غزلی از علی کریمی کلایه + درباره ی شاعر

unnamed

 

 

درباره ی علی کریمی کلایه و یک غزل از او

 

 

علي كريمي كلايه از شاعراني است كه در دهه ي هفتاد جنبشي را به قصد بازسازي غزل و ساير قالب هاي ادبي كه پس از نيما و با تغيير تعريف بنيادين شعر، به كلي كنار گذاشته شده بودند، آغاز كردند. ايده ي بنيادين اين جنبش، امكان دست يابي به شعر در قالب هاي كلاسيك بود چرا كه ايمان داشتند اگرچه شعر ديگر تنها كلامي موزون و مقفي نيست و بر اساس قالب تعريف نمي شود، اما اين شرط لازم و كافي براي دور انداختن آنها نيست چرا كه مي توان در همان قالب ها نيز به متوني رسيد كه بر اساس تعريف امروزين شعر محسوب مي شوند. اين جنبش كوشيد متوني مدرن و حتي پست مدرن را در قالب هاي كلاسيك به مخاطب عرضه كند اما در سال هاي آغازين اين جنبش به دليل پيش داوري ها و تلقي هاي نادرست، تلقي هاي نادرست از تعريف فلسفي و ادبي روز، مشكلات ناشي از ترجمه و گرايش به تعاريف كلي و كليشه اي و… در فضاي ادبي فاقد رسانه و تريبون بود اما در سال هاي اخيراستفاده از قالب هاي كلاسيك به شكلي روزافزون صورت مي گيرد و با اين كه اين جنبش به همه ي اهداف خود دست نيافته است اما مخاطبين و فعالان جامعه ي ادبي كم كم پيشداوري هاي پيشين خود درباره ي استفاده از اين قالب ها را مورد ترديد قرار مي دهند.
علي كريمي كلايه به عنوان يكي از شاعراني كه از آغاز اين جنبش همراه آن بوده است، سهم به سزايي در موفقيت هاي اين جنبش داشته است. در كار او جنوني شاعرانه و نوعي كشف و شهود عميق جريان دارد كه به همراه تسلط كامل او بر اوزان، ابزارها و قالب ها، دايره ي وسيع واژگاني، تصويرسازي هاي هنرمندانه، طنزي تلخ و سياه، فضاسازي هايي گروتسك و به چالش كشيدن تابوها، معيارها، باورهاي مرسوم و غالبا غلط عام، ساختارهاي ناعادلانه اجتماعي سياسي و… از او شاعري قدرتمند با آثاري خواندني ساخته است.
 كريمي كلايه همچنين آثاري در حيطه ي شعر سپيد منتشر كرده است كه خصوصيات شعر او را به همان اندازه بازتاب مي دهند كه اشعار او در قالب هاي كلاسيك. توجه خاص او به عنصر روايت و فرم دروني متن و تصاوير بكر و بديع و شاعرانگي او به شعرش صدايي ممتاز و مشخص بخشيده است.
كريمي كلايه همچنين سال هاست كه در حيطه ي داستان كوتاه نيز فعاليت مي كند و شاعرانگي و قوه تخيل قدرتمندش داستان هاي كوتاه او را به متوني جذاب و سرشار از شگفتي بدل مي كنند. او مرزهاي ميان واقعيت و رويا را مي شكند و موقعيت هايي خلق مي كند كه دستيابي به آنها جز از طريق تقابل رويا و واقعيت ممكن نيست. طنز سياه و موقعيت هاي گروتسكي كه تسلط او بر شخصيت پردازي و توصيف واقع گرايانه ي يك موقعيت در تقابل با تخيل و رويا و آرزوهاي آدمي داستان هاي او را به متوني به ياد ماندني و سرشار از شگفتي بدل مي كند. داستان هاي كوتاه او عموما در “i media res” و در ميانه ي روايت آغاز مي شوند و به سرعت به اوج مي رسند، با اين حال او هميشه از قواعد پيروي نمي كند و درست در زماني كه انتظار داري با متني به شيوه ي هميشگي اش روبرو شوي، با متني روبرو خواهي شد كه برخلاف تمامي انتظاراتت قواعد ديگري را به ذهن خواننده تحميل مي كند. كريمي كلايه در حيطه ي داستان نويسي نيز داستان نويسي خلاق و هوشمند است و با نقد باورهاي پوسيده، معيارهاي سنتي و تابوهايي كه موجب تيره روزي مردم است در كنار آفريدن متوني زيبا و هنرمندانه، وظيفه ي خود را به عنوان يك روشنفكر انجام مي دهد و به همين دليل اغلب با ديوار سانسور مواجه شده و آثارش با ممنوعيت و مميزي روبرو مي شوند.
در آينده از علي كريمي كلايه بيشتر خواهيم شنيد.

غزلي از علي كريمي كلايه:
کفشم جلوتر از چمدانم خط بر زمین کشیده که راهی است
راه از دو خط که غیر موازی است شک کرده به خودش که دوراهی است
از حلق کنده است زبانم خود را و از لبم زده بیرون
چشمم سراب دیده و ذهنم سرگرم سرخ کردن ماهی است
دنیای من مکعّب گردی است دنیای من درست شبیهِ
دنیای داخل چمدان است از هشت گوشه رو به سیاهی است
با بچّه ای که در چمدان است از من به قبل هم سر راهی است
بی بچّه ای که در چمدان است از من به بعد هم سر راهی است

کتاب های منتشر شده:
پر از ستاره ام اما…شعر…نشر شهریار
خانه ای که وسط اتوبان است….شعر…نشر الکترونیکی
تطبیق با شتاب مجازی…شعر…نشر نصیرا
کنسرت خیس….داستان…نشر افراز
گوسفند زنده موجود است…شعر…نشر نیماژ
روی زغال داغ می رقصم…شعر…نشر مانیها…سوئد
اعتصاب غذا چه خوشمزه بود…شعر…نشر شانی

کتاب های در دست چاپ:
در هر صورت…داستان
درس هر روز گاوها علف است…شعر