[ خانه ] [ پدیدآورندگان ] [ شعر ایران ] [ شعر جهان ] [ مقالات ] [ language ] [ داستان ] [ کتاب الکترونیکی ] [ فیلم و صدا ] [ ویژه نامه ها ]

Independent poetry                                نخستین سایت تخصصی شعر ایران                                         www.maniha.com

6

شهریور

1384  

 

سلام

سرانجام پس از چند ماه مانیها را دوباره به‌روز کردیم، مانیها بازگشت و خواهد ماند.

از همه‌ی شما دوستانی که مانیها را نگاه می‌کردید و آن را بی‌حرکت می‌یافتید، پوزش می‌خواهیم و از همه‌ی دوستانی که نگران بودند و با نامه‌ها و تلفن‌های‌شان نسبت به تاخیر در به‌روز شدن مانیها ابراز نگرانی می کردند، پوزش می‌خواهیم و سپاسگزاریم. ا

ممکن است دوست و همکاری مطلبی را برای ما فرستاده باشد اما آن را در مانیهای تازه به‌روز شده نیابد، این توضیح به همین دلیل نوشته شده است و به دلایل دیگری که در پی خواهد آمد.ا

کمی تغییر و نقل و انتقال در کادر مانیها و در شرایط آن ایجاد شده است که نهایتن به تغییر در خود آن نخواهد انجامید اما مسلمن این تغییرات در آن مشهود خواهد بود. تیمی فنی از این پس مانیها را به روز خواهند کرد و در آینده‌ای نزدیک شاهد تغییرات شکلی نیز در آن خواهیم بود...ا

اما این نقل و انتقال تاثیرات دیگری هم خواهد داشت، از نخستین روز آغاز به کار مانیها، ما تقریبن همه‌ی آثاری را که به دستمان می رسید، منتشر می کردیم و دلیل‌مان برای در پیش گرفتن این رویه این بود که گمان می‌کردیم فضای آن روز ادبیات ایران، به این کار نیاز دارد زیرا این کار را – نشر همه ی آثار را بدون دخالت سلایق‌مان و در کنار هم- قدمی برای شکستن فضایی می‌دانستیم که با آن مخالف بودیم و از آن زخم خورده بودیم... حالا از آن زمان بیش از دو سال می گذرد واین رویکرد از بسیاری جهات تاثیری بسیار مثبت داشته است و در مقابل، مانند هر استراتژی دیگر، نکاتی منفی... این رویکرد باعث شده است که آثار و شاعرانی که از مناظر زیبایی شناسی و ارزش گذاری هنری هیچ نقطه ی مشترکی نداشتند و چه بسا با هم در تضاد قرار می گرفتند، در کنار هم منتشر شوند، و فضایی ایجاد شود که جوانترها با جرات و توان بیشتری کار کنند و تصور نکنند برای انتشار کارشان نیازمند رابطه ای شخصی و یا پادرمیانی و معرفی کسی هستند، انتشار پی در پی کارها باعث شده است که پیشرفت محسوسی در این گونه کارها دیده شود زیرا وقتی اثری از شما منتشر می شود، ناخودآگاه شما و دیگر خوانندگان آن را با آثاری که در کنار و همراه آن منتشر شده اند، قیاس می کند و این پایه ی حرکت است... حرکتی که فارغ از جهت و سمت و سویی که خواهد یافت، به هر حال تجربه در پی دارد و ارزشمند است. ا

از سوی دیگر ما در پی بیان این نکته بودیم که بگوییم آدمی می تواند آثاری را که دوست ندارد و حتی گاهی قبول ندارد، در کنار آثاری که دوست دارد منتشر کند. فرصتی بدهیم به خودمان تا در سلیقه ها و چهارچوب هامان تجدید نظر کنیم وهیچ چیز را اصل و غیرقابل تغییر فرض نکنیم و فکر کنیم که همیشه بخشی از زیبایی و بخشی از حقیقت نزد دیگران است... فرصتی بدهیم به فضا و تصویری که از آن در ذهن داریم، که تغییر کند، مجموعه هایی پیچیده از روابط خصوصی و باندها نباشد دیگر و تریبون هایی که باندها یکدیگر را از آن نفی می کنند... فضایی ترسناک که اگر شاعر به دسته ای تعلق نداشته باشد، راهی به آن نیابد و...ا

