Association free

شعری از علی فتحی مقدم

Association free *

 

مثل منتقدي كه خايه مالي متني را مي كند

جاكشي نخلي را كرده ام كه اسپرم ندارد

وهمين پرندگان زيادي را

به تخم گذاري

در خليج دستور زبان فارسي تحريك كرده است

 

هميشه ي بغل كردن هايت

كرگدني كه در آغوشم بيدار مي شود

شكل تف كردن تجربه اي ست

كه با دايره ها در ميان مي گذاري

 و بعد

بي خيال جمله اي كه دستخوش احساسات سكسي مولف در متن مي شود

زندگي ام را به تو باخته ام

 

از غروب يك تابلوي رئاليسمي گرفته

تا پستانهاي سورئاليسمي يك درخت

ذهنم را باز مي گذارم

براي روزهايي كه از باغچه خالي ام

 

خيابان از اينكه تو را دارد شريف است

از اينكه تو را دارد يك طرفه است

از اينكه با تو مي خوابد

و صبح ها

با من بيدار مي شوند كوچه هايي كه خودشان را

زير پاي كلمات خراب كرده اند

 

چقدر هي به تو گفتم هي هي هي  از روسري ات بدم مي آيد

اما در گوش گره ي زير گلوي ات فرو نرفت كه نرفت.

 

سيگار!

 

تعارف سيگار_ كون سفيد

بخت دختري بود

كه ريه هايم را سياه كرد

و به روي خودش نياورد زندگي

 

 اين مبارزه هرزه گري بر نمي دارد

 اشياء بايد بكارت خود را حفظ كنند

براي روزي كه انگيزه هايم ميل به تجاوز دارند

ميل به نخل بودگي در فاصله ي دو انار تاريك

و فرصتي كه اگر پيش بيايد

در رنگين كمان شاشيده باشم

و تخيل ام را

مثل مرغي كه در زبان انگليسي چاق تر باشد

گاو تر كرده باشم

 

 

علی فتحی مقدم

_________________________________________________________

 

* تداعي آزاد