طپش در می آورند . اشعاری که وزین و آهنگین اند و در عین حال مدرن . ل

مسئله بسیار مهمی که به آن می خواهم اشاره کنم مسئله شعر ایران در خارج از ایران است که به واقع این نوع شعر سعی دارد هویت ایرانی خود را حفظ کند در حینی که با مهاجرت ، غربت و پراکنده گی ایرانیان هم دست و پنجه نرم می کند .ل

 کشور دوم برای شاعر ایرانی هدایایی هم عرضه خواهد کرد زیرا که بسیار منطقی است شعر شاعر در آب و خاک تازه رشد و نمو کند و از آن خاک هم تأثیر پذیر شود . به طور مثال شعر شیما کلمات ، تصاویر ، عبارات و معانی را چنان با مهارت و به نوعی استفاده می کند که ممکن است من هرگز به فکرم خور پیدا نکند .ل

 شعر ایران یکی از اسراری است که تاکنون به درستی در غرب کشف نشده . یکی از دلایلش می تواند سبک و شیوه متداول در نگارشتان باشد . شعر ایران بیش از هر چیز دیگر غنی ، باشکوه و دارای تر و پود عمیق است . گویی که واژه ها رنگ آمیزی می شوند مثل یک نقاشی ونگوگ ؛ شاید تنها شعری که تا حدی به شعر ایران نزدیک شده باشد  شعر عرب باشد .ل

یکی از این موانع کشف شعر فارسی ، می تواند نقش علائم و نوع نماد آن در شعر باشد . می خواهم این را اضافه کنم که من شخصا این نوع رنگ پردازی در کلمات را از طریق مطالعات شخصی و نوشتن شعر دونفره با شیما آموختم . آنچه که شیما و من سعی در آن داریم این است که با استفاده از این هنر ، شعرمان را فقط به گروه خاصی عرضه نکنیم و خارج از اجتماعات و مرزها ، فرهنگ ها را درنوردیم .ل

سوال : ل

       تا به حال با این سوال مواجه شده اید که تعریف شعر چیست ؟

       اگر معتقدید که می شود به آن پاسخ داد تعریف شما از شعر چیست ؟

راجر هومز :

اینکه شعر چیست را من با استفاده از نوشته قاضی الحسینی پاسخ می دهم : ل

حضرت محمد روزی از عبدالله این رواحا پرسید : " عبدالله ! شعر چیست ؟ " و او پاسخ داد " از قلب تپنده آغاز می شود و بر زبانم جاری . "  ل

شیما کلباسی :ل

شعر از دید شخصی من سروده دل و جان است و تشنگی ِ به خلق کردن و البته چه بهتر که این سروده از علم شعر هم پربار باشد .ل

سوال :ل

       در ایران همانطور که می دانید در چند دهه ی اخیربحث های زیادی درباره ی شعر پست مدرن راه گرفته

       که از نتایج و تاثیرات آن بر شعر معاصر همان بازی های زبانی بود که اشاره کردم 

      حالا سوال این است که پست مدرنیسم چیست و چه رابطه ای می تواند با شعر داشته باشد ؟

 

شیما و راجر :

ما هردو نسبت به بحث هایی که در حول و حوش پست مدرنیسم و امثال آن دور می زند چندان نمی پردازیم و اینگونه مباحث و گفتگوها را می گذاریم برای همان پروفسورهای دانشگاهها . ما پیش از آنکه بخواهیم در این مورد توضیح دهیم و یا وقت مصاحبه اجازه دهد مشغول نوشتن و ارائه اشعار خود هستیم ... که بخواهیم نگران این باشیم که در چه دسته ادبی ، مدرسه هنری و مد روز شعر قرار داریم ! ! ما بر این باوریم که اینچنین مباحثی بیشتر برای تاریخدانان شعر باید باشد تا شاعری که مشغول خلق و آفرینش است .ل

 

سوال :ل

      بعضی ها معتقدند بعد از مدرنیسم دیگر شعر مرزهای خاصی ندارد و تعریف خاصی نه ! بعضی ها

       معتقدند دوران شعر به سر آمده . در غرب شاهد شعرهایی هستیم که بیشتر از آن که با کلام ساخته شده باشد

       وابسته به اجرای شعر است . آمیخته ای از کلام و آواها و اجراهای تئاتری . آیا این تصدیق حرف بالاست

       که دوران شعر با تعریفی که در گذشته از آن داشته ایم به سر آمده ؟

 

شیما و راجر :

اگر بخواهیم بگوییم که بعد از مدرنیسم دیگر شعر مرز خاصی ندارد مثل این است که گفته شود پس از سقوط شوروی ، تاریخ به آخر رسیده است .ل

اشعاری که با کلام ساخته و اجرا می شوند هم به نوعی اکتشاف می مانند و شاید این نوع اجرای شعر به آن جانی تازه ببخشد تا فقط محدود به نوشته های روی کاغذ نباشد . شکسپیر هم در زمان خود مثل یک خواننده پاپ بود !ل

سوال  :ل

 

       اگر حرف هایی هست که باید زده شود لطفا اشاره کنید تا مطرح شود . و یا اگر توضیحی درباره شعر

       همدیگردارید چون با شعر انگلیسی همدیگر بیشتر آشنایید ، البته اگر مایل هستید تا خوانندگان فارسی زبان

       که کمتر با شعر انگلیسی شما آشنا هستند تصویری از کار شما داشته باشند . .

