شاهزاده و سیاه

شاهزاده و سیاه، نوشته ی مهران زنگنه

«شاهزاده و سیاه» نام مجموعه ای شامل شش داستان از مهران زنگنه نویسنده  و شاعر ساکن آلمان که توسط خود او و به صورت ناشر-مولف منتشر شده است.

«شاهزاده و سیاه» با داستان «کسی که آمد» آغاز می شود. «کسی که آمد» روایت هولناک یک انتظار است که میراث پدر است به پسر… انتظاری که نه معنایی دارد و نه فرجامی، زنگنه در «کسی که آمد» دایره ای هولناک از پوچی تصویر می کند که شاید نیشخندی تلخ است به تاریخ سرزمین مان، ایران.

روایت به شدت واقع گرایانه نوشته شده است، اما به شدت استعاری است و مملو است از سمبل های شخصی زنگنه، امری که در داستان های دیگر مجموعه نیز به چشم می خورد.

« شاهزاده و سیاه» که نام مجموعه از آن گرفته شده است نیز چنین خصوصیتی دارد. «شاهزاده و سیاه» روایت پشت صحنه و سپس اجرای یک نمایش تخته حوضی یا سیاه بازی سنتی است که فاقد نمایشنامه است و تنها یک طرح از پیش تعیین شده دارد و بازیگران با بداهه سرایی تیپ های مشخصی را ارائه می دهند. سیاه اما در این روایت دانشجوی تئاتر است و روی صحنه قراردادها را بر هم می زند و شاهزاده را به بازی می گیرد، فرجام این امر شلاق خوردن، یا به عبارتی «فلک شدن» اوست. این اتفاق البته واقعن می افتد و پیش چشم تماشاگران که می خندند و اشک های او را نمی بینند…

داستان دیگری در مجموعه به نام «گدا و مائده ی آسمانی» روایت گدایی است که در زمان بمب گذاری های پس از انقلاب 57ف تکه هایی از جسد آخوندی را که در انفجار تکه تکه شده، یافته و به گمان اینکه این تکه های گوشت مائده ی آسمانی است و از آسمان برای او فرو فرستاده شده، با پاسداران بر سر آنها جدال می کند و دست آخر تکه را می رباید و از کباب کردن آن برای به دست آوردن دل زن دلخواهش استفاده می کند. زاویه ی نگاه اول شخص مفرد است و زنگنه در به تعویق انداختن خواننده و ایجاد تعلیق، تردستانه و هنرمندانه عمل می کند.

«شاهزاده و سیاه» نشان می دهد که زنگنه نویسنده ی چیره دستی است و باید از او انتظار شگفتی های بسیار داشت. او ظرافت های داستان نویسی و ذات روایت را خوب می شناسد همچنان که از داستان «شاهزاده و سیاه» برمی آید، چهارچوب های دراماتیک را نیز خوب می شناسد. در انتخاب زاویه ی نگاه چیره دست است و در تک گویی ها بسیار ماهرانه و هنرمندانه کار می کند.

برای دسترسی به کتاب، به جز مراجعه به کتابفروشی های خارج از کشور، راه دیگری جز تماس با نویسنده وجود ندارد که آدرس ایمیل او را در انتهای همین مطلب خواهید دید.

 

مهران زنگنه در زمینه ی شعر نیز کتابی به نام «آه سحرگاهان»  منتشر کرده است که شعر بلندی است با همین نام که روایت سهمگین شکنجه ها و روزهای خونین بند چهار زندان اوین است در سالهای 60 و 61.

دلبستگی او به عنصر روایت در این کتاب نیز پیداست چنانکه خود او در مقدمه ی بسیار کوتاه کتاب می نویسد: هدف از نوشتن متنی که در دست دارید، تولید هنری نبوده بلکه روایت «پس بند چار» زندان اوین به سال های 60 و 61 است. اگر احیانا در روایت عنصر هنر به چشم می خورد، اتفاقس بختیار است.

 

از مهران زنگنه ی عزیز نیز به خاطر تاخیر در معرفی کتابش عذر می خواهم و امید دارم که این تاخیر را بر من و مانیها ببخشد و آن را به حساب بی اعتنایی به کتاب های باارزشش نگذارد.