Home شاعران شعر ایران شعر جهان مقالات language داستان کتاب الکترونیکی فیلم و صدا ویژه نامه ها

Independent poetry                                نخستین سایت تخصصی شعر ایران                                         www.maniha.com

 

 

گفتگوي داريوش اسدي با هوشنگ چالنگي

27/9/82

با سپاس از علی مؤمنی که متن این مصاحبه را در اختیار مانیها قرار دادند

 

آقاي چالنگي شما در دوره ي محبوبيت خود و مشهوريت خود کتابي چاپ نکرديدبطور مجموع کليه شاعران مدرنيست ايران و احمد شاملو در دوره اي شعر شما را حيثيتي مي ديده اند .چه شد پس از سي سال در فکر چاپ کتاب افتاديد و چرا فقط شعر هاي يک دوره کوتاه تان را در زنگوله تنبل جمع کرده ايد ؟

_ شعر هاي اين مجموعه را من انتخاب نکردم .اين شعر ها نزد دوست من آقاي الهي بود .شعر هاي زنگوله تنبل سي و دو سال از من دور بوده اند اگر مي دادند به دست من نزديک به بيست تايش را حذف مي کردم .البته از اين ها حدود پنج شش تايش توي جنگ    شعر ديگر   چاپ شد   سه تايش را در کتاب سال طاهباز چاپ کرد و ده تايش را انديشه و هنر شميم بهار در آورده بود .

در زندگي شاعرانه شما دو دوره مجزا از هم وجود دارد يک دوره شعر متعالي اليوتي و رمبو وار و يک دوره قبل از آن مثل شعري که در سال ۱۳۴۶در صفحه شعر مجله زن روز چاپ کرديد که در اين شعر جز ء شاعران نيمائي قلمداد مي شويد . در اين شعر که نام   مرد و پرنده هايش را با خود دارد مي گوئيد :زير خورشيد بايست /زير خورشيد بايست /و گمان كن كه نخواهي پوسيد /و گمان كن كه نخواهي خشكيد /زير باران هاي پائيزي ..انگار كه اصلا اين نوع شعر ربطي به شما ندارد نه از لحاظ فرم نه محتوا .من مي خواهم بدانم كه شرو ع شعر سبك خاص خودتان در چه سالي به وجود آمده يعني با توجه به اين شعر شما در ۱۳۴۶زبان خاص خودتان را بدست نيارده بوديد احتمالاتجربه غزل و شعر نيمائي را در دوره جواني داشته ايد !؟

 

_   من همه جور سبكي كار كرده ام  در مجله جوانان آن سالهاهم  غزل چاپ كرده ام اوايل دهه ي چل غزل هاي من در جوانان چاپ مي شد .يك دوره هم مجله فر دوسي ؛هفتگي و به قطع روزنامه چاپ مي شد كه سر دبير شعرش محمد زهري بود و كار مرا چاپ مي كرد تا سال ۱۳۴۴كه از مسجد سليمان به تهران آمدم به جستجوي كار اولين كاري كه در تهران كردم در لغت نامه دهخدا بود .در چهار راه يوسف آباد با ماهي دويست سيصد تومان كه مديرش سعيدي سيرجاني بود در همين دوره با بهرام اردبيلي آشنا شدم يعني يك تعداد كار توي فردوسي بعد از سر دبيري زهري در زمان پهلوان چاپ كردم و بعد از آن بود كه با احمد شاملو آشنا شدم او در مجله ي خوشه بود ده دوازده شعر از من شاملو در خوشه چاپ كرد .بعد از چاپ اين كارها من به بهرام اردبيلي و بيژن الهي كه شاعران مدرني بودند  نزديك شدم

در اين دوره كه شما به تهران آمده ايد شرايط حاكم بر ادبيات معاصر چگونه است .آيا تجربه شعر احمد رضا احمدي را استفاده مي كنيد ؟يا شرايط مهم تري در عرصه ي ادبيات وجود دارد ؟

_ آشنائي من با اردبيلي و الهي و بعد محمود شجاعي باعث شد كه يك سري مشتركات ما را در كنار هم نگه دارد احمدي با اين گروه نبود اين اواخر هم فيروز ناجي به جمع ما پيوست ما به سمت يكديگر كشش پيدا كرديم .به خاطر مشتركاتي كه در ما بود .

