Home شاعران شعر ایران شعر جهان مقالات language داستان کتاب الکترونیکی فیلم و صدا ویژه نامه ها

Independent poetry                                نخستین سایت تخصصی شعر ایران                                         www.maniha.com

 

گزارشي از همايش نقد و بررسي آثار صفدري در شهر دير

اميد منصوري

  

پنج شنبه ـ ششم فروردين ماه 1383 ـ ساعت 10 صبح ـ تالار فرهنگ شهر دير ـ انجمن داستان نويسان هزار و يك شب دير ـ با همكاري اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي دير.

هوا گرم نيست اما كانديشنرها روشن است تا تأخير ذاتي خاص ايراني ها را قابل تحمل تر كند. سالن نيمه پر است آن طور كه پيداست جماعتِ اندكي دعوت شده اند. جماعتي كه حوصله شنيدن نقدهاي خشك و بررسي هاي خسته كننده را داشته باشند. اما انگار همين جمعيت پر حوصله هم پخش و پلا مي شوند به بهانه ي قدم زدن يا سيگار كشيدن يا آب خوردن.

ساعت 10 صفدري به همراه خانواده پا به تالار مي گذارد و طرح ويدئو پروژكشني همايش را بر پرده زمينه مي بيند. طرحي كه از جلد كتاب من ببر نيستم اقتباس شده و آرامش دستي بر زانويي را نشان مي دهد. دستي كه صفدري مي گويد دست من نيست.

مجري كه پشت تريبون مي رود همه نفسي به راحتي مي كشند. مجري، ديري بر صحنه نمي پايد و اداره برنامه را به هيات رئيسه مي سپارد. هيات رئيسه هم از كساني كه آمده اند تشكر مي كند و هم از كساني كه نيامده اند مخصوصاً جمعي از مركز استانهايي كه قدم رنجه نفرموده اند. حسن سهولي، شاعر و نويسنده قرار است اولين مقاله را بخواند ؛ صفدري و آثارش كه توأ مان هم شناخت نامه اي از آثار صفدري است هم تحليلي اجمالي و فراز خوبي براي همايش است. مقاله سهولي، با حوصله يك به يك آثار صفدري را بررسي مي كند.

طبق برنامه اي كه در سالن توزيع شده، در اين قسمت قرار است صفدريِ كم حرف، حرف بزند آن هم بيست دقيقه كه بعيد به نظر مي رسد. صفدري از روند داستان نويسي اش مي گويد و فاصله زياد ميان آثارش و از تغييرات سبك و تكنيك اش و اين همه در كمتر از ده دقيقه است. اينك زمانِ تنفس است. بايد به راهروي تنفس رفت تا هوايي خورد يا سيگاري كشيد يا آشنايي ديد.

بيست دقيقه بعد، برنامه از سر گرفته مي شود. تحليلي از رمان ببر به نامِ من به سيلِ ببرِ نيستْ همتا. تحليلي كه بيش از آن كه با شنونده سازگار باشد، دقت خواننده را مي طلبيد. موسا درويشي، دانشجوي سينما، نويسنده اين نقد است.بيش از نيم ساعت خواندن اين تحليل طول مي كشد و جمعيتِ پرحوصله، بفهمي نفهمي كم حوصله شده است.

سعيد بردستاني داستان نويسي كه نقد هم مي نويسد، با نقد رمان ببر به اين برنامه آمده ؛دست من نبود كه تاك پيچيد. نقدي كه كوتاه تر و روان تر است و تلاش مي كند براي خواننده، شگردهاي آنچناني رمان ببر را ريشه يابي كند و اندكي از دشواري هاي اثر بكاهد: رمان ببر، رمان ماجرا نيست بل كه رمان اثر ماجرا است. بدين معنا كه رمان، اثر ماجرايي است كه بر ذهن و حس راوي و راويان نقش بسته. اما سؤالي كه پيش مي آيد اين است كه كدام يك واقعي تر است: ماجرا يا اثر ماجرا؟

اگر بتوان زندگي را به عنوان واقعيتي خام فرض كرد، اين واقعيت تنها ماجرا نيست. بل كه ممزوج غريبي از ماجرا و اثر ماجرا است. زندگي تنها آن چيزي نيست كه در آن واحد از پيش چشم ما مي گذرد بل كه تركيبي است از آنهاي گذشته و بسيار گذشته و آينده و بسيار آينده و هم چنين حالي كه در آن به سرمي بريم .

