حمله ادبي از درون به سرمايه داري

 درباره ی مارتين والسر ، افغان مش ستاره

. گرچه گروهي از منقدين ادبي ليبرال تاكنون چندين بار ادعا نموده اند كه پاره اي ازآثار مارتين والسر، نويسنده زمان حال آلمان،تمايلات ضديهودي و ضد صهيونيستي دارند، دربعضي از دانشنامه هاي چپ ولي سال هاست كه اورانويسنده اي با تمايلات سوسياليستي و كارگري ميدانند كه به انتقاد از روابط جامعه سرمايه داري و سياست هاي امپرياليستي جهاني ميپردازد . اوباطرح قهرمانان ادبي ازطبقه متوسط و قشر خرده بورژوازي، ميكوشد تا از درون به سيستم سرمايه داري حمله نموده و آنرا ازنظر هنري افشا نمايد.

مارتين والسر نخستين بار علنا حين دريافت جايزه صلح كتابفروشان آلمان درسال 1998 در يك سخنراني جنجالي خطاب به حضار، ازآنجمله مقامات كشوري و لشكري آلمان- و نمايندگان انجمن ها و سازمانهاي يهودي، پرسيد ؛ چنانچه نسل او يا پدرانش به آزار و قتل عام يهوديان در زمان 13 سال حكومت فاشيسم پرداخته باشند، چرابايد نسل هاي بعدي و نوه هاي بي خبر او، از صبح تا شام، درر سانه ها، مدارس، نمايشگاهها، سفر و مهماني، در داخل و خارج، با باتون فرصت طلبان، به اتهام وارث فاشيسم بودن، كوبيده و شرمنده شوند؟. والسر غيرمستقيم، چاپلوسان داخلي ليبرال، انتقام گيران وطن فروش خودي، و سازمانهاي مخفي و آشكار اسرائيل و آمريكا را در اين گونه تبليغات ، مقصر مي بيند. ولي مخالفان والسر مدعي هستند كه جنايتهاي تاريخي را نبايد هيچگاه فراموش كرد، حتا اگر نسلهاي جوان آلماني از اين بابت رنج ببرند.

مارتين والسر، خالق رمانهاي انتقادي و اجتماعي طنزگونه، يكي از مهمترين نويسندگان دوره بعد از جنگ و زمان حال آلمان است. آثار او جام جهاننمايي انتقادي ازجامعه مصرف، جامعه رفاه، جامعه صنعت زده زمان حال و مسائل روز آن هستند. اهل نظر مدعي هستند كه او آگاهانه باكمك ادبيات به تجزيه و تحليل دقيق جامعه خود ميپردازد . والسر نويسنده اي است كه خودرا نه تنها باحضور پديده فاشيسم نو ، بلكه با گذشته آلمان و تقسيم آن، مشغول كرده است. او بقول چپ ها، خواهان ادبيات مستقل كارگري شده و تعثير هيجان آميزي روي ادبيات ترقيخواه كشورش ازخود بجا گذاشته و تحول و هدف سوسياليستي را، ضرورتي تاريخي ميداند و مدعي است كه سرمايه داري و امپرياليسم، سيستم هايي سپري شده هستند.

اوبااشاره به نظام سرمايه داري ميگويد كه جامعه اي كه متكي به مصرف، رقابت، و سودجويي بي رحمانه باشد، موجب نابودي هويت شخصي انسان ميشود و بحران و انحلال هويت انساني رابدنبال دارد و يك انسان متوسط، ناتوان است تا هويتي سالم داشته باشد، و انسان ازخودبيگانه شده سرمايه داري ،بايد به طرح استراتژي هايي بپردازد تا ازپاي درنيايد و يا جنون نگيرد يا حيواني درنده شود . و شناخت معمولي بدليل اجبارهاي اجتماعي غالبا باشكست روبرو ميشوند، چون درميان انسانهاي نظام سرمايه داري، مدام: رقابت، اعمال قدرت، فشار، حيله و دروغ و تظاهر حاكم است.و انسان براي اينكه مورد تمسخر قرارنگيرد يا ديوانه نشود و ياضعيف بحساب آيد، بايدخودرا باخواسته ها واجبارهاي قوانين سرمايه داري وفق دهد، به اين دليل ، يكي بريده، درويش و گوشه گير ميشود- ديگري وارد چرخ و دنده نظام ميشود و خورد ميگردد يا سر همنوعانش كلاه ميگذارد.

