شعری از لیلا هوله 

download (3)

 

 

شعری از لیلا هوله

 

 

 

هیولای عجیبی در من است

دیروز

پشت به پشتم می دوید

زیر باران

تو در توی باد

توی کوله پشتی ام

تفاله و وزغ می ریخت

انگار

از دریچه ای

زیر پام خالی شد

خون می ریخت از هر طرف !

چرا هر سو نگاهی می کنم

رد چشم هام پاک نمی شود ؟!

هر وقت مژه ای م می افتد

بی شک کسی مرده است ..

چقدر آینده خواب های ابلهانه می بیند !

برایت پاپوش می دوزد

گرفتار که شدی

از پنجره می گریزد ..

دست از سرم بردار !

پات روی گردنم

هی لگد می کوبد

تمامش کن !

توهم هر روز خون

که می ریزد از مجاری ام بس است !

من که روزنی ندارم

رگهام مسدود لای بند بند کتفم

گیر کرده

این خون از کجا می ریزد ؟!

سیگار که می کشم

دود مثل موشی کور

روبروم می نشیند

چهار دست و پا

ناخن می جود !

خون , تخیل موش است لابد !

من که گیر کرده ام !!

زیر سایه ام !

دست از پا خطا کنم

مرگم حتمی است !

هیولای عجیبی درونم است

دودی , هذیانی , مرگی !!

29.3.2015