Independent poetry                                نخستین سایت تخصصی شعر ایران                                         www.maniha.com

Home شاعران شعر ایران شعر جهان مقالات language داستان کتاب الکترونیکی فیلم و صدا ویژه نامه ها

 

عبدالقادر بلوچ

...

 

در درونم
فریادها
همه
به صف ایستاده اند
نا امیدم من
که نمی کشم
هیچکدام را

 

...... 

چشمانت را ببند
فرض کن من پذیرفتم که بمانم
تا فردا مثل هر روز بیدار بشوم
که چه بشود؟
هجوم دلتنگی ها را مگر می شود با کسی تقسیم کرد؟
مشکل جایی است برای نفس کشیدن
ونفس من
در گروی نانی است برای ماندن
در تنازع بقا همه نمی مانند
تو ماندنت را بکن
چشمانت را ببند
من رفتنی هستم .

 

 

 

 ...

کاش من خورشید را گم کرده بودم
از پیش من
آسمانی گم شده است .

 

... 

خدا را هم
زده ام من
فریاد .
نمی رسد به فریاد
که ساکتم من .

 

... 

دلم را
چیزی گرفته
رهایش نمی کند
تا پایان من

 

... 

کاکتوسی که
می زند سبز چشمک را
د رونش
کویری
می زند فریاد .

 

 

 

 ...

دلم را
حتی
نگاهی
نمی لرزاند
می ترسم مرده باشد .

 

... 

زندگی زیبا بود
آن زمان که :
ا طمینانی داشتم
به چشمانم .

 

... 

من از خستگی
تشنه ام
برای یک لیوان
مرد ن .

 

 

...
من
سال به سال
ماه به ماه
هفته به هفته
روز به روز
ساعت به ساعت
د قیقه به د قیقه
ثانیه به ثانیه
دارم می میرم
خسته ام از مردن
زندگی ام آرزوست .

 

... 

هستی
بیکران است
از ترس گم شدن
د ستم را
به کاهی می د هم .

 

 

 

...

امید
دور شده است
به دست
فریاد دل من
نمی رسد
دستش

 

... 

من در کوچهٌ تنهایی ام
می کشم انتظار
تو د ر :
د نیای
بی پرواییت
می کنی دلبری

 

... 

چشمانم را
درکویر نا امیدی
خواهم کاشت
اگر باشد
امید بارش نگاهت

 

... 

وقتی
نگاه تو
چون باران می بارد
من جوانه میزنم

 

 

 

 ...

در کوچه پسکوچه هایی گمشده ام که :
نگاه تو آنجا خورشید است .
من بد سر انجامی ا م را گریه می کنم .

 

... 

حوصله ا ش
چون من
سر رفته .
هر شب تا صبح ،
بازی می کند با من :
مرگ .

 

... 

ا مشب
که غم هجرش
کشت مرا
ملامتش مکنید ! .
من
هر روز
به همین عشق
زنده می شوم .

 

... 

کارتان نباشد
چه کسی
به آتش کشیده مرا ! .
به طوفان دهید
خاکسترم را .

 

... 

کافی بود
ترا
از بهشت بیرون کنند .
من خودم
بیرون می آمدم .

 

... 

وقتی
از زندگی
بیدار شدم .
به تو خواهم گفت :
خوابهایی را ،
که زندگی کرده ام .

 

 

...

هر شب
از راهی
فرار می کنم
از این دنیا .
شبی شاید بروم :
برای همیشه

 

... 

های و هویی بود مرا
در آن پایینها
که زندگی بود
نامش .

 

 ...

من میمونی هسبم .
پری رخی را دوست دارم
به من :
گریه کرد ن بیا موزید .

 

... 

قطار خا طرا ت
در ذهنم حرکت کرده .
من نگرانم .
در قلبم اگر بایستد
مرگ من حتمی است .

 

 ...

فاتحه
منم و کوه مشکلا ت .
- نه عشق شیرین
- نه کلنگ فرهاد
فاتحه ام خواند نی است .

 

.... 

علاجم
مشکل است .
ا ز آ سما ن که نیفتا د ه ا م :
از چشم خود افتاد ه ام .

 

 ...

شرمنده ام
ای رخ !
چاره نیست .
باز هم
سرخ شو :
با همین سیلی ها .

 

 

 

 

...... 

شبها
در حساب و کتابهایم
می میرم .
صبح جنازه ام را :
تا سر کار تشییع می کنم .
مرده شور !
زود تر از من ،
آنجاست .

.... 

...... 

کسی نمی داند مقصدم را .
شهرکی است
همینجا
پشت دیوار خیال .
باز که کردم بالهایم را ،
امید من است
- و
پرواز به آنجا

 

 

 

 

... 

راز خلقت را ،
می کنم من کشف :
هر با ر
که می شوم
خاکستر .

 

 

 

 

.::: تاریخ :::.

شبی با تجسم :
- سوار بر اسب تخیل
تا دور دست آینده رفتم .
تاریخ را دیدم .
خسته بر تخته سنگی نشسته .
هیچکس حاضر نبود بنویسد ش .

 

 

 

 

.::: خواب :::.

من در خواب دیده ام :
- که جنگ ها پایان می پذ یرند
و درختان خشک شکوفه خواهند داد .
- که بینوا یان خواهند خند ید ،
آنقد ر که می مانند چگونه نخند ند .
در خواب د یده ام من :
که همه ی چیز های خوب را ،
در خواب باید دید .

 

 

 

.::: خواستن :::.

"خواستن" پیاده است .
پا در رکاب اسب " فرصتی" باید .
که سخت بعید است توانستن .
طو طی ای که افتاده جسد ش در خیابان :
- مگر هر روز تا به شب ،
- ورای حرف زدن
سراپا خواستن نبود ؟ .

 

 

.::: قصه :::.

ساربانان محو رقص منطق کوری هستند .
آنان را که توانیست در حرکت دادن :
- کله ی گرگی مرد د دارد .
از راه رسید گان گیج یافتن معیارند .
بیگانگی آنقد ر توله زاییده :
که به هر د و نفر غریب خیا با نهای غربت ،
- یکی رسیده .
نو نها لان را در تابوت می کارند .

 

نقشه ی مانیها مواضع مانیها معرفی کتاب دریافت فونت درباره ما تماس با ما

Copyright 2003-2004 All Rights Reserved for " maniha " The independent poetry' website