Independent poetry                                نخستین سایت تخصصی شعر ایران                                         www.maniha.com

Home شاعران شعر ایران شعر جهان مقالات language داستان کتاب الکترونیکی فیلم و صدا ویژه نامه ها

 

 

کامران بزرگ نیا

چهار شعرِ از خاکِ دامنگير



انتحار؟

يکباره فرو مي ريزد
در زوايايِ پنهانِ درون
خلاء
دامن مي گشايد
بيرنگ و بلورين و سرد

آنوقت
زنگِ مقطعِ در
گوشيِ آونگ

همه را پاره کرده بود
عکسهايِ کودکي را حتي
همه را
اشعارِ عاشقانه را حتي

بعد
زير سيگارِ واژگون
دود و خاکسترِ رها شده بر ميز

بگذار دامن بگشايد بگذار

و خانه يِ تهي
و فنجانِ نيمخورده يِ چاي
و ديگر هيچ

مثلِ گلي بي نام

                  ب                                 به خواهرم

برقِ آشنايي
در چشمِ ناشناسي
ميدرخشد و محو ميشود

بايد به خانه رفت
بي نگاهي به چشماني
بايد به خانه رفت
بي درنگي کنارِ دري
بايد به خانه رفت
پرده را کشيد
سر بر آستاني نهاد و گريست

مثلِ گلي بي نام
کنارِ جويي خشک
گذشته مي شکفد ناگاه
آوازي
پنهان و ناهوشيار
غافلگيرمان مي کند
پايِ تيرِ چراغي
سر پيچِ کوچه اي
زيرِ سايه يِ ناروني


بازي

آسماني آبي
با تکه هايِ ابري که گاهي
به بازي
با باد ميروند و
ميآيند
تکه هايِ ديگري
و نقش ميزنند
رودي گاهي
گاهي پرنده اي

و عطرِ بي موسمِ گلِ نرگس
بر سر چهار راهها
که ميچرخد
به بازيي ديگر
از دستي به دستي و
عطر مي افشاند
بي منظور

و رهگذري که کلاهش را
در دست ميفشارد و
خيره ميماند
زيرِ طاقيِ ايستگاهي

بهار چگونه آمد
کي آمد
وسلطنتش را چگونه بر قرار کرد؟


روزي

روزي به سراغت ميآيد

با خود چه آورده؟
کدام شادي فرو مانده را ؟
کدام لبخند ناديدني ؟

به سراغت ميآيد
با شتاب ميآيد
مويِ سپيدت را نمي بيند
چينها را به پيشاني
شياره را به چهره
و لرزش دستان را
و آهِ فرو خورده يِ پنهان را
و اين تطاول را
اين همه را

دويده و شتابان خواهد آمد
با سرخگلِ گونه ها خواهد آمد
با لرزشِ بيقرارِ پستانها خواهد آمد
نگاهت خواهد کرد
با نرگسِ مستانه يِ چشمان

وتو
چه خواهي کرد
چه خواهي گفت
چه خواهي داشت
برابرِ اينگونه آمدنش
چه؟
 

 

نقشه ی مانیها مواضع مانیها معرفی کتاب دریافت فونت درباره ما تماس با ما

Copyright 2003-2004 All Rights Reserved for " maniha " The independent poetry' website