بيوگرافي آنان، اتوبيوگرافي ما ؟

 لاله آمبلی

 

بيوگرافي آنان، اتوبيوگرافي ما ؟

بيوگرافي :  Biographie

 

-               امروزه بخشي از نقدادبي روانشناسانه غرب، مدعي است كه علاقه خواننده به مطالعه اتوبيوگرافي ديگران- يا كوشش بيوگرافي نويسي بعضي ازاهل قلم، خود دليل اتوبيوگرافيك دارد و خواننده يا نويسنده اينگونه آثار زندگينامه اي، در جستجوي اتوبيوگرافي خودش هست.

  بيوگرافي واژه اي است يوناني كه معني “شرح زندگي“ ميدهد و بانام بيوگرافي نويساني چون : پلوتارخ، سوتن، تاكيتوس، و نپوس ، در 2400 سال پيش درغرب آغاز شد. گرچه  دوره هاي : باستان ، سدههاي ميانه ، و عصر نو، بيوگرافي نويسان خاص خود را داشتند، ولي شكوفايي آن بدليل علاقه به  اهميت فدرگرايي و زندگي خصوصي مشاهير، در دوره رنسانس مي باشد. درآغاز، بيوگرافي شاخه اي از شرح تاريخ بود و با رشد علم تاريخ، بيوگرافي نويسي نيز اهميت خاصي يافت. بيوگرانويسان مدرن، ادعاي: سهمي درشناخت جهان و روشنگري اجتماعي را دارند. بيوگرافي نويس غيراز شرح تاريخي، ممكن است خلاقيت ادبي و هنري را نيز مد نظر داشته باشد . در بيوگرافي هاي امروزي از هر دو ابزار يعني شرح تاريخي و خلاقيت ادبي استفاده ميشود. در طول سدههاي ميانه غرب، ژانر بيوگرافي نويسي، به زندگي مقدسين، شهدا، اميران و حاكمان، مي پرداخت.

  اهميت و هدف بيوگرافي نويسي در دورههاي مختلف تاريخ فرهنگ، گوناگون بوده. بيوگرافي هاي تاريخي و ادبي، از خواننده و ناظرين ميخواهند كه يراي گذشته انسانهاي آندوره، قدري تفاهم داشته باشند. بيوگرافي ها اغلب در خدمت تصوير: فكر، روح، و فرهنگ زمان خاصي هستند. درتاريخ ژانر بيوگرافي، تاريخ اجتماعي فردنيز ثبت شده است . هدف بيوگرافي نويسي گاهي تشويق تقليد از ان فرد و درسهايش- و يا دادن اخطار و هوشياري است -تا خوانند بداند چه كساني سرنوشتي تلخ و وحشت انگيز داشتند.

درقرن 19 بيوگرافي نويسي، وسيله اي درخدمت علم تاريخ شد . و در قرن بيست ،بيوگرافي از طرف نويسندگاني بكار رفت كه ديگر اتوريته مورخين براي شرح حقايق را قبول نداشتند.و به نقل از بعضي مورخين چپ، در قرن 18 بورژوازي كوشيد براي تقويت اعتماد به نفس خود، از مثالها و بيوگرافي هاي افتخارمند، يا حتا گاهي رمان هاي زندگينامه اي، استفاده نمايد تا زحمتكشان را به تعجب و تحسين اندازد. با كمك فرهنگدوستان ليبرال درغرب،از قرن 17 مجموعه هاي عمومي بيوگرافيك چاپ و نشرشد ؛ مثلن “بيوگرافي عمومي آلماني“ شامل 56 جلد گرديد.

     گرچه براي مبحث رمان بيوگرافيك يا ژانر اتوبيوگرافي نويسي، جا و فرصتي ديگر لازم است، در اينجا از چند بيوگرافي تاريخي و رمان زندگينامه اي مشهور نام برده ميشود. بيوگرافي هاي : ريشيلو، روسو. هلدرين، آبراهام لينكلن، ناپلئون، و استفان تسوايگ. را ممكن است خيلي ها بشناسند.

در رمان هاي پرفروشي از : هرمان هسه ، سارتر، توماس مان، ماكس فريش، و انسنزيرگر، موضوع اصلي ومركزي داستان، شرح و توصيف بيوگرافي يك شخص مد نظر است . يااينكه خواننده ميتواند شاهد سرگرداني فردانسان با كمك طرح يك بيوگرافي- در آثاري مانند : رمان روشنفكري توماس مان، رمان گروتسك كافكا، رمان تاريخي بروخ، رمان مقاله اي موسيل، رمان طنز هاينريش مان ، و رمان مونتاژ دوبلين گردد.

پيشگويي عجيب و معروف“ بحران رمان“ راامروزه بحران فرد و بيوگرافي، مي نامند، گرچه تاريخ ، بقول كراكوئر، منتقد فرهنگي آلماني، از اعمال انسانها تشكيل نشده ، بلكه مجموعه اي از حوادث، اتفاقات و واقعيات زمان است.

دررسانه هاي مدرن امروزي : پخش مصاحبه ، ميزگرد، معرفي ، خاطره نويسي، و يادداشت هاي روزانه ، را نيز بخشي از نشر بيوگرافي بحساب مي آورند. بيوگرافي به موازات اقدام روشنگري انسان ميتواند بشكل : ادب و هنر ويا به صورت علم تاريخ، به شرح واقعيات بپردازد. در اين گونه نوشته ها ، بايد يك بازي و هماهنگي متعادل از : ذهن واقعيت ، استثنا- قاعده ، خاص-عام ، گذشته-حال، فرد-اجتماع،و بيوگرافي-اتوبيوگرافي، بوجود آيد.تئوري مدرن ادبيات مدعي است كه درآثار پست مدرن، هر بيوگرافي نويسي، بخشي از اتوبيوگرافي خودرا فرموله و طرح مي نمايد. رونالد بارت دررابطه با يكي ازآثار نيچه گفته بود كه : فتوگرافي همان رابطه اي را با تاريخ دارد كه بيو گرافي نويس با بيوگرافي شخص مورد نظر.

رمان هاي بيوگرافيك معمولن رمان هاي آموزشي بشمار مي آيند. گروهي از مورخين ادبي، رونق بيوگرافي نويسي را دليل پناه انسان به موزه مشاهير تنها و مرحوم! در دوره بحران فكري و اجتماعي و شكست و فرار سياسي به حساب مي آورند. در يك بيوگرافي روشنگرانه ممكن است جنبه هايي از شرايط: اجتماعي، اقتصادي. ديني، سياسي، فرهنگي. روانشناسي. و مبارزاتي، يك دوره مطرح گردند.