شعری از احمد بیرانوند

  احمدبیرانوند

  

آسمان پر شده از شیخ

که در سماع نمی گنجند

و زمین پر شده از ما

                            نی

                                 زنان محجوب به کتابهای رنگی

گنجشک مثال خوبی از درخت نیست

مولانا از سوراخهای نی بیرون می زند

و ما در طلب سیب

به گنجشک نگاه می کنیم

                             که جیک جیکش

برای درخت ذکر خفیست

ما پر شده ایم از دست

که چنگ می زنند

دست به دست

                دف به دف

 تا شیخ اسماعیل قصری   (1) 

آسمان دزفول آتش بزند

با هر چه نجم که در آن است

خورشید یک ارجاع بیرونی است

مگر شمس شود

تا از درون بتابد

هوهوی باد

یک واژه است

که در شاخ و برگ درخت

به تکثر رسیده

هر قرص نان یک دایره است

دایره دچار ضعف تاویل شده

شعر از دایره بیرون است

دایره خورشیدنیست

روایت هزارم شعر است در بی وزنی

که اضلاعش کمر  خم کرده اند

دانای کل در دایره نمی گنجد

تا نسل به نسل پیر شود

هر چه اتفاق افتاده

تمام شده است

کسی نمی فهمد

(( بسم الله الرحمن الرحیم))

 ————————-

1-شیخ اسماعیل قصری از عرفای قرن ششم مرشد شیخ نجم کبری  است که مدفن او در دزفول است.

 

 

 

از مجموعه شعر تازه منتشر شده ی ((اشراق در بی شمسی)) انتشارات مینا