مصاحبه با شهلاآقاپور

 گیل آوایی

معرفی

شهلا آقاپور شاعر، نقاش ومجسمه ساز،ازمادرو پدری آذری درتهران متولد شده است.

پس ازپايا ن دوره دبيرستان ودريا فت ديپلم دررشته های علوم طبيعی وادبيا ت فارسی تحصيلاتش رادررشته های هنروطراحی دردانشگاه  تهران گذرانده است. وی بعد مدتی فعاليت در روزنامه ، ازسا ل 1365 ساکن آلمان ميشود ودرسا ل 1373رشته تعليم وتربيت اجتماعی وهنردرما نی رادربرلين بپايان میرساند.سپس بعدازادامه تحصيل هنردردانشگاه برلين سا ل1381موفق به دريافتِ فوق ليسا نس (ماستر) Master of Art (Arts in Context)

يعنی(متخصص درآموزش ِ علم ِ  هنر  با پروژه های مختلف هنری)از دانشگاه هنرهای تجسمی برلين  میگردد.

شهلا آقاپور پايان نامه اش را به نام هزارو يک پل به سو ی هنر که از تجربيات عملی و نظری پروژه های مختلف چندين سا له خودش را  به صورت کتاب که دارای داستانهای کو تاه ادبی و شعربهم پيوسته اجتماعی وهنریست، نوشته است، که پا يه و اسا س آن به انسان وعشق معطوف است.

شهلا آقاپورازسا ل1371نما يشگاههای متعدد انفرادی وگروهی درگالری های مختلف  اروپا،آلمان بويژه درمراکزفرهنگ وهنربرلين برپا داشته، که نقاشيهای اودر چهارکتابچه نقاشی گروهی و يک کتاب نقاشی(کاتالوگ)فردی(تکی)ازطرف اداره فرهنگ وهنرگالری اشتگليتس برلين چاپ شده است.

وی ازسا ل1374 نيز جلسات متعددی شعرخوانی به زبان آلمانی وفارسی درمجامع فرهنگی آلما ن همچون خانه ادبيا ت "برتولت برشت"،"مجلس برلين"، "وزارت فرهنگ وهنر برلين" و غيره  برگزار کرده است.

شهلا آقاپور سه جلد کتاب شعربه زبان آلمانی وفارسی گزينه ی اشعارفلسفی و اجتماعی 1380-1370 به نام های، انديشه های حسی(چاپ ايران نشرقصه1384)،آشفتگی جهان و ذرات گرم حس(چاپ آلمان نشرآيدا 1384)  به چاپ رسانده است. چند ين اشعار وی  نيز به زبان آلمانی  درکتاب شاعران مهاجر در برلين چاپ شده است.کتابهای جد يد ی بنامهای(مرواريد سياه)گزينه ی اشعار اجتماعی وسياسی  و(پروازسرخ تن) گزينه ی اشعار عاشقانه واروتيک یه چاپ می رسد.ازسال1377هم فعالعيتهای نما يشی کوتا ه مدرن هنری(پرفرمانس) به نامهای اسطوره ها، چشم خدای زن، بهشت و جهنم ،سايه و نور، يکی در دو جهان ، آشتی و نزديکی فرهنگها، فلسفه اروس ونيزنقاشی روی بدن برهنه رادرکنارنمايشگاههای نقاشی وشعرخوانی به نوشته وکارگردانی خود ايشان به اجرادرآمده است.

اودرحال حاضرهنرهايکو، وهنردرمانی رابا پروژه ها وايده های جديد تدريس می کند.يکی ازاين پروژه ها به نام ماندالا يعنی دايره ، چمدان زندگی با اشعار هايکو و غيره که حدودا از سال 2000 ادامه دارد،که با شعروصحبت فلسفی هنری،علمی وروانشناسی شروع ميشود،سپس تکنيک های ابزاری و شيوه های مختلف هنرنقاشی و رنگ، وفرم دادن اشياء رادرقالب ماندالا و فرمهای ديگر هنری به شرکت کنند گان می آموزد.شرکت کنند گان يا هنرجو يان در اين پروژه ها نه تنها  روش هنر نقاشی و فرم دادن خاک و سنگ رادرقالب مو ضوعهای مختلف علمی ياد می گيرند بلکه از نظرروحی و روانی هم آرامش پيدا میکنند و با بحثهای هنری، ادبی وعلمی خود شرکت کنند گان دررابطه  با مو ضو ع مربو طه نيز باعث فراگيری همديگر می شوند…

