ادبيات ميان خدا و خلق

  نادره  مستشار  

ادبيات ميان “ خدا و خلق “ .

لوتر ، اديب – يا اصلاح گراي دين ؟

داستان و روايت يك كتاب “ آسماني “.

 

از وحي الهي تا نقل مدني !

روحانيوني كه وارد ادبيات شدند !

                                              مارتين لوتر Martin  Luther 1483 – 1546  

                                          ———————————————–  

 

مارتين لوتر، استاد زبان ، مترجم انجيل به زبان آلماني، اصلاحگراي مذهبي ، و پايه گذار مسيحيت پروتستاني يا ايوانگليشي، – به توصيه اراسموس، هومانيست مذهبي هلندي كه گفته بود كتابهاي آسماني رابايد از زبانهاي يوناني، عبري، لاتين، و عربي، به زبان مردم هركشور ترجمه نمود تا استقلال انتخاب داشته باشند، گوش فرا داد و اين توصيه اراسموس را عملي نمود. لوتركوشيد باكمك ترجمه وادبيات،ازپاپ و كليساي سنتي منحط رومي، استقلال يابد.سبك ترجمه او، ديگر برگرداندن صوري و ظاهري واژهها نبود بلكه انتقال محتوا ومعني جملات است .ترجمه انجيل اوبه زبان آلماني موجب وحدت زباني بين اقوام و ايالات آنزمان رقيب هم،درآلمان شد. اهل نظر اين ترجمه اورا حتا امروزه يك “قطعه استادانه نثرزبان “ بحساب مي آورند. او بنيادگذار زبان كتبي آلماني جديد است و بعنوان پدر زبان آلماني نو، جشن گرفته ميشود. اهميت او براي تحول و پيشرفت بعدي زبان آلماني، متكي بر وحدت زبان كتبي آلماني در استانهاي مختلف بود.

    لوتر چون ازنظرفلسفي يك نوافلاتوني است ميگفت كه انسان ازطريق واژه ها و ادبيات ميتواند باخدا رابطه برقراركند. خلاف محفل روشنگران هومانيستي آنزمان، اوكوشيد تا آثارش را نه به زبان لاتين بلكه به زبان مردم ترويج دهد. امروزه لغات بيشماري درادبيات و زبان آلماني را خواننده مديون قدرت خلاقيت زباني او است . ترجمه او از زبان مبداء به زبان مقصد، پايه وحدت زباني گرديد. اوغيراز كوششهاي اصلاحگرايانه دردين و جامعه، درتاريخ ادبيات زبان ميهنش، هنرمند نابغه زبان نيز ناميده ميشود.

باوجوديكه رقم باسوادان آنزمان بين 5 تا 10 درصد بود، بين سالهاي 1534 و 1570 حدود صدهزار جلد كتاب ترجمه شده انجيل بچاپ رسيد. او همچون قشر روشنفكر جهان بورژوازي درسال 1530 به نقش آموزشي ادبيات پي برده بود. كيرگه گارد مينويسد كه او نه تنها طبيب بلكه بيماري پرشور و مشتقاق درمان نيز بود. و نيچه بعدها مدعي شد كه انجيل ترجمه شده لوتر، تاكنون بهترين كتاب زبان آلماني است ، لوتر وجداني ادبي درگوش و زبان داشت و ميدانست كه چگونه يك واژه يا يك بخش و سيلاب كلمه، راه ميرود، پرواز ميكند، سقوط ميكند ويا به زمين مي افتد.  كارترجمه كامل كتاب انجيل كه درسال 1521 شروع شده بود درسال 1534 باترجمه تورات به زبان آلماني پايان يافت . ترجمه انجيل او را آغاز ادبيات مسئول و اجتماعي نيزبشمار مي آورند، چون بورژوازي نوپا، باكمك آن كوشيد تا عليه پاپ، روحانيت ارتجاعي، فئوداليسم، استثمار و حماقت خرافاتي مردم، بپردازد. لوتر باشور و شوق ملي گرايي، خواهان يك الاهيات وطني عليه نفوذ پاپ گرديد. زبان و ادبيات مسئول او موجب شد كه در درام شهري و تئاتر آموزشي مدارس در قرن 16 ، از موضوعات مذهبي استفاده شود.

