ساحل دریای بالتیکِ من

 علی صیامی

موج ها به ناگاه یخ می زنند

نرسیده به ساحل ِ جزیره ی "روگه"*؛

میزبان ِ من

در سرمای مرداد ماه

زیر تیغ آفتاب.

 

جرعه ای از فنجان قهوه بر زبانم می ماسد,

تلخ ِ تریاکی,

اما نشئگی ای در پی ندارد.

 

سه شاخه گل ژرویرا بر میز

با چشم های پلاستیکی شان

بر دانه های قهوه ی فنجانم

سرما می پاشند,

سفیدچشمی می کنند,

تا من در چشمان آبی و فانوس دریایی

در سواحل لبنان

سیه روی  شوم.

 

بر سفیدی گچ دیوار اتاق هتلم

بیست و هشتم ماه پنجم خورشیدی ثبت است,

و از صفحه ی تلویزیون

موشک ها و بمب های نفت ملی شده ی 80 دلاری

 بر سر لبنان و حیفا خراب می شوند.

شرم از کودتا

 به زیر پتو پنهانم می کند

هنگامی که "ترومن" می خندد,

مصدق می گرید

و خرس همسایه ی شمالی هنوز شکارچی ِ من است.

 

Göhren / Ostsee

اوت  2006

**************************************************************************

*Rüge جزیره ای در دریای بالتیک,  شمالی ترین منطقه ی آلمان