قهرمان آثار مارتين والسر در جامعه سرمايه داري، در زندگي ،غالبا باشكست روبرو ميشوند. خواننده در رمانهاي اوبافراز و فرود شغلي و اجتماعي انسانها روبرو ميشود و شاهد تعثيرات فشارتوليد سودآور، اجبارهاي سازش،اعمال قدرت براي جاانداختن نرم ها ميشود و زندگي خصوصي، خانوادگي و اجتماعي، همه جا دريك مبارزه رقابتي قرار ميگيرند . و انسان مجبوراست حتا براي يافتن همسر، خانه، كار ، و دوستي، با كمك فن تبليغات سرمايه داري، خودرا همچون كالايي عرضه كند.و شكست دربرآوردنمودن خواسته هاي جامعه توليد و سود، شغل و زندگي خصوصي انسان را دائم به خطر مي اندازد. و انسانهايي كه جهان خودرا با نرم هاي سرمايه داري تطابق داده باشند، بايد خودرا بعنوان انساني مستقل فراموش كنند. انسان در اين گونه نظام ها نميتواند باكمك تجربيات شخصي،آزادانه به شناخت و خودآگاهي رواني برسد. گاهي تشكيل خانواده بعنوان محدوديت براي آزادي و موفقيت شغلي بحساب مي آيد، گاهي خانواده بايد پناهگاهي شود براي انساني كه مورد هجوم فشارهاي سرمايه داري قرارگرفته است. و كودكان اغلب بدليل اشتغال والدين و تقسيم كار، در پروسه تربيت و عاطفي، بفراموشي سپرده ميشوند.

آثار مارتين والسر شامل : رمان، نوول، داستان، درام، نمايشنامه راديويي، مقاله، شعر، مصاحبه و سخنراني هستند؛ از آنجمله : نيمه بازي يا نيمه وقت ، هواپيمايي بالاي خانه، بلوط، بدون همديگر، ازدواج در شهر فلان، يك شاخي، سقوت، قويي سياه، چاه فواره اي، مقاومت درزندگي، بيماري گاليسي، ماوراي عشق، كار روحي، جنگ اطاقي، شكار، دفاع از كودكي، وقايع نگاري عشق،و مرگ يك منتقد ادبي، هستند. و ازجمله مقالات معروف او: تجربه مطالعات، وطن شناسي، موضوع ادبيات، در پناه گوته، و 23 مصاحبه مي باشند. در نمايش نامه هاي او بيش از رمانهايش، روي مسئوليت اجتماعي ادبيات ، تاكيد ميشود. او در نمايششنامه هاي خود معمولا به فاشيسم نو و سياست فرهنگي ضدكمونيست جوامع سرمايه داري اشاره ميكند. كتاب (دفاع از كودكي) او پيرامون تقسيم آلمان بعدازجنگ جهاني دوم است.اودرآخرين آثارش به نقش دستكاري رسانه ها و عوارض صنعني شدن جامعه اشاره ميكند. منتقدين والسر مدعي هستند كه او مسائل روشنفكران و نويسندگان را مسائل تمام اقشار جامعه معرفي ميكند.

مارتين والسر درسال 1927 درخانواده اي متوسط درجنوب آلمان دركناردرياچه بادن بدنياآمد. او در 30 سالگي دست از همكاري با راديو و تلويزيون ايالتي كشيد و به روستاي محل تولدش برگشت وتاكنون درآنجا بصورت نويسده اي حرفه اي زندگي ميكند. والسر در دانشگاه ادبيات، تاريخ و فلسفه خوانده است و مدتي زير تعثير برشت، كافكا و پروست بوده است . امروزه اورا با فونتان درقرن 19 و گراس درقرن بيست مقايسه ميكنند. والسر دكتراي خودراپيرامون “سبك ادبي كافكا“ نوشت و همچون ساير نويسندگان در دهه 50 قرن گذشته، تحت تعثير قلمي كافكا بوده است. اوسالها هوادار حزب كمونيست بوده و همچون انسنزبرگر،درجنبش دانشجويي سال 1968 ازادبيات مسئول مدتي بسوي عمل سياسي و اجتماعي روي آورد. والسر مدام در مسائل روزجامعه اش دخالت ميكند و اغلب موجب موجي از جنجالهاي رسانه اي ميگردد. او ميگويد براي سلامتي، لازم است كه انسان با خودش توافق و سازش داشته باشد و از خود بيگانه نشود. اوازكسانيكه بديگران اعمال قدرت مي نمايند، متنفر است . و تاكنون جوايز ادبي: بوشنر، هلدرين، گروه 47، و جايزه صلح كتابفروشان آلمان، را ازآن خود نموده است .

 مارتين  والسر Martin  Walser 1927 – 200 ?  -