     مارتين لوتر، گويا دانشجوي رشته حقوق دانشكده هنرهاي زيباي زمان خودبود كه بدليل جان سالم بردن ازيك حادثه “رعد و برق “ شديدا مذهبي شد و به تحصيل الاهيات تا درجه دكترا پرداخت .و بر اساس ادعاي پاره اي از مورخين، اوزمانيكه مدتي به شغل مددكار اجتماعي مشغول بود به نيازمردم محتاج به يك دين اصلاح شده پي برد، ديني كه صددرصد وابسته به پاپ و كليساي سنتي حاكم نباشد. خشم لوتر عليه آموزشهاي الاهي همكاران و همعصران، باعث پايه گذاري يك الاهيات “انقلابي“! گرديد. آنهايي كه خودرا استثمارشده روحانيون و كليسا ميديدند به جنبش مبارزاتي لوتر پيوستند. اوميگفت بايد به انسانهاي مذهبي كمك كرد تا مستقل و بالغ شوند. لوتر، پدر اصلاحات ديني و مذهب پروتستان درجهان است. اوباكمك انتقاد از دگم هاي كليسايي، به جزم “غير اشتباه كردن پاپ“ اعتراض نمود و به مخالفت با اتوريته نامحدود كليسا روي زندگي مردم پرداخت . لوتر تحت هومانيسم، عرفان و ايده آليسم اسكولاستيكي، درسال 1517 به جنبش مردمي عليه پاپ پيوست ، اين جنبش مردمي زير نفوذ بورژوازي انقلابي آغازين، عليه پاپ نيز بود. حاكمان محلي و فئودالي به دليل تضادهايشان با پاپ و نيروهاي خارجي مسيحي، نيز به حمايت مقطه اي ازاو پرداختند و زمانيكه پاپ امر به دستگيري لوتر درسال 1521 داد، اومخفي شد و كار ترجمه را آغاز نمود. لوتر مينويسد كه روحانيون و طلاب مسيحي نبايد نسبت به ساير مردم، داراي امتيازي الاهي باشند.

لوتر درسال 1517 ميلادي اعلاميه اصلاحگرايانه 95 تزي خودرا در محافل روشنفكري دانشگاهي منتشر نمود ودرسال 1518 درشهر زادگاهش مورد محاكمه قرار گرفت . وي ميگفت كه كليسا و دين ظاهرگرا را بايد با كمك ارزشهاي باطني و عميق، اصلاح نمود. دهقاناني كه زير بار ماليات اجباري كليسايي و سرباز گيري غيرداوطلبانه جنگهاي صليبي رنج ميبردند، ازنخستين هواداران لوتر شدند. امروزه گروهي از هواداران لوتر، حتا اورا پيام آور آزادي و عدالت زمان خود بحساب مي آورند. لوتر به تغييرو اصلاح مراسم ديني دركليسا پرداخت و ميگفت انسان نبايد باكمك عبادت ازخدا،انتظار عدالت و مغفرت داشته باشد، چون ترحم الاهي بايد بالاترين نشان عدالت خدايي باشد. اومردم را تشويق به كارتوليدي و شغل اين جهاني- و ازدواج نجيبانه و تك همسري نمود. اين آموزشهاي او امروزه بخشي از اخلاق پروتستاني مسيحي بشمار مي آيند- كه ماكس وبر و كانت را نيز تحت تعثير خودقراردادند. فلسفه “مسئوليت و اخلاق“ كانت گويا متكي بر آموزشهاي لوتر باشد .

     مارتين لوتر بين سالهاي 1483 و 1546 ميلادي درجنوب شرقي آلمان امروزي زندگي نمود. پدرش كارگر معدن بود. اوخلاف درسهاي كليساي كاتوليك، درسال 1524 با يك راهبه تحت تعقيب، ازدواج نمود و صاحب 6 فرزند شد. وي در جواني چند سالي استاد الاهيات در دانشگاه بود .

    از جمله آثار: اوغير از ترجمه، كتاب انجيل، – 37 سرود مذهبي ، پيرامون آزادي انسان مسيحي، خطاب به نجيب زادگان مسيحي آلمان، نامه ارسالي پيرامون كار ترجمه ، زندانيان بابلي كليسا، و اراده غير آزاد، هستند.

     لوتر درپايان، درسال 1525 ازجنبش انقلابي دهقانان فاصله گرفت و با موضعگيري ارتجايي، ازحاكمان محلي و فئودال، آن حركت اجتماعي رامحكوم نمود . موج اصلاحگرايي اقتصادي و اجتماعي او به نفع فئوداليسم و بورژوازي نوپاي خودي، خاتمه يافت. بعدهااصلاحگرايي او چند قرن وسيله اي دردست حاكمان جديد پروتستاني ، پايه حاكميت مطلقه شاهزادگان جوان شد .

 

Martin  Luther 1483 – 1546