Home شاعران شعر ایران شعر جهان مقالات language داستان کتاب الکترونیکی فیلم و صدا ویژه نامه ها

Independent poetry                                نخستین سایت تخصصی شعر ایران                                         www.maniha.com

 

رو به زندگي و پشت به مرگ

نگاهي به نما يشگاه نقاشيهاي بهرام دبيري

 تا 5 اسفند

رضا عامری

 

1-  سه شنبه است ، برف مي بارد و من به دنبال نگارخانه سعد آباد مي گردم . جهان آنقدر تازه است كه دوست نداري سواره بروي . از سر زعفرانيه را تا سعد آباد قدم زنان مي روم . دانه هاي برف در فضائي معلق مي خواهند شكل بگيرند و بنشينند نمي شود . در هوا شبيه گلوله هستند , اما وقتي مي نشينند شكل ندارند . گويي مرگ در گستردگي و عمق خود همه چيز را مضمحل مي كند و چيزي از سبكي باز نمي گذارد . گويي در اين زمان نه ولادت ونه مرگ آغاز و حتميت هيچ چيز نيستند . همه چيز زنجيره اي بي نهايت و بي بدايت است . پس امروز با صد سال پيش و با هزار سال پيش فرقي ندارد ؟ گويي صورت اشياء دائم از عالم بي صورت تتابع و توالي مي يابد و به عالم صورت مي آيد و لي درنگي نمي پايد تا به عالم بي صورت باز گردد . (1 )

امروز 28 بهمن است . سالروز تولد هدايت است . آنكه پشت به زندگي و روبه مرگ (2) بود ؟ بوف كوري كه سنت اندوه و مرگ ونحوست را نشان دار كرد ,‌تا سنت مزارها و گورها را هميشه به عزادران بيل (3) ياد آوري كند . درست صد سال پيش هدايت متولد شده است ! پس بايد روز سعدي باشد !

2- نگار خانه سعد آباد , روبروي كارهاي بهرام دبيري پشت به مرگ و رو به زندگي ايستاده ام . آيا او مي خواهد ما را از جهان مزارات به جهان سرخوشي ها ببرد ؟ يا دبيري دارد نقش حافظانة مي كشد , تا به رغم اين جهان مزاري و رجاله ها و خنزر پنزري ها , سر خوشي عارفانه سر دهد ؟ در هر شكل و شمايل او پارادوكسي مي سازد تا بوف كوري با چشماني روشن تو را نگاه كند !

در اين شكلها شمايل مركزي مينياتور هاي ايراني هم وجود دارد و هم غايب است , همين طور كه دور گيري و حاشيه تابلو ها . همه چيز در تجلي و غياب است . حتي خطها هم بر گرفته از هنر آرايه هاي ايراني مطابق با نظام رمز آلوده خود اند . در تقاطع خط با خط در نقطه اي معين گوئي خطوط سر نوشت اند , ( خطوط كف دست ) در كنار منقار هاي دو پرنده . گويي همان جا كه نقطه به نقطه يعني خط به خط مي رسد , همان جا نيز نقطه فراق رقم خورده است . پس با جهان فراقي ها سرو كار داريم ؟

و در خلال اين تلاقي و تفارق اشكال فراواني متولد مي شوند . خطوطي مارناك كه شكلهاي مختلفي از هندسي و موّرق بوجود مي آورند . و غايت از اين تكوين تعبيري از كل است , او مي خواهد واقعش را في الجمله و بدون محدوديت بگويد , پس دقيق ترين جزئيات را هم آورده است . اين كل شامل گل و پرنده و زن و‌تفاصيل كوچك و دقيقي است , تفسير ي از مينياتور هائي كه نو شته هاي كهن ما را تزئين كرده است . او مي خواهد منعكس كننده هنرهاي ايراني بر روي جلد كتابها و ساختار دروني آن باشد . رابطه ميان جلد كتاب و هنر نگار گري ايراني . نمايشگاه بهرام دبيري كتابي از پرنده و گل است

و شايد با تابلو اول او ما به نوعي جلد و تزئين جلد كتاب روبرو هستيم و بعد از ورق زدن آن به درون متن او داخل مي شويم ,‌ البته او همه چيز را به متن آورده است , حتي حاشيه ها را و نامتن ها را پس از آغاز يا از پايان شروع كنيم فرقي ندارد ,‌ . بوف و خروس (4) هم پرنده اند . و در اينجاست كه اتصال خود را به تاريخ نقاشي معاصر و به رنگها و صداهاي ديگر و حتي روحيات سپهري وار هم نشان مي دهد . همين طور كه شاعرانگيش را تا تابلو هايش به آن لحظه ناب برسد كه در شعر معاصر مي توان نمونه هاي آن را ديد . او به اعماق و به آينه ها رفته است تا زلال شود و اين زلالي را در رنگهايش مي بينيم و با اين رنگ ها و شكل ها از واقعيت طنز و تلخ و سياه هدايتي فاصله گرفته است . اما بايد مواظب باشد به تجريد سپهري در نقاشي نرسد . چون غياب انسان در نقاشي مانند دبيري بسيار او را به فضاي متافيزيكي نزديك مي كند , فضايي غير قابل اقناع براي انسان امروز كه مي تواند خلاقيت هاي او را از واقعيت هاي امروز دور كند . او مي خواهد حافظه جمعي ما را در آينه هايش نشان دهد . و در اين نشاني از پرنده و گل بيشترين بهره را ببرد . پرنده و گلي كه تزئين گر كتابها و آينه هاي ما بوده است .

او از پيكاسو و براك زياد آموخته است ,اما نگاهش نشانگر خيال و نگارگري ايراني است ‌, و اين ها امكاناتي است كه از او نقاشي مي سازد , كه اجمالاً هم ذروه هنر شرقي را دارد هم خصو صيت و روح ايراني را . هنرمندي ذاتي كه وجود فعلي خلاق در هر تا بلوش مشاهده مي شود , نگاهي كه انتخاب و اختيار و حذف , ذاتي آن است . او مي خواهد آن بخش از روح جمعي ما را كة آلوده به مرگ انديشي و مرگ پريشي است حذف كند , تا به اختيار در آينه هاي پرنده و گل شاد خوارانه نگاه كنيم . آيا مي شود ؟

 

3-  از نگارخانه بر مي گردم . ياد هدايت را فراموش كرده ام . حس مي كنم كه رنگها و شكلها درك تازه اي دارند و هستي تصوير و جهان تصوير همه چيز را تحت الشعاع خود قرار داده است حتي كلام مرگ را .. . كه نمي توانم چهره آغاز و پايان را در آن تشخيص دهم , تصويري و ندايي كه گويي از بيرون جهان مي آيد , يا از همان كره سبز تابلو دبيري . عارفانه است , دبيري كه فتوا نمي دهد ,‌ سفر مي كند با اينكه يقين دارد هر آنچه را جستجو مي كند چيزي مشخص و مكاني معين نيست .. ندايي و تصويري كه مثل دانه هاي برف در روز سه شنبه مي بارد وسقوط مي كند , اما به ما نمي رسد

  1. سرّني عبدالحسين زرين كوب
  2. جمله اي از دكتر صنعتي در باره هدايت 5

3-  نام كتابي از غلامحسين ساعدي

4-  اشاره به ضياء پور نقاش و مدير مجله خروس جنگي

 

 

 

 

 

نقشه ی مانیها مواضع مانیها معرفی کتاب دریافت فونت درباره ما تماس با ما

Copyright 2003-2004 All Rights Reserved for " maniha " The independent poetry' website