« نهضت ِ دن کیشوت ها»

پیمان ِ ناپاکی

توضیح مانیها:

متن زیر به همراه دو قطعه شعر مدتی پیش به دست ما رسید، از آنجا که برخی از موارد نوشته شده در این متن مانفیست گونه، با معیارهای مانیها – و به باور ما با معیارهای جوامع متمدن بشری- تفاوت های فاحشی دارند، و از آنجا که مانیها بنا ندارد دست به سانسور بر اساس تفاوت نوع بینش بزند، برای آقای سلاح ورزی که از همکاران و دوستان قدیمی مانیها هستند، نامه‌ ای نوشتیم و توضیحاتی در این باره خدمتشان ارائه کردیم اما از آنجا که تا کنون پاسخی دریافت نرکده ایم متن ار به همان صورت که به دستمان رسیده به همراه لینک دو شعر همراهش منتشر می کنیم، هرچند متن فاقد امضا است و تنها دو شعر همراه آن نام آقایان سلاح ورزی و حامد احمدی را بر خود دارد. متن منتشر شد اگرچه باور داریم با همه ی این حرفها این متن نکته ی تازه ای در بر ندارد که ارزش زیر پا گذاشتن معیارهای اخلاقی را داشته باشد و لبته حق پاسخ گویی برای نویسندگان محترم این متن موجود است و جوابیه طبق اصول حرفه ای رسانه ای به همین صورت منتشر خواهد شد. باشد روزی جامعه ی ادبی ایران شعر را بیش از مانفیست و موج ارزش گذارند…

پیمان ناپاکی

۱.قافیه بود و نبود اش یکی ست. بود که بود. نبود هم نبود. هیچ قانون و قاعده ای برای استفاده از قافیه وجود ندارد. هیچ نظم و ترتیب و معیاری نیست.

۲. وزنی وجود ندارد. آن که هست ، ریتم است. که عوض می شود. بدل می شود. تغییر می کند. اغتشاش دارد.بالا و پائین دارد. یک جا بند نمی شود. در قالبی نمی گنجد حتا در قالب ِ خود اش.

۳. تر+انه ی ما به هیچ چیز متعهد نیست. حتا به خود اش . دیگر چه برسد به چیز های مسخره و مضحک و مزخرفی چون مردم، آزادی، انسان،صلح، زنده گی به تر و ……………..

۴.ما هرگز هم راه با موضوعات روز نمی نویسیم.زندانی شدن فلانی و کشته شدن بهمانی و جنگ در آن نقطه و این ها نه به ما ربطی دارد نه به ترانه ی ما.

۵.خود سانسوری نمی کنیم. وقت نوشتن به ری-اکشن چیز نا موجود و محوی به نام مخاطب نمی اندیشیم. گور پدر همه شان.نفهمیدن و گیجی و باقی زهر مار های شان به خود شان مربوط است.

۶.ما هرگز تر+انه ی مان را به کسی تقدیم نمی کنیم.

۷.از سمبل به عنوان سمبل استفاده نمی کنیم. شاید زیر سوال ببریم اش، مسخره اش کنیم ، دست اش بیندازیم . شاید هم از کنار اش بگذریم. سر و کار ما به نشانه هاست. نشانه هایی که هنوز برای شان تاویل و تفسیر مشخصی وجود ندارد.

۸.براساس تعریف های تثبیت شده در « سنت ترانه ی نوین» ترانه ی عاشقانه نمی نویسیم. از آن دست که ترانه ی سیاسی-اجتماعی-ملی-میهنی-بیدار-معترض-متعهد نخواهیم نوشت.ما اصولن ترانه نمی نویسیم. چیزی که ما می نویسیم تر+انه است.

۹.ما تر+انه های مان را به کسانی با نام خواننده و آهنگ ساز نمی فروشیم. این جا ما صاحب کار هستیم و آهنگ ساز تکنسینی ست که برای ما کار می کند و خواننده-اجرا کننده که گاهی شاید با ادامه ی(ها) حضور داشته باشد ، سازی ست چون باقی ساز ها.

۱۰.ما به هيچ کجاي مان نمي گيريم! مجوز يک چيزي ست بين يارو ها و دولت هاشان. تر+انه هاي ما دولت ندارد.

۱۱.زبان ما زبان خودمان است! زبان ِ کوچه و بازار و دانش کده بچسبد در کون خودشان! زبان ِ ما مال ِ جهان ِ زير آفرينش ماست.

۱۲. ما لعنت می فرستیم به نوستالژی سنت ِ ترانه ی نوین.

۱۳.ما هر گاه که تشخیص دادیم می توانیم قوانین بالا را زیر سوال ببریم. حذف شان کنیم. چیزی بر شان بیفزائیم. باهاش بازی کنیم.لجن مال شان کنیم.نابود شان کنیم و کار های دیگر.

« نهضت ِ دن کیشوت ها»
تابستان ۲۰۰۶- ۱۳۸۵
امضا ها

خاطرات ماياکوفسکی

پیام های غیر اخلاقی آقای گدار

مسئولیت این نوشته بر عهده ی نویسندگان آن است.