شهلا آقاپور می نويسد:

خلاقيت آثارواشعارمن لحظه هايی ست که از صميميت و پروازاحساس درونی، تفکرو انديشه های فلسفی ی شورزنانگی ام سرچشمه گرفته اند که از سادگی به سادگی رسيده اند، شايد درمعنا و مفهوم کمی سوال برانگيزو پيچيده باشد، اما درعين حال ساده است.چشمها که هسته مرکزی هنروشعرمرا تشکيل می دهند نقشی که متاثرازحساسيت می با شد وبيانگرخرد وحس عا طفه ای  که در من بر انگيخته شده و تاثری که بوجود آمده ، نيز نيازهای درونی بشراست  همواره درکارهايم  بوضوح  پيداست.رهائی احساسات من ازطر يق ابزار واژه ها، کلمات، خطوط، رنگ ها، خاک و سنگ همانند آيئنه منعکس می شوند.  عُنصر خيا ل، ايماژ ، تجربه و شيفتگی در آثارم جايگاه ويژه ای دارند که بازتا بی ازواقعيتهای زندگی ست وعشق نيز انگيزه ی تداوم و پا يداری کارهای هنری ام ميباشد.

من می خواهم انسان، طبيعت (البته انسان جزو طبيعت است)، شعر و هنر را درهم ادغام کنم

ومعنای ِ فلسفی به آن بدهم همچنا نکه انسان نه تنها خلق شده  بلکه خا لق خويش هم می با شد..

 

مصاحبه گيل آوايی با شهلاآقاپور

دررابطه باشب شعر(لنگرودی،آقاپور)

دربرلين وکانون نويسندگان ايران

( در تبعيد)

 

خانم شهلا آقا پور عزیز

سپاسگزاریم که دعوت ما را برای انجام این مصاحبه پذیرفته اید. خوشحالیم که این موقعیت را به ما داده اید تا خوانندگان از چند و چون برنامه های اجرا شده شما در برلین قرارگیرند.

-اول اجازه دهید که خوانندگان ما از زبان خودتان با شما آشنا شوند: اینکه که چند وقت است  شعر می گویید، موقعیت شعر کنونی را چگونه می بینید، آیا به شعر در تبعید متفاوت تر از شعر در داخل ایران باور دارید؟ چرا؟

 

آقاپور- من از نوجوانی   تا کنون شعر می سرايم و اشعارم نيز مثل نقاشی هايم  دور ه های مختلفی داشته اند  دوره های طبيعت گرائی ، فلسفی ،اجتماعی سياسی و عاشقانه .

موقعيت شعر کنونی يک مبحثی ست که در موردش بايد دقيق تربررسی کرد اما اگر کو تاه بنويسم

دنيای مدرن رو به پيشرفت است و طبيعتان هم شعر کنونی تابع شرايط  تاريخی زمانی ، سياسی و فر هنگی آن محيط است وقطيعتی در آن نيست.

شعر تبعيد می تواند متفاوت باشد همانطور که در بالا نوشتم شاعر همانند هر انسانی ساخته و پرداخته تربيتی خانواد ه، اجتماع ومتاثر  پيرامون خو داست  وقتی شاعر تبعيدی  آگاهانه فارغ  از تنگنای های فر هنگی و سياسی ا ست، می تواند افق های تازه و گسترده تری را در ادبيات به وجود بياورد. به باور من شعر در تبعيد می تواند به شکوفايی برسد و با شعر داخل کنونی که دچار بحران است، همديگر را تکميل کنند واين تبادلهای ادبی شايد بتواند تاثيرات ِ مثبتی در داخل کشور که خفقان و تحت فشار سانسوراست، بگذارد.

 

-  آيا چگونگی و بر گزاری  شب شعر شما را با شمس  لنگرودی در برلين داشتيد، توضيح می دهيد.

 

آقاپور- اين شب شعر را دکتر شفيعی به کمک خانه ادبيات و انجمن فر هنگی  در برلين برنامه ريزی کرده بود .مهمانهای بر نامه شمس لنگرودی شاعر از ايران و من شهلا آقاپور شاعر تبعيدی از برلين در اين شب شعر  دعوت وشرکت داشتيم.

دکتر شفيعی تاريخ شناس ،اندکی در مورد مهاجرت فرهنگی که شامل مهاجرت در گره گاه های بحرانی تاريخ که نوعی پاسخی  قهر آميزاز ويرانی و ويرانگران می دانست صحبت کرد  و بر اين عقيده بود مهاجرت اخير ، نوعی مهاجرت از پيله درون به بيرون است- باز بينی انتقادی گستر ده ای که در سال های اخير از خود و از هويت  واستبداد  درونی خود صورت گرفته و می گيرد،چشم اندازه هائی در برابر ما می گشايد ….

شفيعی  در مورد اشعار شمس و من نقد ومتن کوتاهی نوشته بود که به وسيله مجری آن شب  خوانده شد. سپس بعد از شمس که اشعار خودش را از دو کتابش خواند، من اشعار جديدم رابيشتراز دفتر مرواريد سياه ود يگر دفترهايم خواندم که مورد توجه شرکت کنندگان  قرار گرفت.

 

-آيا می شود آن نقد و متن راکه برای اشعارشما و شمس نوشته شد بو د برايمان بنويسيد.

 

آقاپور:بله اما  می توانم آنچه که در مورد اشعار من، آقای شفيعی  نوشته  بو د نقل قول کنم

 

نوشته شفيعی:

("خانم آقاپور شاعر،نقاش ومجسمه ساز، تجربه های اوليه شعر را درحوزه اشعارطبيعت گرايانه از سيزده سالگی آغاز کرد.گرايش او به نقاشی ، پيوندی تاثير گذار را باچهره شا عر نقاش سهراب سپهری سبب گرديد. او از نسل شاعر ان دوران انقلاب می باشد . مدت زمانی طولانی می گذرد که در مهاجرت بسر می برد. "

"او از  آن دسته از هنرمندانی است که خودش را محدود به شعر و هنر بومی و ملی نکرده و در بيرون از ايران از يکسو به آموخته های خود از دنيای وسيع هنر و ادبيات افزده و از سوی ديگر با شرکت در نمايشگاه های گروهی همراه هنرمندان مليت های ديگر، در ارائه هنری جهانی نقش داشته است ."

بی شک با هويت يک مهاجر فر هنگی – گريزان از تنگناهای اجتماعی پايه  به افق گسترده ای میگذارد.  با امکانات متنوع در آفرينش ادبی  و هنری اش ، گرايش به بيان اوضاع سياسی سالهای 60 که بحران جامعه را به همراه داشت در اشعار اين دوره شهلا آقاپور احساس می شود . اين گرايش شديد در واقع بيانگر پيوند های احساسی و ذهنی شاعر بود که جايگاه تا زه اش را در مهاجرت می جست . طبيعت و بازسازی تصويری آن  در هنرش در گرايشهای دوره اول زندگي شعری اش می بينيم به تامل در طبيعت و به عر صه های هستی بدل می شود، فضای مه آلود فلسفی با مو سيقی پنهانی سراسر شعر خانم آقاپور را در بر می گيرد. او می گو يد .  "من می خواهم طبيعت و انسان ، شعر و هنر را در هم ادغا م کنم و معنای عميق فلسفی به آن بدهم. انسان نه تنها خلق شده بلکه خالق خو يش هم می باشد".بستر شعر های خانم آقاپور  در دو مجمو عه  اند يشه های حسی و آشفتگی جهان بيانگر اين و حدت فلسفی است در تاملات هستی گرايانه اش .

در شعر آشفتگی جهان می گو يد . من می خواهم خو د را در عطر گل های در يايی رها کنم… به بادها  بسپارم… در رودخانه ها جاری شوم… راه بودا پيش گيرم و غر ق روشنايی شوم… از اشفتگی جهان ص 15

دفترهای مرواريد سياه و پر وازسر خ تن در وا قع دفتر های تجر به های بعد ی اوهستند.زبان و بيان ساده و صميمی او همچنان ادامه دارد اما اين زبان با احساس زنانگی شاعرمی آميزد ودر اين آميرش هو يت عشق به انسان  او در شعرش شکل می گيرد .

