ما زنده ایم آری! مریم هوله

ما زنده ایم آری!
از کتاب جزام معاصر
مریم هوله



 

 

 

اين وقتی ست که تمساح ها فکر مي کنند دوره ات کرده اند

قورتت داده اند و از تو چيزي نمانده

اما تو فانوسي ميان روده ها روشن كرده اي

كه فكر مي كني کفاف فرزندانت را بدهد           تا آخر عمر

و همه ي اينها فكر هاي بيهوده اي بيشتر نيستند !

 

هيكل مذهبي ات        کنار جاروي موش خورده

نشسته خاطره هاي تلخ  ِ تا خرخره خورده

مستا مست        سوسك در شلوار فقيرت تخم گذاشته

حالا كمرت را با انگشت هاي لاك گرفته شل بگير

تا شل شود اين همه زمستان

كه فمنيست ها همه جايش را سرگين سرانده اند

 

اين وقتي ست كه اجتناب           جماعت بي شائبه اي ست

كه در خيابان تا حد مرگ        مسخره ات مي كند

و تو مجبوري طوري بجنبي      كه جنبيدنت را قانون حس نكند

 

آزادي جان ! طوري نفس بكش            فقط از بيني

که هوا حس نکند دارد راه مي رود

آزادي جان !

برايت در سينماها تخمه مي شكنم

آنقدر دسته جمعي

كه صداي خرچ خرچ نگذارد

هن و هنت به گوشمان برسد

 

آزادي جان !

اين نعره ي طوفان است

مردن هاي دسته جمعي را دست كم نگير ……     ممتد و بي انتها ….

اين ديوار              بر سر« تو» خراب مي شود

اينقدر بي پروا نباش

 

هي در دل مرده ها كرم مي لولد               كه بجنبد آزادي

هي در دل مرده ها كرم مي لولد               كه زنده باشد آزادي

هي در دل مرده ها كرم مي لولد               كه زنده باشد

تا نيشخندي

كفاف زندگان را بدهد

تا آخر عمر

 

تيمارستان به ما پناه آورده است

ما زنده ايم آري

گورستان به ما پناه آورده است

ما زنده ايم آري

فراربه ما پناه آورده است

ما زنده ايم آري

 

اين وقتي ست كه جيغ

نماز مخفي ما مي ماند

تا روحمان آرام بگيرد

ديني كه هيكل ما را

با نيمكره ي ماتش

شبيه « تريلي » زير مي گيرد

تا بشنود جنازه شهري ميان جهان

« ما زنده ايم آري»

 

22 / 8 / 1380

تهران