بايد از دل اين گروه احتمالادو شماره شعر ديگر به وجود آمده باشد !؟

_  شعر ديگر ويرستاري و اديتش دست بهرام اردبيلي بود و يدالله رويايي .

مخارجش هم از مجموع بچه ها بود كه در آخر جزوه نوشته شده من وقتي به طرف اين دوستان آمدم كار اينطوري نوشتيم كه بچه ها مي پسنديدند .

يعني پس از آشنائي با اين گروه به طور كلي شعر نيمائي و غزل را رها كرديد و زبان شعر كه در خوشه چاپ كرده بوديد را ادامه داديد !در جزوه ي شعر ديگر از فريدون رهنما هم شعر چاپ شده است ايا در بدست آوردن اين نوع زبان كه يك نوع تعالي در آن بود رهنما سهم نداشت ؟با توجه به اينكه او از همان اوايل تاثيرات شگفت انگيزي بر روي ادبيات معاصر و شاعران گذاشته بود ؟

_ رهنما از ميان جمع ؛بيشترين حشر و نشر را با بيژن الهي و رويايي داشت .او با توجه به رابطه ي مستقيمي كه با شعر فرانسه داشت روي بچه ها تاثيراتي مي گذاشت .رهنما در همان دوره كارهاي آپولينر را ترجمه مي كرد و بيژن اديت مي كرد . اطلا عات و آگاهي زيادي در باره ي شعر مدرن فرانسه داشت و بچه ها را با شعر فرانسه در حقيقت او آشنا كرد .

شما جزء اولين كسان گروه شعر ديگر هستيد كه به هنجار شكني اسطوره مي پردازيد مثلا :ذوالفقار را فرود آر / بر خواب اين ابريشم /كه از اوفيليا /جز دهاني سرود خوان نمانده است خوب در اين كار دست به هنجار شكني و شكست روايتي اسطوره اي زده ايد . چگونه ذوالفقار عرب را در كنار اوفيلياي دانماركي قرار داده ايد و در عين حال در كنار شمشير خواب ابريشم را ؟البته خيلي ها در اين دوره از اوفيليا صحبت كرده اند اما هميشه در كنار اين نام هملت را گذاشته اند و يك ارجاءمتني به شعر داده اند . شما نوع جديدي از كار كرد اسطوره را شنا سانديد .در اين باره لطفا صحبت كنيد .

_ كارهايي مثل اوفيليا كارهايي است كه پيش شاملو چاپ شد .بر داشت از اوفيليا يك برداشت اجتماعي بود براي من .يك كلمه عربي كه در كنار يك كلمه دانماركي نشسته ربطي به هم ندارند ..خواب ابريشم هم نظريه ي اجتماعي بوده است خواب يكنواخت و يك دست اجتماعي و هشدار دادن به مردم و اين جور چيزها ...

يكي از دلايلي كه منتقدين به اشتباه گفته اند كه شما شاعر شعر ناب هستيد يا با گروه موج ناب بوده ايد حتما بايد اين باشد كه شما جزء شاعران نسل اول مسجد سليمان بوده ايد و در دوره اي نيز در ابتداي دهه ي شصت به اين جريان نزديك شديد حتي عده اي شما را بنيان گذار شعر ناب دانسته اند كه از اين اشتباهات تا ريخي متا سفانه در ادبيات ما از ديروز تا امروز زياد است . تلقي خود شما از اين جريان كه هسته هاي درخشاني مثل سيروس رادمنش و آريا آريا پور را در خود دارد چيست ؟

_ در كل گرو ه شاعران شعر ناب بچه هايي بودند كه بي خودي وارد اين مقاطع و مباحث نشدند كما اينكه مي بينيد مسن تر و جوانتر از خودشان كار اين ها را گزينش كرده اند و مي كنند در شعر هايي از هرمز علي پور يا سيروس رادمنش يا بچه هايي مثل اسد پور كار خوب وجود دارد .كار اين ها يك نوع شعر خصوصي و با ارزش است كه بعد از گروه شعر ديگر به وجود آمدو واقعا ناب بودهكار هاي با اهميتي من از اين ها خوانده ام ..مي خواهم بگويم اينها را كساني نمي بينم كه روي كارشان وسواس نداشته باشند . توي گزيده ي شعر اينان در شماره هاي اوليه ي مجله زنده رود شعر هاي درخشاني هست . شعر سيروس يا هرمز يا رامين مكوندي ...اين ها با اشكال مختلف دنبال مدرنيزم كردن كارشان بودند و هستند . 