کارهای‌مان را حتی در کنار کارهایی ببینیم که پیش از این تصور خوبی راجع به آنها نداشتیم و ارزش هنری چندانی برایشان قائل نبودیم، چرا که با آنچه که ما مبانی ارزش گذاری هنری می پنداشتیم در تضاد بودند... فرصت بیابیم از مناظر و پنجره های دیگری به جهان های دیگر بنگریم، جهان هایی که گاه تنها چون برایمان بیگانه بودند، به نظر زیبا نمی آمدند... جهان مان را وسیع تر کنیم و از پنجره و زاویه ای وسیع تر به جهان و به شعر نگاه کنیم... پایگاهی ایجاد کنیم که هر کسی با هر سلیقه ای بتواند در آن شعری یا متنی را بیابد که از آن لذت می برد... تلاشی کنیم برای اثبات اینکه آدمی می تواند هم شاعر باشد و هم به عنوان ناشر شعر، بی طرف بماند و سلیقه اش را در نشر دخالت ندهد و تلقی های دیگر از شعر و هنر را حذف نکند و نقش های اجتماعی متفاوتی چون شاعر و ناشر – که سانسور و شرایط بد اجتماعی و تاریخی ناچارش کرده هر دو را همزمان بر عهده بگیرد- در کارش دچار تداخل نشوند...ا

این ها فکرها و اهدافی بوده اند که رویکرد مانیها بر اساس آنها تعریف می شده و ما کوشیده ایم که به آنها برسیم، اما اینکه مانیها چقدر در این راه موفق بوده است، نکته ای است که داوری آن بر عهده و در توان شما است...ا

در مقابل این رویکردها در معرض نقدهای جدی دیگری بوده اند، مانیها به کشکول بودن متهم شده است، برخی از دوستان سطح آن را پایین و آن را غیر حرفه ای ارزیابی می کردند... برخی معتقد بوده اند که هر نشریه ای باید نماینده ی سلیقه ی ناشرانش باشد و در مانیها خط روشنی دیده نمی شود... برخی آن را شلوغ و دشوار دیده اند... و نقدهای دیگری که ممکن است برخی از آنها به گوش ما نرسیده باشد و به ما منتقل نشده باشد...    ا

امروز اما پس از دو سال زمانی رسیده است که ما بتوانیم ارزیابی نسبی از این رویکردها داشته باشیم و بتوانیم بر اساس آن خطوط روشن تری را در آینده دنبال کنیم... برخی از نقدهایی که پیشتر آوردیم را مد نظر قرار دهیم و سعی کنیم که از این به بعد بهتر حرکت کنیم و مانیها را به سطح بالاتری ببریم که این بی کمک شما ممکن نیست و این جاست که درددل ما با شما آغاز می شود:ا

در تمام این مدت بارها از دوستان خواسته ایم که آثارشان را در فایل ورد و به صورت فایل پیوست برای ما بفرستند، خواسته ایم که تعداد بیشتری از آثارشان را با هم بفرستند، تا امکان انتخاب بهترین کارهایشان را داشته باشیم، خواسته ایم که نام شان را بالای متن شان بنویسند... اما اغلب دوستان و همکاران مانیها جدا از علاقه ی متقابلی که نسبت به هم داریم، به این خواست ها کاملن بی توجه بوده اند، گاهی اولین نامه که از دوستی دریافت کرده ایم، «خسته نباشید»ی بوده است و شعری که در صفحه ی ایمیل به فارسی نوشته شده است  و اغلب با فونتی غریبه....و اغلب به سختی می توان نام شاعر را از روی آدرس ایمیلش پیدا کرد... ایمیل هایی که به دست مان می رسد نشان می دهد که دوستانی که تصمیم به همکاری با مانیها می گیرند، اغلب شناختی از آن و مواضع آن ندارند و صفحه های مواضع مانیها و درباره ی ما و... را حتی نگاهی نینداخته اند و این آدم را دلسرد می کند...ا

با تمام این حرفها کمتر پیش آمده که امکان انتشار شعری وجود داشته باشد و منتشر نشده باشد، نوشتن شعر در صفحه ی ایمیل باعث می شود که نتوان از هیچ چیز آن مطمئن بود، از استانداردش که اغلب پیش می آید یونیکد نباشد و ویندوز عربی باشد و... کلمه ها در هنگام انتقال جابجا می شوند و متن به هم می ریزد... فونت های غیر معمول باعث می شوند که برخی کلمات یا حروف ناخوانا بمانند... اغلب ساعتی وقت صرف شده تا شعری با ایمیل مقایسه شود و به هم ریختگی هایش در ورد تصحیح شود و گاه که متن کپی شده و سیو شده و ایمیل پاک شده، این کار با حدس و گمان صورت گرفته و با این ریسک که ممکن است هر کدام از کلمات شعر اشتباه و یا جابه جا باشند... گاه در مورد شعرهایی که موزون بوده اند – وزن عروضی داشته اند- این کار با کمک وزن آن صورت گرفته که در همین به روزآوری که شاهدش هستید، دو نمونه به این صورت بوده اند و البته ما تا به امروز به هر حال این آثار را منتشر کرده ایم در حالی که تصور نمی کنیم رعایت این نکته از سوی دوستان که آثار سالم به دست ما برسند، توقع زیادی باشد...ا