ال                   

      امیدواریم ترجمه هایی از شعر شما به فارسی به این متن اضافه شود تا خوانندگان بیشتر با کارتان آشنا شوند

 

 

راجر هومز :

تجربه باهم و همراه نویسی من و شیما دلیل اصلی این مصاحبه است و می خواهم بیشتر در این مورد توضیح بدهم . افراد بسیرای نظر می دهند که " دونگاری شعر " کاری غیرمرسوم است . شاید اگر من خودم هم اینگونه شعر نگفته بودم با این افراد هم عقیده می شدم و شاید هم برای هر شاعری این تجربه امکان پذیر نباشد زیرا که چنین پروژه ای با کوته فکری ، نخوت و تکبر از پیش نمی رود . ولی می بینمی که موزیسین ها ، نقاش ها و داستان نویس ها پیش از شاعران دست به اینگونه خلاقیت ها زده اند . پس چرا شاعران نتوانند !؟ چه چیز ما را از باقی انسان ها جدا می کند که نتوانیم با هم دست همکاری بدهیم ؟! البته کار من و شیما و صدای دونفره ما همانطور که قبلا هم به آن اشاره کرده ام ازینجهت کار پیشرو و پایه گذار محسوب می شود زیرا که ما به جوامع ، تجریبات ، زبان ها ، نسل ها و فرهنگ های متفاوتی تعلق داریم . لیکن صدای شعر ما ریشه در انسانیت انسان ها دارد و به دور از تعلقات و اختلاف ها نگاشته می شود . ل

شیما و من قبل از شروع پروژه مان قریب به یکسال با هم تماس مکاتبه ای داشتیم و پایه های دوستی مان را محکم کرده بودیم . هیچکدام مان خودخواهی کاری و نفسی نداریم . در شعرمان به دنبال صمیمیت با درون و خواننده وجودمان هستیم .ل

صادقیم و اعتماد داریم و می توانیم قلب ، اندیشه و روحمان را به روی یکدیگر بگشاییم و اشعاری خلق کنیم که به دنبالی حقیقت و در محور مشکلات جوامع و روح بشری و تجریبات شخصی - اجتماعی مان است . ما هرگز با یکدیگر ملاقات نکرده ایم و تماس تلفنی نداشته ایم و فقط و فقط از طریق پست الکترونیکی کار کرده ایم و در این کار موفق هم بوده و هستیم . اکنون ما به جایی رسیده ایم که شعر ما دیگر نه شعر ایرانی است و نه شعر آمریکایی و نه کاملا مردانه و نه کاملا زنانه . شعر ما  از آمیزش بهترین های هر دو سرچشمه گرفته است  . برای من نوشتن شعر با شیما یکی از بهترین تجریبات زندگی ام بوده است . او در بهترین زمان وارد زندگی ام شد و دروازه های شهر شعر را به رویم گشود و با او آنچه می نویسم ، شعری عمیق ، رنگارنگ ، وزین ، شجاع ، زیبا ، پربار و خواندنی ست . شعری که از بیان احساس واهمه ندارد و نوعی  لطافت دارد که یک مرد غربی معمولا در زندگی نشان نمی دهد .ل

شاید اگر خودم به نوشتن شعر و مطالعات شخصی ام ادامه می دادم به همین نقطه ی شعری که امورز با شیما هستیم ، می رسیدم ولی همراه شیما شدن ، شعرم را به نوعی سریعتر به سرمنزل مقصود رسانیده است و پیمودن این مسیر را بسیارجالب تر و بهتر کرده است . به استثنای

James Hearst

با شیما بهتر از هر زمان دیگری درباره شعر آموخته ام و امیدوارم که تا سالیان سال با او به نوشتن شعرهای دو نفره مان ادامه دهیم .ل

 

شیما کلباسی :

راجر عزیز آنقدر جامع و زیبا در مورد کار دونفره مان توضیح داده اند که جایی برای بیش-پردازی من نمی گذارند . من فقط در خاتمه می خواهم اضافه کنم که همکاری شعری با ایشان برای من هم یکی از بهترین تجریبات ادبی ام محسوب می شود و علاوه بر آن ، دوستی این دوست نادیده را بسیار ارج می نهم و دوستش می دارم . من در دوستی های معدودی که دارم بسیار باوفا هستم و راجر هم جزو این گروه انسان های باشرف است که  وجدان کاری اش  را خواننده در میان آثارش به راحتی می بیند و درک می کند .ل

در پایان می خواهم از شما و سات " مانیها " که این امکان را در اختیار من و راجر گذاشتید تا با دوستاران شعر صحبتی بکنیم تشکر کنم .ل

برای دیدن سایت راجر هومز و خواندن اشعار این دوشاعر روی همین سطر کلیک کنید

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نقشه ی مانیها مواضع مانیها معرفی کتاب دریافت فونت درباره ما تماس با ما

Copyright 2003-2004 All Rights Reserved for " maniha " The independent poetry' website