از لا به لای میخ

فرشته اصلاحی فرشته اصلاحی

از لا به لای میخ

 

ونسان ونگوگ گوش های بریده ی من!

به تو هم میگن رفیق؟

با هزار باتوم که از سربازهای این قاره بگیری

جهان به میل برگ های درخت ها نمی چرخد

من هم کتاب بودم

شبی که در

ازدنده های چپم شکست

میخ ومنگنه هایم از ترس به هم چسبیدند

اما هنوز پرنده ای از لایم فرار می کند

شب نامه ها با باد

ومن مقصر هیچ چیز نیستم…

من مار تو بودم

کبرای تو بودم اگر هفت خط نمی شدم برای خودم!

برگ هایی که از این بهانه می ریزد

اذانی ست که بلال

در گوش جنین مرده ام می خواند قاری:

والشمسُ والضحا ها

ما مزرعه بودیم

آفتاب گردانی که به خورشید رو نکرد

خط شدم

تیری که به چشم هات نیزه می شود

مرا که بخوانی

اسفندیاری از لمس برگ هام می میرد

معدنم!

سقف می ریزم که پیدا نمی کنی

به خاکم کشیده اند       به خون

بخوان!

پس رفیق باش    رفیق!

خاکی که به خاک هام اضافه می کنی

 

فرشته اصلاحی