تبعید،میان سکوت و دیالوگ های آبزورد ؟

  ساموئل بکت؛ میان رمان و تیاتر آبزورد، علیشاد لربچه

          

  بکت ، نمایشنامه نویس ایرلندی،دهها سال درپاریس بصورت مهاجرزیست وبه زبان فرانسه نوشت.او غیراز اوژن یونسکو،یکی از نظریه پردازان وپایه گذاران تیاتر آبزورد غرب است.بااشاره به آثار آوانگارد، ولی پوچگرای وی گفته میشود که نمایشنامه های آبزورد و نیهلیستی او محصول طبیعی و نهایی ادبیات سرمایه داری غرب درقرن بیست بودند.درنظر بکت ادبیات آبزورد و پوچگرا، ریشه در فلسفه "تنظار" داردند،وچون ادبیات مدرن غرب حرفی برای محتوایی روشنگرانه ندارند،به این دلیل اغلب خود "روایت" موضوع داستان میگردد. بکت خلاف اوژن یونسکو نه ازطریق حذف منطق وقانون علیت دردیالوگ،بلکه به دلیل غیبت یک وابستگی قابل فهم درمتن ودیالوگها بایکدیگر،آبزورد بودن زندگی انسان غربی وجهان رانشان میدهد. کمیته نوبل دلیل اعطای آن جایزه به وی درسال 1969 را:" اوج هنری آثارش باتکیه برموضوع تنهایی انسان مدرن " اعلان کرده بود. رقیب مهم بکت در منفی بافی ادبی،کافکا است . هرشخصیت داستانی بکت تقلیدی از "شکارچی"،شخصیت پوچگرای کافکا میباشد.درآثاربکت غیراز دیالوگهای بی معنی وآبزورد،به بازی زبان و واژهها،اهمیت خاصی داده میشود.نشخواروتکرار زبانی،وارونه جلوه دادن ساده لوحانه جریان و مفهوم دیالوگها، یکی دیگرازخصوصیات تاترآبزورد است. وضعیت سکوت و حتا نفس کشیدن،یک بازی زبانی درمتن میشوند،وتنها نشانه اظهار وجود قهرمان داستان،یا حرف زدن بی ریط میباشد یا در نفس کشیدن و انتظار بدون دلیل اش. درآثار بکت، انسانهای مهاجروتبعیدی بدون رابطه باهم،درکناریکدیگرایستاده اند، ولی وابستگی خاصی به همدیگرندارند،تنهادلیل نزدیکی شان،شرایط خاصی است که آنهادرآن قرارگرفته اند.

   ساموئل بکت،نمایشنامه نویس وداستانسرای ایرلندی،نخستین نمایشنامه نویس مدرن زبان انگلیسی بود. اوخالق: شعر،داستان،رمان،درام،مقاله، و نمایشنامه رادیویی نیز است .وی نمایشنامه های خودرا آوانگارد بحساب می آورد.گرچه درتاریخ ادبیات،وی رانمایشنامه نویس میدانند،ولی اوهمیشه خودرا نویسنده رمان میدانست.نخستین رمان او "مالوی" دردهه 30 قرن بیست،درطول دوسال،بیش از42بار ازطریق ناشرین برای چاپ ردشد ولی سایر رمانهای او در دهه های 50 و 60 حامل یک رادیکالیته جنجالی شدند.

  بکت از موضع ادبیات زوال،انحلال وسقوط زمان، در آگاهی انسانهای بی ریشه وازخودبیگانه راتوصیف میکند.اونه تنها ابتذال و سقوط جامعه بورژوایی رابه انتقاد میکشد بلکه غبرانسانی بودن جامعه را نیز به تصویرمیکشاند. درغالب آثاراو انسانهای بی ریشه،تنها و ازخودبیگانه،هستی و جهان ، پوچ و بی معنی شده اند.مارکسیست ها اورا یکی ازنمایندگان ادبیات زوال بورژوازی بحساب می آورند.ادعا میشود چنانچه حین مطالعه رمانهای بکت ایجاد بی حوصله گی شود،آن اتفاق را بی حوصله گی خواننده از هستی خود میدانند. بااین وجود درآثار بکت،تمام کوشش انسان غربی آن است که درجهانی که پوچ و بی معنی و آبزورد و نیهلیستی شده است،خودرا ثابت کند یا به طریقی اظهاروجود نماید.

