دوشعر از هرمز علی پور

http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTUrSlE2sCqpomw1H2HXK3S8CaB9Qd5SOYQPnmFMuq7UhFip9zx&t=1  هرمز علی پور

زیبایی

 

این دفتر گشوده می ماند

با تصاویری که می کشند ما را

یاد گل هایی می افتم

که نه در گلدان نه پنجره تاب نیاورند

من که یوسف او نیستم

دوست داشتم

در گیسوانش درنگی کند زمین

همین

شنیدم به سایه ی شاهینی

می نویسد

پیش از این که این بیت ها

برای سنگ امید او بنویسم

آن ها صدایم کردند.

 

 

 

 

نوبت

 

همین که می رسد به ما

به صرف ماضی گل می کند زبان

این نام اصلی  من نیست

آن مزار را به آبادی دیدم

بعد به خط  نوزادان نزدیک

بیایند از خود بگیرند مرا

زیر گِل بودم

تو آخرین نفر نیستی ولی

آخرین پاییز به این مکان نمی ایستد

آخرین پاییز از تقویم نمی پرسد

مثل ما که هیچ کدام

از جنس خودت برو آن طرف ترها

سمت چپ ام را به دست می گیرم

چرا از ترک دیوارها

این شوق دست می دهد.

 

 

هرمز علی پور

 

 

دریافت فایل PDF