Independent poetry                                نخستین سایت تخصصی شعر ایران                                         www.maniha.com

Home شاعران شعر ایران شعر جهان مقالات language داستان کتاب الکترونیکی فیلم و صدا ویژه نامه ها

 

 

شهرام عدیلی پور

نگاهی به  شعرخانه ام ابري ست

 

خانه ام ابري ست

يک سره روي زمين ابري ست با آن.

 

از فراز گردنه خرد و خراب و مست

باد مي پيچد.

يک سره دنيا خراب از اوست

و حواس من

آي ني زن که تو را آواي ني برده ست دور از ره کجايي؟

 

خانه ام ابري ست اما

ابر باران اش گرفته ست.

در خيال روزهاي روشن ام کز دست رفتندم

من به روي آفتابم

مي برم در ساحت دريا نظاره.

و همه دنيا خراب و خرد از باد ست

و به ره ني زن که دايم مي نوازد ني ، در اين دنياي ابر اندود

راه خود را دارد اندر پيش.

 

 

خانه ام ابري ست يکي از به ترين و برجسته ترين شعرهاي ادبيات معاصر فارسي ست که درنهايت ايجاز و کوتاهي گستره اي از معنا را در برگرفته است . اين  گستره ي معنا  که با جملات و واژگاني ساده بيان شده است مي تواند از نظرگاه هاي اجتماعي ، سياسی ، روان شناسانه یا فلسفی ، بسته به ديدگاه ناقد يا تحليل گر مورد بررسي قرار گيرد.

اين شعر مانند هر شعر خوب و موفقي چندين لايه دارد و به ويژه مانند بيش تر شعر هاي نيما داراي وجهي نمادين و تمثيلي ست که من در اين جا مي کوشم بيش تر به جنبه هاي ادبي و فني شعر بپردازم و در پايان سعي مي کنم به وجه نمادين آن هم اشاره ي کوتاهي بکنم.

شعر سه بند دارد . بند اول بسيار کوتاه ست که به صورت يک عبارت خبري بيان مي شود. اين عبارت اهميت زيادي دارد چون به مثابه ي کليد شعر عمل مي کند و مدخل ورود مخاطب به شعر و جهان شعرست . شاعر ابتدا با جمله ي خبري ساده اي اعلام مي کند که خانه ام ابري ست ، سپس همين خبر را به تمام جهان تعميم مي دهد و دوباره آن را تکرار مي کند ، اين باراما قيد  يک سره را که در بافت شعر و ساختار روايي آن با اهمیت ست و معنایی ژرف به شعر می بخشد به آن می افزاید . این جا شاعر با آوردن ترکیب  باآن در پایان جمله و آغازگاه شعر ، خانه اش را به کل جهان پیوند می زند و چه استفاده ی استادانه و زبان شناسانه ای از این ترکیب می کند . نخست آن که حرف اشاره ی آن را به جای متمم به کار می گیرد و دیگر آن که با آوردن این ترکیب بر ابری بودن خانه و به دنبال آن جهان تاکید می ورزد . اگر این ترکیب در پایان جمله نمی آمد تاکید تا این حد نبود.

قدری که در شعر پیش می رویم متوجه می شویم که شعر چه فضای ابری و مه آلودی دارد . فضایی تنگ و خفه که دلالت دارد بر چیزی خارج از جهان شعر . همین جا باید یادآوری کنم که یکی از ویژگی های شعرهای خوب فضاسازی ست و نیما در ابتدای این شعر کوتاه و پرمایه با آوردن دو واژه یا ترکیب کلیدی یعنی  یک سره  و  با آن  دست به فضا سازی دقیقی زده است که باعث شده شعر جان دار و پرمایه از کار در آید. برای مثال اگر می گفت : خانه ام ابری ست و تمام روی زمین با آن ابری ست هرگز قدرت و اثر این چنین بیانی را نداشت و در ضمن تغییر و تحولی در ساختار و بافت ساده ی زبان ایجاد نمی شد . نیما تنها با آوردن  با آن در پایان جمله بر قدرت بیان خود و فضای شعر افزوده است و باعث رستاخیز واژگان1 شده است و یک کلام ساده را به شعر مبدل کرده است . این ست ظرایف و دقایق یک شعر ناب که تنها ذهن خلاق و آفرینش گری چون نیما از عهده ی آن بر می آید.