شعر او از منظر انسان گرائی در واقع تجلی هو يت فردی زنانه اوست.

"آنچه که به نظر تحسين انگيز می آيد، آمادگی و جديت و درعين حال راحتی و صمميت او در انجام کارهای فرهنگی و اجتماعی است؛ مرحله ای که ـ او جزو تنها زن هایی است که عميقاً به توانايي های برابر و يا بيشتر  خود  با مردان باور دارد"

او می گو يدخلاقيت اشعار و آثار من لحظه ها یست که از صميميت و پرواز احساس درونی، تفکر و انديشه های فلسفی ی شور زنانگی ام سرچشمه گرفته اند که از سادگی به سادگی رسيده اند،

شعراوشعرمکاشقه های درونی اوست که گاه با ساختن وبه کارگيری  واژگانی رنگين، نگاره های  شعرنقاشی های اورامی آفريند اودرتو ضيح می نو يسد:

رهائی احساسات من ازطر يق ابزار واژه ها، کلمات، خطوط، رنگ ها، خاک و سنگ همانند آيئنه منعکس می شوند او در اين شعر به نام شبح غروب می نويسد:

رنگشار واژها می رقصيدند… نارنجينه چو ن شبح غروب بر شيشه های خانه برشت… آنجا که چکامه های شيدايم را برايت چکه چکه می خواندم…  تو گفتی اين لاله آتش… طلوع نقاشی توست…  بر قاب پنجره ها .

ويژه گيهای مشترک  شعر های  شهلا آقا پور پنجره اميد يست که او به خوانندگان می گشايد.

در عر صه آفر ينش شعر ها ی اروتيک ، جای پای تجر به های او را درعر صه مجسمه سازی می بينيم که با دستهای خيال زيباييهای انسان را می جو يد ،و طبيعت شعله ور عشق را جستجو می کند ، اينجا او به ستايش انسان بر می آ يد.

با شعر های شهلا آقاپور  آنگاه می توان نزديک  شد که شو ر و عاطفه زنانه اش را در درون وا ژگان شعريش جستجوو حس کنيم . و فضای فلسفی و هستی گرايانه اش را که همواره در بستر شعر هايش روان می شود دريابيم…"

2007.شفيعی 20يولی )

 

 

 

- استقبال از برنامه چگونه بود؟ آیا راضی هستید؟

 

آقاپور -  استقبال بسيار عالی بود ، من هم تا اندازه ای راضی بودم اما متاسفانه در حاليکه ما هر سه در برلين شهر آزادی بيان و فارغ ازسانسور جمهوری اسلامی  بوديم خود سانسوری رادر افراد سخنران و بحران هويت فر هنگی که  نوعی سر خوردگی و خستگی بود  به وضوح میديدم که اکثر اين ها ريشه های روان فرهنگی مذهبی دارد که تر سها و ستمهای نهفته  تاريخ سياسی ا يرانی را نسل به نسل،  فرا گرفته است که به صورت خود بزرگ بينی و اشکال ديگرروان فر هنگی بروز می کند.

 

- از اطلاعیه برنامه می دانیم که شما خانم شهلا آقاپور با آقای شمس لنگرودی شعر خوانی داشتيد،  آیا زبان شعری ایشان با توجه به شرایط فرهنگی/سیاسی در ایران، را چگونه ارزیابی می کنید؟

 

آقاپور- گاهی شعری و يا متنی به سليقه ام جور است و گاهی نيست ولی اين دليل برخوب بودن و يا بد بودن آن شعر و يا متن نيست اصولان  من قضاوت خاصی  در مورد اشعار شاعران نمی کنم چون در اين دنيای مدرن چهار چو بهای کهنه  جايی ويژه ای ندارند  هر چند دانستن  علم و قواعد گذشته بسيار مفيد و ضروريست اما قطيعت دادن به فرم  خاصی در ادبيات وهنر را درست نمی دانم زيرا جهان  در حال تغيير و تحو ل است و مر کز گرائی به مرور از بين می رود.  و هر نو ع تلاش ادبی معنای زمان خود راپيدا می کند مثلا شعر در دنيا ی  مدرن نسبت به داستان نویسی کم رنگ شده  است   حال  قضاوت کردن در مورد اشعار ايشان را بگذاريم به نقد نويسان شعر

 