اما از این به بعد خواهش می کنیم که به این نکات توجه کنید، زیرا بیش از این امکان انتشار آثاری که این اصول را رعایت نکنند وجود ندارد و ممکن است باعث عدم انتشار متنی شود که برای مانیها می فرستید:ا

1- آثارتان را به فارسی و در نرم افزار ورد تایپ کنید و تا حد امکان از ایتالیک

کردن و کلفت کردن و استفاده از رنگ های دیگر پرهیز کنید، مگر اینکه لازم باشد ... ا

2- نام تان را هم به فارسی و پیش از نام شعر در پیشانی صفحه بنویسید .

3- لطفن چند کار را همراه هم بفرستید تا امکان انتخاب از میان آنها وجود

داشته باشد، این چند کار را همراه هم و به صورت یک فایل بفرستیدا.

4- خواهش می کنیم که موضوع ایمیل را «ارسال شعر» یا داستان و... انتخاب کنید که ایمیل تبلیغاتی تصور نشود.

5- - لازم نیست از مانیها درباره ی فرستادن آثار سئوال کنید- باور کنید از هر 100 ایمیل، 25 مورد همین است-

می توانید آثارتان را با همان ایمیل و با رعایت موارد بالا بفرستید، زیرا اگر فرض را هم بر این بگذاریم که قرار است برخی آثار منتشر شوند و برخی نشوند، باید ابتدا کارها را دید تا بتوان در موردشان اظهار نظر کرد...

6- ایمیل هایی که برای ارسال اثر فرستاده می شوند،باید مثل همیشه به آدرس:

maniha@maniha.com

فرستاده شوند،ایمیل هایی که فایل ضمیمه ای همراه ندارند، به طور اتوماتیک پاک خواهند شد،برای دوستانی که قصد دارند به مانیها نامه بنویسند ولی متنی ضمیمه ی ایمیل شان نیست،  آدرس ایمیل دیگری ایجاد کرده ایم و تقاضا داریم موضوع نامه را مانیها انتخاب کنندو تکرار می کنیم که آثارتان را به این آدرس نفرستید همچنان که تقاضا می کنیم به ایمیل قبلی تنها آثارتان را بفرستید و از ایمیل دوم برای موارد دیگر استفاده کنید : ا

mani@maniha.com

 مانیها دوباره بازگشته است و خواهد ماند، با همه ی فراز و نشیب هایی که در این دو ساله داشته و خواهد داشت، خواهد ماند، زیرا در زمانه ای زندگی می کنیم و در کشور و شرایطی زاده شده ایم که در کنار تولید اثر هنری، به موازات آن و به اندازه ی آن، شرایط نشر آن وجود ندارد و اغلب چاره ای نیست جز اینکه مولف خود وظیفه ی دشوار نشر را نیز بر عهده بگیرد و تنها ابزاری که در دست ما باقی مانده است و اجازه ی نشر را به ما می دهد، دنیای مجازی است که گاه فکر می کنیم خود کم کم به دنیایی واقعی تبدیل شده است و روابط و شرایط کار را حتی بهتر از جهان واقعی می توان در آن گسترش داد و از آن به سمت رشد سود برد... در زمانه ای زاده شدیم و نوشتیم که آدمی در آن زود درمی یابد که باید برای خود و هم نسلان و هم نَفَسان اش، تریبونی تدارک ببیند که همه بتوانند صدای شان را و صدای هنرشان را از آن به گوش مخاطبان برسانند... ما همه ی همکاران و خوانندگان مانیها را با خود یک خانواده می دانیم، خانواده ای که یک خون در رگ هایشان جاری است... ادبیات فارسی

با عشق و امید

مانیها

هومن عزیزی و مریم هوله

 

 
ویلاگ مانیها درباره ی مانیها مواضع مانیها ارسال آثار تماس با مانیها جستجوی مولفان دریافت فونت معرفی کتاب پیوندها آرشیوها
Copyright ©2003-2005 All Rights Reserved for " maniha " The independent poetry' website