شماره ۲ ، توهم

متنی مشترک از سارا تبریزی و سیروس کفایی


شماره ۲

توهم

 

این دکل را باد برده است و

آن ساحل را ، آب …

دیگر هیچ سیلی در پیرهنم غرق نمی شود

تا

مستمر ترین تابوت را

برای سخنگویان کلام برگزینند تا

آزادی

نه مرغی خون

بلکه

منشوری فردی باشد .

 

سیروس جان

مگر نمی دانستی که باد و ساحل از 

یک جیب می آیند

باور بکن !

باور کن که سیل بهانه ای بیش نیست .

 

سارا جان

دیگر هیچ قدی در نقاشی

سرم را بالاتر از

بوم نخواهد برد تا

معتبرترین مرگ

تناقضی

برای دگر اندیشان بودن یا نبودن باشد .

 

سیروس جان

گفته بودم !

گفته بودم که این نقطه لعنتی تنها

یک دم

که بالا رود

 باز دم

 را حبس می کند .

 

سارا جان

تمام لذت من آن آهیست که در این نقاشی

شعله به شعله

جان می دمد و من با چار چوب می سوزم .

 

سیروس جان

لذت آه را شکایتی دیگر نیست

هیس !!

ژانویه ۲۰۱۱ .