 

- رابطه شاعران و نویسندگان ایرانی در تبعید را با شاعران و نویسندگان در داخل را چگونه می بینید؟

 

 آقاپور- شاعران و نويسندگان ايرانی در تبعيد با داخل چه خوداگاه و چه نا خود آگاه بر اثرتاثيرات پيرامون فرهنگی وجغرافيايی  چند پاره گی ها و فقدان دمو کراسی در ايران با هم متفاوت هستند  اين رابطه آنچنان که انتظار می رود مستحکم نيست. خو شبختانه از طريق مجله های ادبی  اينترنتی اين روابط ادبی و هنری ايجاد می شود . از آنجا ئيکه خو ش بين هستم اين گونه رابطه ها ی ادبی را در هر صورت  بسيارمثبت می دانم زيرا اين تبادل های ادبی ست که  شايد محصولات ادبی ايرانی در جهان جايی باز کند. البته زنان نويسنده ايرانی در جهان گا مهای ادبی را برداشته اند.

 

- شاعر مورد علاقه شما کیست؟

 

آقاپور- شاعران زيادی مورد علاقه من هستند اما ازخواندن اشعارشاعران  نيمائی مثل شاملو، فروغ و سپهری بسيار لذت می برم…..

 

 

- در مورد کانون نویسندگان ايران در تبعيد

 

-ما از اطلاعيه ها ی کانون نو يسندگان در سايت ها  اخيرامتوجه شديم که شما خانم آقاپور يکی از دبيران کانون  نو يسند گان در تبعيد شده ايد ،چطور شد که برای فعال کردن کانون نویسندگان در تبعید تلاشهای تازه ای صورت گرفته است؟ تا چه حد مورد استقبال نویسندگان و شاعران ایرانی در تبعید قرار گرفت و چه بر نامه ها يی را بر ای کانون داريد.

 

آقاپور- در جلسات مجمع عمومی سالانه   کانون نو يسندگان  دربرلين 13 تا 15 يولی 2007 تر تيب داده شده بود و درطرح خلاصه  شده بيانيه کانون نوشته شده است من نيز به عنوان يکی از سه دبيران کانون نو يسندگان ايران در تبعيدانتخاب شدم. اميدوارهستم با همکارانم بتوانيم برای  کانون نويسندگان  درتبعيد فعالييتهای مثبتی با استفاده از دموکراسی ،حقوق بشر، آزادی قلم و بيان داشته باشيم که ازاشتباهات، مشکلات فرهنگی پدر سالاری وبحران  گذشته ی قبيله ای کانون نويسندگان پر هيز کنيم و  ياد بگيريم، تا بتوانيم قدمهای نو ينی را در راستای  ادبيات تبعيد  که شد يدا با سانسور مبارزه خو اهد کرد برای اين  کانون ادبی صنفی سياسی تلاش کنيم .

من متعقدم که در جامعه ای که آزادی، برابری و دموکراسی کیمیاست و به قول زنده یاد احمد شاملو، «دهانت را می بويند مبادا که گفته باشی دوستت می ‌دارم… عشق را در پستوی خانه نهان بايد کرد…»، حق نفس کشيدن آزاد و حتی دفاع از حرمت و موجودیت انسان، «جرم» بزرگی است. در جامعه ای که دفاع از آزادی های فردی و اجتماعی و قوانین جهان شمول انسانی، تهدید مرگ و زندان  به دنبال دارد. در جامعه ای که به غیر از گستردگی «قانون» زور به راحتی آب خوردن ترور می کنند؛ در چنین جامعه ای فعالین فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و عموما روشنفکرانی که برای تغييرات بنيادی فرهنگ و سیاست به نفع بشریت و حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی تلاش می کنند، همواره در معرض خطر قرار می گیرند. روشنفکری که با به جان خریدن این همه خطرات و با احساس مسئولیت اجتماعی و فرهنگی آزادی بیان و قلم را پاس می دارد، چگونه می تواند به سلب آزادی، امنيت و عدالت اجتماعی بی تفاوت باشد؟ از آن جائی که آزادی بيان و قلم و تشکل، نخستين بنيان آگاهی و دگرگونی فرهنگی ست که باعث رشد و تغییر افکار عمومی جامعه است، از سوی حاکمان به شدت  سرکوب می شود، لطمات جبران ناپذیری به رشد و بالندگی فرهنگی و اجتماعی جامعه وارد می سازد. 

