خانه ] پدیدآورندگان ] شعر ایران ] شعر جهان ] مقالات ] language ] داستان ] کتاب الکترونیکی ] فیلم و صدا ] ویژه نامه ها ]

Independent poetry                                نخستین سایت تخصصی شعر ایران                                         www.maniha.com

9

مهر

1384  

ا

موسیقی زیر زمینی

قطعه هایی که می شنوید ، کار محمد رضا حیدری است . محمد رضا حیدری ، لیسانسیه کارگردانی سینما ، آهنگساز ، نوازنده و خواننده ی جوانیست که افتخار همکاری اش را در دانشکده سینما و تئاتر پیدا کردم . انبوهی داستان ، موسیقی، فیلم ،فیلمنامه ... کار کرده است . موسیقی هایش هرگز مجوز پخش نگرفته اند ، جز آنها که برای متن فیلم ساخته است . این قطعه ها را یکی دو سال پیش برای فانتزی ساخت ، او فانتزی را به چهار قسمت تقسیم کرد که متاسفانه قطعه سوم به نام : بابا شاه ورق   که به دلیل خروج من از کشور، ناتمام ماند . سه قطعه دیگر به نامهای : بی بی ، سرباز   و آس پیش روی شماست .  برخی از گروه های داخل کشور که آنها هم کارشان ممنوع است بهر حال توانایی استفاده از استودیو برای ظبط و امکانات دیگر را می یابند و کارشان را خارج از کشور و یا روی نت عرضه می کنند . اما برای برخی دیگر این امکانات هرگز فراهم نمی شود و این خود سانسور دیگری ست . بهر حال این قطعه ها در استودیو ضبط نشده اند و تمام کارهای فنی آنها در کامپیوتر خانگی انجام شده است . تمام سازها را محمد رضا به تنهایی نواخته است و خودش آنها را اجرا کرده است . این توضیح آخر به دلیل اینست که کیفیت این کار هرگز محمد رضا را راضی نکرد و بر عهده خود دیدم که دلایلش را توضیح دهم هر چند که در فایل هایی که در این صفحه می شنوید به دلایل امنیتی ازفورمت  های سبکتر هم استفاده شده است .  متن هر قسمت را مقابل فایل صوتی اش گذاشته ام برای شنیدن روی ورق ها کلیک کنید . شما را به شنیدن صدای این ارکستر یک نفره دعوت می کنم .

 

فانتزی

هومن عزيزي

1: سرباز

 

گشنيز، پيك،خشت، دل ، ميز يك قمار

تو، چند سايه، دود، شبي غرق در غبار

سرباز خشت گفت : برو ، دور شو، ولي

تو مانده اي پر از هيجان ، گيج ، تازه كار

تكخال پيك علامت مرگ است ، تلخ تلخ

- طعم حقيقتي كه به آن داده اعتبار-

سرباز پيك گفت و گذشت از كنار تو

در يك سكوت سربي و سنگين ومرگبار

 

2: بی بی

 

بي بي دل ، زني كه تو او را نديده اي

يك دختر تكيده كه يك پيرهن بهار...

آس دلت كه پيش خودت بود گم شده

دختر نگاه كرد و تو ديدي كه چند بار

هي آه مي كشيد و به ساعت نگاه كه...

اما قرار ساعت 3 بود ؟   نه... 4

اما 4 قافيهء توست ، ساعتت

از آن گذشته، عقربه اش گيج و بيقرار...

 

3: بابا

 

باباي پيك مرد مسني ست ، 65

ساله، غريبه، محترم و شيك ، پولدار

ماشين آخرين مدل و قرمز و عجيب

با يك لباس مشكي خوش دوخت، تكمه دار

با تكمه هاي كوچك براق ، پيپ ، كلاه

موي بلند و ريش سياهي كه چند تار

موي سپيد در دل آن برق مي زند

تو خيره مانده اي و... هي آقا! برو كنار

دختر سوار مي شود و شهر پر شده

از هاي وهوي گنگ كلاغان كه قار قار

4: آس

 

سيگار، ميز، سايهء چندين رقيب مست

تو فكر مي كني به خودت، عشق ، دل، قمار

در چار راه مبهم فردا نشسته اي

50 كارت كوچك از او مانده يادگار

بي بي كه نيست،آس دلت نيست...مانده اي

تكخال پيك را كه بيايد سر قرار...

 

2/9/1375

 
ویلاگ مانیها درباره ی مانیها مواضع مانیها ارسال آثار تماس با مانیها جستجوی مولفان دریافت فونت معرفی کتاب پیوندها آرشیوها
Copyright 2003-2005 All Rights Reserved for " maniha " The independent poetry' website