جدول زمان بندي برنامه ها، پايان موقت همايش را اعلام مي كند. بايد به رستوران و مهمانسرا رفت و در ساعت 16 مقرر برگشت. با اين كه انتظار يك غذاي جنوبي را در اين شهر بندري داشتيم اما انتظارمان برآورده نمي شود. آقاي دريانورد همه چيز را براي ما توضيح مي دهد. دريانورد، چه فاميلِ جنوبي اي!

آرامش ساعت 16 با صداي صفدري و داستان مويه تشديد مي شود: وقتي نمي داني به كجا بروي و ايستاده اي يا نشسته اي و مي خوابي باز نمي داني به كجا بروي به نزديك ترين جاي جهان برو اگرچه آنجا به اندازه سايه ات از تو دور باشد؛ پس راه افتاد و به سايه اش رسيد.

داستان صفدري كه به پايان مي رسد يك تنفسِ زودْ هنگام همراه با صرف چاي ليپتون در انتظارمان است.

حسن مختارزاده كه هم مدير ارشاد دير است هم عضو فعال انجمن، برنامه را بايد ادامه دهد با داستان شبانه هفتم كه اين طور آغاز مي شود: شبانه اول مرد سنگي پُتك از او گرفته بود و رهايش كرده بود به خود و شبانه دوم نشانش داده بود تكه سنگي سياه به نشاني از هزاره عمر و شبانه سوم پير زالِ گوژپشتي خبر از عمرِ هزاره اش مي داد و مرد سنگي گفته بود كه پير زال سنگ است و روح است و .

فطرت ايرانيِ حاضران كه قصه را بيشتر دوست دارد، به داستان هاي مويه و شبانه هفتم به دقت گوش مي دهد تا نوبت به حرف هاي جدي دكتر مصطفا مهرآيين برسد. نطقي با موضوع نقد نو و رمان نو از منظر غالب جامعه شناسي كه رشته تخصصي سخنران است: ستوني به نام عقل كل كه زندگي ما را تعيين مي كند،من دارم به اين اعتراض مي كنم. اما به جاي اين كه شيشه ها را بشكنم، مي خواهم خود ستون را بشكنم. ولي خود ستون را با چه چيزي بشكنم؟ بازبان ميخواهم بشكنم. اين است كه تأكيد زيادي بر زبان مي شود. وي همچنين در بخش ديگري از نطقش گفت: شما در ادبيات پست مدرن دائماًبا يك خستگي روبروييد. چون كه ذهن شما به هم مي ريزد. چون نمي توانيد ذهن تان را كنترل كنيد. اين آشفتگي كه در نقدها مطرح شد، ويژگي اين نوع داستان است. و خواننده خاصي هم مي طلبد. اگر خواننده به اين آشفتگي آشنا باشد، مطمئناًخسته هم نخواهد شد.

بخش پاياني همايش اختصاص داشت به جلسه پرسش و پاسخ با حضور نويسنده كه كسي حدس نمي زد بيشتر از دو ساعت به طول بيانجامد. اين جا ديگر صفدري بايد حرف مي زد و حرف زد و خوب هم زد. پاسخ هايي كه حاضران را به پرسش هاي بيشتر تحريك كرد. پاسخ هايي كه تفكر حضار را برانگيخته بود. پرسش ها اغلب پيرامون نكات مبهم رمان ببر بود. پيدا بود كه رمان ببر را عده زيادي از خواننده هاي ديري خوانده اند، چيزي كه شايد خود صفدري هم فكرش را نمي كرد. صفدري هم گويا بر سر ذوق آمده بود و با تأمل و حوصله زياد، پاسخ هاي جامع و كاملي داد. پاسخ هايي كه گاه از خود پرسش ها دشوارتر بود.

پايان مراسم تجليل از صفدري بود. تجليلي كه فرزين خجسته نويسنده كتاب تمثيل هاي دريايي هم در آن صحبت كوتاهي كرد.

بايد از تالار فرهنگ بيرون آمد. و به اعضاي فعال انجمن هزار و يكشب دست مريزاد گفت. هم به پرسنل بي تكلف ارشاد. ساعتها از شبِ جنوب گذشته است بي آن كه خبر شده باشيم.

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نقشه ی مانیها مواضع مانیها معرفی کتاب دریافت فونت درباره ما تماس با ما

Copyright 2003-2004 All Rights Reserved for " maniha " The independent poetry' website