در تاريخ  فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ايران، سرکوب ها، ترورهای  بی شماری بوده  است اما در حکومت جمهوری اسلامی، حضور دشواری آزادی قلم و دستگيری های پی درپی نويسندگان، آن چنان  نمايانگر است که نوشتن درباره بحران اين جامعه و واقعیت هایش، کاری بس سخت و دشوار است.

اختناق شدید و سانسور بيش از اندازه و تحقير انسان توسط اين حکومت، عواملی ست تاثيرگذارنده بر روان و اخلاق جامعه، به طوری که نويسندگان به اجبار به مرور زمان خودسانسوری را نيز می آموزند تا از تهدید و ترور در امان بمانند. پس در چنین جامعه ای که آزادی بیان و قلم در اسارت سانسورچیان است و هرگونه ندای آزادی خواهی و عدالت طلبی خطر جانی نیز در بردارد، چگونه می توان به آگاهی فردی، پيشرفت فرهنگی و آزادی و دموکراسی اجتماعی جامعه رسيد؟ وظيفه روشنفکران و متفکران در قالب هايی چون هنر و ادبيات ضروريست که پرسش ها و ایده های نو و چند باره خوانی در مورد جهان هستی و تغيير و تحول درونی فرد و جامعه را جدی تر پی بگیرند.

از آن جائی که  بشر در اين جهان هستی، فرصتی پيدا کرده است چند صباحی زندگی کند برای ديدن، حس کردن، انديشيدن، نوشتن، ساختن و مهر ورزيدن. بنابراین، آزادی سخن گفتن و قلم زدن و فعالیت کردن حق ابتدایی و طبیعی انسان است.

کانون نويسندگان ايران (در تبعيد)، وظيفه خود می داند با نام آزادی بيان و قلم و آزادی تشکل و فعالیت فرهنگی و اجتماعی، با هر نوع سانسور، آپارتاید جنسی، ممنوعیت تشکل های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، با بستن روزنامه ها، سانسور کتاب ها و فیلم ها، سرکوب فعالین  فر هنگی اجتماعی ، روزنامه نگاران، نويسندگان و با هر نوع  پايمال کردن حقوق فردی و اجتماعی  مبارزه می کند.

فکر  میکنم هر نوع حادثه ی فر هنگی سياسی دمکرات به زمان و پروسه خود نيازدارد تا بتواند در افراد ، آزاد منشی نهادينه شود. تلاش ما برای فعال کردن کانون در اين وضعييت بحرانی نويسندگان ايران درفشار و استبداد جمهوری اسلامی  بسيار ضروری است . ما کوشش می  کنيم نو يسندگان    بيشتری را جذ ب کانون کنيم تا هموندان گذ شته و جديد  در کنار هم بر ای اهداف تازه تری را که شامل تلاش های  گوناگون است  به پيش ببريم. تقر يبا تا کنون استقبال خوب بوده است اما هر چند هنوز اختلا فاتی وجود دارد شايد با گفتگو و مشاورت يکديگر به مرورحل کنيم. ما سعی بر آن داريم تا برای جلب دوباره  نويسندگان و شاعرانی را که به هر دلیلی در نشست نبودند یا با کانون فا صله گرفته اند و همين طور برای جذ ب  نويسندگان تبعيدی جد يداقدام بيشتری کنيم  و برای دفاع و پشتيبا نی از نویسندگان و شاعران در داخل که مورد سرکوب و آزار حکومت جمهوری اسلامی   هستند با بيانيه ها به زبانهای مختلف به گوش جهانيان بر سانيم.

 اين فر صتی است که دوستان نو يسند ه با ما همکار ی کنند تا مسئوليت های ادبی امان را در مقابل منشور  انسانی حقوق بشر برای آزادی قلم وبيان  به پيش ببريم. لطفا برای عضويت  و اطلاعات در مورد کانون نويسندگان در تبعيد به اين سايت  مراجعه کنيد..

http://www.iwae.org/about us/dar bare ma jadid.htm

http://iwae.org/index.html

با سپاس و مهر شهلا آقاپور

 گيل آوايی : با تشکر از شما خانم آقاپور