در بند دوم شعر ، عنصر دیگری پابه جهان ابری و مه گرفته ی آن می گذارد :  باد . آن هم خرد و خراب و مست .  و شاعر با استفاده از تکنیک موسوم به  پرسونیفیکاسیون2 به باد صفاتی انسانی می بخشد و به آن شخصیت می دهد ، به این ترتیب شعر زنده تر و محسوس تر می شود. همین جا یادآوری می کنم که ایهام یکی از ویژگی های این شعرست که نیما در این فرصت اندک چند جا از آن استفاده می کند. برای نمونه استفاده از واژه ی  خرد برای باد که هم می تواند به معنای کوچکی باشد هم به معنای خسته و داغان بودن که این همه به اضافه ی مستی و خرابی حکایت از جهانی ویران و تنگ و گرفته و خفه دارد که برجسته ترین نمود آن همان ابری بودن ست. و باد همچون عابری خسته و مست و خراب و بی حوصله از بالای گردنه می پیچد و می آید و اوست که دنیا را یک سره خراب و ویران می کند و این دومین بارست که شاعر به خرابی جهان اشاره می کند. این بار اما با بیانی تازه . اما چه طور ممکن ست موجودی خرد و خراب و خسته و مست بتواند جهان را ویران کند ؟ این یکی از نقاط ابهام شعرست که بر پیچیدگی و غنای آن می افزاید.

در پایان این بند از شعر ناگهان اتفاقی تازه می افتد ، اتفاقی خلاف آمد عادت و یک سره متفاوت با دیگر اجزای شعر که تا این جا با آن پیش آمده ایم و با آن خو گرفته ایم . ناگهان شاعر گزارش های خبری خود را قطع می کند و با یک بیان خطابی رو به یک  نوازنده ی ناشناس می گوید : آی نی زن که تو را آوای نی برده ست دور از ره کجایی ؟

فضا سازی و حس آمیزی شعر جان دار و غریب ست . در میان ابر و توفان ناگهان نوای محزون یک نی از دور شنیده می شود ، این ساز در ادبیات ما ساز جدایی هاست ، ساز غم و اندوه که در افق فرهنگی مان مفاهیم ویژه ای با خود حمل می کند. راستی فضای محزون و ابر آلود این شعر که هر لحظه گرفته تر و غمگین تر می شود از چه حکایت می کند ؟ چه پیامی می خواهد برساند ؟ این پرسشی ست که در پایان به آن می پردازم .

از این جا به بعد ما و شاعر همراه آوای نی از جهان گرفته ی بیرون به درون سفر می کنیم و مگر چاره ای هم جز این هست ؟ هر گاه تمام راه ها در جهان بیرون به بن بست برسد چاره ای جز گریز به درون نیست. و این ست که ما ملتی درون گرا هستیم و عرفان قشر زخیمی از فرهنگ و ادبیات مان را تشکیل می دهد.

در ابتدای بند سوم باز هم شاعر تکرار می کند که خانه اش ابری ست و گزارش خبری خود را دوباره پی می گیرد . این بار می گوید ابر باران اش گرفته ست ، این جمله هم دارای ایهام ست . معلوم نیست ابر شروع به باریدن کرده است یا نه ، درست بر عکس جلوی باریدن اش گرفته شده است . اگر این گونه باشد که فاجعه چند برابر می شود . آن گاه شاعر به درون می رود و وارد رویاها و خیال هایش می شود ، در عالم خیال دمی به گذشته های روشن اش می نگرد که دیگر از دست رفته اند ، به آن گذشته هایی که در ساحل دریا، روشنایی آفتاب زیبا و درخشان اش را تماشا می کرد ، اما ناگهان دوباره به خود می آید و به این جهان ویران از باد پرتاب می شود و خود را با واقعیت موجود روبرو می بیند و گوش می سپارد به آوای نی زن که دایم نی می نوازد اما نی زن دیگر گمگشته و دور از راه نیست ، او دیگر را ه خود را یافته است و  راه خود را دارد اندر پیش.

در پایان اشاره ای می کنم به وجه تمثیلی و نمادین شعر و پاسخ به آن پرسشی که مطرح کرده بودم . از منظر اجتماعی این شعر تمثیلی ست از یک جامعه ی بسته و استبداد زده که جز تاریکی و ابر و مه و فضایی گرفته و خسته در آن خبری نیست. فضایی زمستانی و یخ بندان که به قول مهدی اخوان ثالث ، نفس ها ابری ست ، دل ها خسته و غمگین ، درختان اسکلت های بلور آجین . فضایی که به جای شادی و شور و طرب و رقص و پایکوبی باید گوش سپرد به آوای محزون و اندوه بار نی که انگار همین ست تقدیر تاریخی ما :

بشنو از نی چون شکایت می کند

و از جدایی ها حکایت می کند

 

1-     اشاره ای ست به سخن محمد رضا شفیعی کدکنی . موسیقی شعر ، انتشارات آگاه ، ص 3

2-     personification

 

adilipoor@hotmail.com

 

نقشه ی مانیها مواضع مانیها معرفی کتاب دریافت فونت درباره ما تماس با ما

Copyright 2003-2004 All Rights Reserved for " maniha " The independent poetry' website