پیام تسلیت و دو شعر از وریا مظهر

دوست و همکار قدیمی مانیها وریا مظهر به ابدیت پیوست. مانیها به این وسیله نهایت اندوه خود را از درگذشت این شاعر خوب معاصر و فقدان دردناک او برای جامعه ی ادبی ایران ابراز می دارد و برای بازماندگان آن عزیز آرزوی صبر و پایداری در این مصیبت و برای روان پاک او آرزوی آرامش ابدی می کند.
از طرف گردانندگان و همکاران سایت مانیها

دو شعر از شعرهای منتشر شده از آن عزیز در مانیها را به این بهانه بازنشر می کنیم:



وریا مظهر

  دوشعراز مجموعه : داد نزن، در این آینه کسی نیست

 
  1

 

همین که پای شکسته ام را از در حیاط توی کوچه گذاشتم   

 یادت نرود

 چمدانهایم را از دستم بگیر

 زیاد نه، اما

 تا یک حدود مشخص وانمود کن مضطربی

 بعد

 بلافاصله

 یک تاکسی برایم بگیر

 و تا ایستگاه قطار

 برای بدرقه ام بیا

 من از پنجره قطار

 عزیزم

 به جای دوبار

 سه بار

 دستم را برایت تکان تکان می دهم

 
 
  2

 
  همانطور که هر روز

 از سر کار می آیی

 لم می دهی روی مبل

 چشمهایت را آهسته می بندی و

 آهسته

 بطور خیلی آهسته می میری

 همزمان داری فکر می کنی شعری می خوانی

 که فکر می کند

 آسان ترین راه مقابله با مرگ

 مردن است

 به شیوه ای کاملا طبیعی

صفحه ی قبلی شعرها در آرشیو