شعری از علی رضا رضایی

 علی رضا رضایی

علیرضا رضایی

 

آمدنش ساده است، چون  کاشتن بذری در خاک

ناگاه محتاج ماندنش میشوی، چون نیاز گیاه به آب

رفتنش اما

دشوارتر از کندن سروی از بُن

 

اینچنین است آری…

نکند سادگی آمدنش، بفریبد تو و دل را

نگران باش آنگاه

که دواند ریشه

               تا به اعماق وجودت چون سرو

و تو خود میدانی

بعدِ هر آمدنی ، رفتنی خواهد بود