برگ هاي حرف، جاويد جعفري

image

 

شعري از جاويد جعفري

عناصر برگ های ذوزنقه ای شکل،
با اجزاء خواب ها،
و گردگیری حرف های روکش دار،
جریان بودن را
منتقل نمی کنند…
آن طرف ترها از این خبرها کمتر است…
قطب نمای باد،
از کار افتاده
و موج های سکرآور،
بالا می روند،
از سر و روی مردابی بازنشسته…
دردهای بدون ایمنی،
شاید برایتان خطر داشته باشد…!

سکوت را ترجیح می دهند…
قورباغه های در قفس.
و زنجیرهای زنگ زده،
بر گردن کرگدن های افسرده…
با فسیل هایی به نوبت،
قالب شونده.
و خروس های رنگین،
نبرد صاحبانشان را،
با لذّتی بی محل،
تماشا می کنند…
بوته های تازه سبز شده را،
می ترساند،
مترسکی از تبار استخوان…
خاک،حتی زحمت برخاستن به خود نمی دهد
در دورشوندگی بدرقه ی اجسام…

دور شدند،
میوه ها،
چسبیده به سقف آسمان…
از چکیدن مایعات غلیظ،
ابرها نقطه نقطه نفس می زنند،
و سایه ی بادهای موسمی
تاریک می کند،
دریچه ی نگاه علف های هرز را…
بگذارید به حال خودش باشد،
دست پخت سر برآورده از عدم…

(جاوید جعفری)