تب

  م.سعادتی

ترجمه از زبان ترکی: م.سعادتی

اثاث، رفتن اتاق

و به گوشه بس دور آن

پریز

-میانش گود است هنوز؟

دو مرد

مادرم است یکی

 تعمید می کند

به پا

از الکل صنعتی

پس ستیزه ای به بیماری

به تب

رو بر دو دست

پف کرده و بسیار سفید

به میان کرمی

می لولد و مشغول زادن است

روحی چون مرا

یا آن که

برادرم خواهد شد