شهبانو یا شب بانو

 سیروس کفایی

 

شهبانو یا شب بانو

 

 

 

اعلیحضرتا!

 

باب مزاح، قبل از چاشت، شهبانو از حرم سرا گذشت کردندی…یکی از همسران حرام دو پای او برداشت کردندی…دختر جوان نو رسیده ای که در حال زن شدن باشندی، طرف دیگر او را سرکیسه کردندی…

 

حلال زاده دیگری از جا پریدندی و رقص کنان پرده ها را بی طرف کردندی…

 

آنچه را که دختران می کردندی مراد یک مرد بودندی…

 

انار خاتون ندیمه حرم هم به خود فرصتی دادندی و تا پایین او را انگشت انگاری کردندی…پیش رویم را ناسزا گفتندی…

 

شهبانوی خدا خواسته گاه خودش را بر روی تخت زدندی… لیک بیشتر به زمین اشارت و عنایتی خاص داشتندی…

 

حضرتا! قوی شوکتا!

 

صدایم را پیش بردندی: آهای بی… اما شهبانو چیزی گفتندی که من مجبور شدندی خودم را به کنایه پس زدندی…

 

همسران حرام یکی یکی فراورده های پستان را آنچنان چشاندی ودست به دست چلاندی که شهبانو را غرق در چشم فرو بستندی…اقمارالملوک هم جزو همه بودندی…

 

حضرتا ! قدر قدرتا!

 

چند بار نزد عزوجل لاحول و لله ذکر کردندی…به بند رخت امام زمان و دستهای ابوالفضل متوسل شدندی…قوم خوک را لعنت کردندی …اما نه شفا را عاجل و نه حرمت را حاصل شدندی… گمان کردندی که جن یا ابلیس یا هردو باهم در پوست شهبانو حلول کردندی…

 

 

 

 

حضرتا!

 

ِملچ ملوچ خاتون بی حیا چنان زبانش را چرب و بعد گاهی آنطور تر نمودندی که شهبانو اتاق را با صدایش یکی کرده بودندی…دلم را به حالش سوزانندی…

 

علیا حضرتا!

بعد از چاشت، شهبانو که مثل قرص ماه جوان تر و خوش خُلق نشان دادندی مرا نزد خود احضار کردندی…حرام را خالی کردندی…

 

از من خواستندی از امروز به بعد قبل از چاشت یک گونی پوست پیاز آسیاب شده و دو کیلو نخود سیاه فراهم آوردندی!…

 

از انصاف به دور نباشد، شهبانو هم چنان رحمت الهی را مراعات نمودندی… به زنان حرم یک کیسه ولی به من یک  سکه هدیه نمودندی…

 

حضرتا!

 

شهبانو از من خواستندی تا همچنان خواجه حرام سرا باقی نمودندی…

 

حضرت والا گهر !

 

جادو گران کمک کرده اند

طلوع را قیچی کنند

                         تا شنل تان

                                       به کسی بر نخورد .

جادو گران

شهر را به کالسکه بسته اند

                                  تا دستمال ها فراری نشوند و

درختان هم

               کلاغان را نمی پذیرند .

 

دستور است

تا پوتین های مبارکتان

                             از خایمالی بر گردند .

 

 

 

 

حضرت اجل آیت الدوله امام السلطنه ،

 

جادو گران نمی خوابند .

 

خبر آورده اند که

پلکان

        بالا و پائین را

                           تصویب نمی کنند.

 

آدرستان بمراتب

                      منحرف تر شده است .

 

امروز تلگرامی رسید که

با چلچراغ روشن نمی شد .

بقیه اش خوانا نیست .

 

نذرهای هم وطنان در خارج از کشور باعث شده است  به فضولات گوسفندان دامن زده شود .

ولی مستشاران

                    خط نمی خورند .

 

حضرتا !

امر بفرمائید تا این حقیر

                               سجده را به زمین بگذارد …