زنان نقاب‌پوش هرمزگان

 رضا فرمند

 

 

نقاب‌های خانه‌دار

نقاب‌های رَحِم‌دار

ایمان آیا می تواند زمان را مومیایی کند‍؟

 

می‌خواهی اسبی‌ شوی آزاد

یا زنی نقاب‌پوش در هرمزگان؟

*

در مجله‌ی قطار کپنهاک

زنان نقاب‌پوش هرمزگان را نگاه می‌کنم:

نقاب‌هایی که به پادری‌ها می‌مانند؛

و چشم‌هایی که به روشنی له شده.

*

می خواهی گوَزنی شوی آزاد

یا زنی نقاب‌پوش در هرمزگان؟

*

زنان نقاب‌پوش هرمزگان، به عروسکِ شَمَن‌ها

به عروسه‌ی هراس‌‌انگیز جادوگران می‌مانند؛

و به راستی که هوس را کور می‌کنند.

 

کودکی کنجکاوانه، نگاه مادرش را

روی روبنده‌های هول‌آور می‌کشاند؛

و چشم‌های شگفت‌زده‌ی مادر،

روی «ماسک‌های فارسی» درنگ می‌کند.

*

«گوهر ۳۳ ساله دارای ۸ فرزند

نقاب را به دلائل دینی می پوشد.

 

فاطمه ۵۵ ساله دارای ۱۰ فرزند

نقاب را به دلائل دینی می پوشد.»

*

می خواهی مَلخی شوی آزاد

یا زنی نقاب‌پوش در هرمزگان؟

*

زنان نقاب‌پوش هرمزگان در نگاه‌هاشان فشرده‌ شده‌اند.

و چشم‌هاشان که لب‌ریز پرسش‌های خیس‌است؛

چون تف‌هایی هر دم به آسمان هرمزگان افکنده می‌شوند.

 

می‌خواهی گیاهی شوی گمنام

یا زنی نقاب‌پوش در هرمزگان؟

*

در هرمزگان

زنان، نقاب ایمان را می‌پوشند!

در هرمزگان

زنان، نقاب مردان را می‌پوشند!

*

می‌خواهی پرنده‌ای‌ شوی آزاد

یا زنی نقاب‌پوش در هرمزگان؟

 

کپنهاک، ۱۸ مارس ۲۰۰۷