دو شعر از ميثاق بنی مهد

 ميثاق بنی مهد

 

بومب

 

ثانيه يخ بسته است ، ريخت زمان بر زمين

سرخی شب،چشمِ بوف،ساعتِ مرگ است اين

رعشه به زيرِ بتن ، کرمِ زمين روی لب

بوی عفونت زخون ، آتشِ جان سوز تب

سرمه به چَشمِ کبود ، نغمه ی محزونِ تار

له شده بر زير سنگ پنجه ی دستان يار

سلسله بر سلسله ، منعقد از خون ، غليظ

عطر گس و بوی دود، قطعه ی انگشت ريز

نئشه ی گاز است مرد، بنگيه سرخابه زن

چرکی زرد و سفيد ، زخمِ سر و پا و تن

نبض سکون و سقوط ، سوتکِ آژيرِ جيغ

گردِ بلورِ نمک ، سيبِ گلو، نقشِ تيغ

ثانيه يخ بسته است گشته فسيل اين زمان

ساعت جنگ و صليب ، تير اتم در کمان

 

تهران.3 خرداد86

 

 

کاتیوشا

 

زاییده زن در انتظار آل

بچه چرک خون سر یخچال

با دو چشم حدقه اش بیرون

روده بر چنگال آویزون

ورقه ورقه شد تن ماما

زیر کاتیو شا کاتیوشا

 

***

روی دیوارمانده خاکستر

روی گچ نیمه مانده قاب پدر

دستها توی گنجه پاها گم

خون درون شراب دان و خم

سر جدا پوستها دمل بسته

چرک بر جان زخم ، برجسته

بوی لاشه عفونت مزمن

هار سگ با شقاوت ممکن

جانور پارس می کند حالا

هار کاتیوشاست کاتیوشا

***

صد قلم یک کلام بر دفتر

شعر مرگ و چکامه ی آخر

رفته شاعر چکامه ناپایان

سرب مشکی سرخی دیوان

مهر توقیف روی لب چندی

روزها زجر و شاقه و بندی

پیش از این زیر تیغ مکاران

روز بعدش اسیر کفتاران

شاعر امروز زیر بمب خالی شد

تربیت شد سپاس عالی شد

برگ شعرش کجاست گرد فنا ؟

های کاتیو شا ، کاتیوشا !

 

 10 اردیبهشت 1386 خورشیدی

این شعرها به ثبت کتابخانه ی ملی ایران رسیده اند .

شماره ثبت : م85-25640

شماره ثبت : م85-25640