  مهمترین نمایشنامه تاتر آبزورد "درانتظار گودو" اثر اومیباشد.درآنجا غالبن "آدم لالی عصاکش دست آدم کوری میشود" !،وزبان مانند سبک او،گرچه صوری،مجازی و بدون تصویر است،ولی ساده و طنز آمیز میباشد.چون بکت درتمام آثارش تمایل به سبک مینی مالیستی درنوشتن دارد، اورا آوانگارد نیز مینامند وآثارش باوجود نفی و منفی گری ظاهری،بدون نقطه هدف متافیزیکی نیستند. هدف او گاهی در نوشتن،ساختن یک فضای تنهایی زبان باخود است،که در مرز میان مرگ و سکوت قرار دارد. و نمایش هایش باوجود ناامیدی و تلقین سرگردانی،ولی جدی هستند.؛ شرح انسانهایی که در وابستگی ونیاز به همدیگر،درناکجاآبادی،ازخودبیگانه،میان مرگ و زندگی درانتظاری غیرواقعی بسر میبرند.

   پیرامون آثار بکت گفته میشود که درآنجا، هنر یک وسیله بی پایان برای نمایش عیرممکن ها در هنر میشود، وچون بکت در ادبیات مدرن یک نویسنده یاغی است،میکوشد تاازمرزهای : فرهنگی،زبانی، سبکی، نظری، وغیره بگذرد. منبع و سرچشمه   آثار اوریشه در : سنت،تاریخ ادبیات،فلسفه،هنر و موسیقی چندین کشور اروپایی ازجمله: ایتالیا،فرانسه،ایرلند،انگلیس، و آلمان دارند. آثاراوبه دو دلیل جهانی هستند: یکی اینکه چون ریشه درادبیات جهان دارند- و دوم اینکه چون برای گسترش ادبیات جهانی نوشته شده اند. امروزه تحقیقات گسترده ای روی جنبه های فلسفی آثاراومانند : آبزورد بودن، نیهلیسم، اگزیتنسیالیسم شدن، و معنی جویی، متمرکز شده است، گرچه خواننده گاهی فکرمیکند تنها ارثیه فرهنگ کهن اروپایی برای بکت فقط امکان بازی زبانی بعنوان خلاء فرمی از فرهنگ و هنر میباشد.

   چون بکت تحت تعثیر شدید جویس، آثارش را به دو زبان انگلیسی و فرانسوی نوشته است،منقدین ادبی هردوکشور اورا از آن خود میدانند.آثار بکت اغلب انعکاس درام ارسطویی در کلاسیسم فرانسوی هستند. ازآموزگاران بکت،بزرگان رنسانس درام ایرلند مانند: جان سینگ، و سین اوکاسی، میباشند. بکت میکوشد درآثارش از ساده گی و ظرفیت عظیم بازی درزبان انگلیسی استفاده کند،گرچه او به تمسخر زبان علمی و فلسفی نیز میپردازد و تقلید طنزآمیزی از درام ارسطویی می نماید.

 ازجمله نمایشنامه های بکت :درانتظار گودو، پایان بازی، روزهای خوش ،- و ازجمله رمان های مشهوراو : مالوی،مولونه می میرد، و گمنام، هستند. اوآثاری نیز درباره پروست و جویس منتشر نمود. بکت درپایان عمر برای همکاری بسوی رسانه های مدرن مانند : رادیو، تلویزیون و سینما رفت . او بین سالهای 1906 تا 1989 زندگی نمود وتاآخرین لحظات عمر درکار ادبی فعال ماند. وی درخانواده ای مرفه درایرلند بدنیا آمد ولی اجدادش ریشه آلمانی و فرانسوی داشتند. او در دانشگاه در رشته های : زبان ایتایایی، زبان فرانسوی، و ادبیات مدرن، درس خوانده بود.

ساموئل بکت 1906- 1989

Samuel Becket