دو شعر از پدرام بالداری

 پدرام بالداری

فروید خواب ِ فرهاد می بیند

در میان ِ کدام می شتاب می شوی

در میان ِ چهره های دور

یا همه ی کدام و چرا

در سعی های لغزنده و

سو ها که نمی شوند

چشم های خیال دارند درسوها که نمی شوند

و خیال ِ سو ها که به کمی ی فرهاد است

کم می شود از من

همه ی فرهاد در کوه می ماند

تنها و تیشه ندارد

شکل ِ کم

 به شکل ِ من

شکل ِ کم

کم , شکل می شوم

باد که بادبادک را به خانه می برد

به شکل ِ من

شکل ِ کم

کم , شکل می شوم

چشمها که در من ریز

ریز تر تا که چند نقطه

در فضا

در شب

میان ِ شکلها

به شکل تو

شکل ِ زیاد

زیاد , شکل می شوی

چشمها که ریزتر

شب می شوی

با نقطه های زیاد

در فضای زیاد

به شکل ِ من

شکل ِ کم

کم , شکل می شوم

با خطها که نهانند و جاذبه

نقطه ها در شب

در شکل ِ بازی

خط ِ بازی

بی شکل ِ من

بی شکل ِ کم

بی کم , شکل می شوند

 

پاییز ۸۵