اين شماره ي زندهرود  با انتخاب سيروس بوده و او وسواس ناب خود را بهكار برده است . تاثيرش را هم در كار كسي مثل مكوندي مي بينم . يا نوع انتخابش از شعر هرمز  با توجه به اينكه هرمز حالا سالهاست كه از آن جمال شناختي شعر ناب جدا شده و زبان ديگري با خود دارد ..

_  در هر صورت بچه ها  رابه نظر من مي شود توي همين كار هايشان ديد كه به دنبال تعالي بودند به نظر من حتي آن شعر بلندي كه براهني از رادمنش توي كتاب شعر به دقيقه ي اكنون مي گفت اتو ماسيو نش ضعيف است و در سطح قرار دارد ... اتفا قا دو سه پاساژ درخشان دارد به قول اسپندر در باره اليوت نوشته در چار كوارتت كه : شعر تبديل به كهكشان مي شود . در اين شعر رادمنش اين مساله و جود دارد ... البته يك مقداري هم آن است كه براهني اشاره مي كند ..به هر حال اين نظر  من است و البته من دور افتاده ام ..

به نظر من شما دور نيفتاده ايد  آن دايره تعالي كامل شدو حلقه وار بسته شد . شما حضور داريد . لزوما هم آدم نبايد در اين جلسات و بحث هاي ادبي باشد .تاثير شما هنوز وجود دارد . شعر شما هنوز وجود دارد امروز در باره ي تحقيق براي مدرنيست در شعر معاصر بايد به كار هاي شما و امثال شما رجوع شود ...

_ اين بررسي ها بعدا مي شود . به نظر من شايد در باره ي من زياده گويي شده باشد همه كار من كامل نبوده است شايد روزي در باره ي من اشتباه شود كه زيادي بوده ...

كاش تواضع شما را شاعران آتشپاره ي امروز يك ذره ..

_ خودم از نظر كنار آمدن با خودم جوري سلوك و زندگي داشتم كه به عنوان يك فرد آن چيزي كه مرا مطرح مي كند يا كنار مي كذارد اگر يك بر رسي انساني باشد اگر مرا كنار هم بگذارد  نا راحت نمي شوم . گاهي كه با خودم تنها مي شوم كار هايي دارم كه فكر مي كنم پختگي و انسجام بيش تري داشته باشد .

مسئله تازه و بكري كه شما از زبان مادري تان بر مي چينيد و در شعر معاصر مي آوريد زبا ن زد است . اصو لا يكي از با اهميت ترين شاخصه ي كار شما همين است  مثلا وقتي در اين شعر مي گو ييد : گم كرده علف يال / خورشيد جا بجا / و تو را به  بر نوي سپيده مي زند/ نزديك بو دمت / بلند بودي و اسباب بازي كودك در پهلو ...اين نوع فضا ها وارد كردنش در شعر مدرن به سختي امكان دارد . شما چگونه به اين كشف و شهود مي رسيد ؟

_ اين نوع تصاوير در زندگي ما وجود داشته است . اين شعر در باره ي يك فردي بود در زمان قديم در مسجد سليمان به نام _ صفر حموله _ كه رفته بود از خانه اي در محله مالگريمدزدي بكند و با تفنگ زده بودنش .ما بچه دبيرستاني بوديم . من جنازه اش را ديدم كه تير خورده بود كنار جسدش يك بقچه بود كه تويش اسباب بازي كودك بود . او چيزي نيافته بود و اسباب بازي را دزديده بود ...او قد بلندي داشت ...

با اين حساب شعر شما ادا هاي مدرنيستي نبوده است و به طور كلي ريشه در يك نوع زيست و شرايط زيست محيطي داشته است به نظر شما ...

 

{نوار قطع مي شود }

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نقشه ی مانیها مواضع مانیها معرفی کتاب دریافت فونت درباره ما تماس با ما

Copyright 2003-2004 All Rights Reserved for " maniha " The independent poetry' website