تظاهرات ماشین ها و ما اصلن خشن نیستیم

 فرهاد سلمانیان

2 داستانک

تظاهرات ماشين ها

آن روز صبح مردمی که ماشین داشتند، تصمیم گرفتند ماشین های شان را در تمام خیابان های شهر پارک کنند تا تمام راه ها بسته شوند و هيچ پليسی نتواند وارد مرکز شهر شود یا سر کارش برود یا مردمی را که اعتراض می کنند، سوار کند و ببرد.

چند روز بعد همه دیدند که کسی به آن ها حمله نمی کند و ماجرا چندان که باید طرف مقابل را آزار نداده است؛ این بود که ماشین ها را همان جا گذاشتند و به خانه های شان رفتند تا همان ماشین ها تظاهرات را ادامه بدهند.

چند روز بعد اوضاع وخیم تر شد. دو تا از هلی کوپترهایی که قرار بود سیاستمداران را از راه آسمان به محل کارشان برسانند، به همدیگر برخورد کرده و حالا مردم متهم بودند که با پارک کردن ماشین های شان چند نفر از سیاستمداران را به قتل رسانده اند!!

این بود که عملیات انتحاری سراسری علیه ماشین های پارک شده در تمام خیابان ها شروع شد تا آن ماشين های معترض را از بین ببرند و کمی بعد خيلی از آن ها نابود شدند و راه دوباره برای رفت و آمد کسانی که راه شان بسته شده بود، باز شد.

به این ترتیب این بار کسی از مردم دستگیر یا زخمی نشد و همه توانستند تظاهرات کنند!!

ما اصلاً خشن نیستیم!

(پیش از خواندن کمربند ايمنی خود را محکم ببندید و ماسک ضدگاز را فراموش نکنید!!!)

در مقابل همه ایستاد و گفت:

…البته اگه اونا بخوان زیاد شلوغش کنن، دیگه نمی شه فقط جمعیتو کنترل کرد و وایساد نگاه کرد، بلکه باید وارد عمل شد! البته اگه کار به این جا برسه احتیاج به آمبولانس و نیروی کمکی برای مداوای زخمی ها هم هست! پس بهتره چند تا آمبولانس هم در محل باشن که اگه بین خواهرا و تجمع کننده ها درگیری ای به وجود اومد و کسی مصدوم شد، بتونیم زخمی ها رو هم در حین مداوا به زندان منتقل کنیم!!! خوب برادرا و خواهرای عزیز برای همتون در روزهای آینده آرزوی موفقیت می کنم، والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته…