شاعره – ميان مرگ و آواره گي!

نصرت شاد ،درباره ی رز  آوسلندر

 

رز آوسلندر ، ازمشهورترين زنان شاعر آلماني زبان ، يهودي تبار، قرن بيستم اروپا است. شعر او حاوي حقايق و احساسات دو فاجعه دردآور است : يكي اينكه ، ولايت دوران كودكي او يعني شهر “بوكووينا “ براثر نتايج دو جنگ جهاني دائم تحت اشغال ارتش يكي از كشورهاي : آلمان ، اتريش ، روماني  و مجارستان قرار گرفت . دوم اينكه او بدليل يهودي بودن، چهارسال همراه مادرش در اردوگاه اسيران  آلمان هيتلري درانتظار مرگ بسر برد تااينكه سرانجام ارتش سرخ شوروي درسال 1944 آنهارا آزاد نمود ، گرچه گويا نيمي از جمعيت يهودي شهر صد هزارنفري بوكووينا ازطريق نازيها بقتل رسيدند. اودرآن اردوگاه نيز با شاعر ديگر آلماني زبان و يهودي تبار، يعني پاول سلان شخصن آشنا گرديد.

روزا آوسلندر پيرامون آن روزهاي سخت و ناگوار مينويسد : “مابه اعدام محكوم شده گان، بطور غيرقابل بياني،نياز به همدردي داشتيم .ودرحاليكه هرلحظه منتظر مرگ بوديم،بعضي درجهان خيالي واژهها ميزيستند ؛ يعني درخانه اي روئايي درشرايط بي خانماني. نوشتن،زندگي مان بود و شعر، مقاومت مان.درآنجا فقط واژه “مادر“ هنوزنيرو و قدرت جادويي داشت ؛ يعني نقش مركزي مقاومت درمقابل فشار و تهديد جسمي و رواني . و زبان ، جانشين گم شدهها و از دست رفته گان مان شده بود . و چون آن بلاهايي كه بسرمان آمد، قافيه نداشتند و بي نظم بودند، ماهم به شعر نو پناه برديم. ما نجات يافتگان آن قتل عام ، باكمك واژهها ، زندگي ساختيم ، چون قلم زني، زندگي بود ، يعني مقاومت دربرابر مرگ .و زبان مادري ، محلي براي سكونت ، سكوت و استراحت و زبان شاعرانه ،ناقل زيبايي مناظر طبيعي وطن، و فرهنگ و سنت جامعه مان ، گرچه درجهان مكانيكي، واژههاي صفتي ، بي معنا شده بودند . ايمان به انسانيت ،و نيروي نجات بخش ادبيات را ،كوشيديم تادرنزدخود حفظ نماييم “.

امروزه گفته ميشود كه در شعر او ، فاجعه هاي قرن بيستم و نابودي زيبايي مناظر طبيعي اروپاي شرقي،بدليل جنگ، بچشم ميخورند.مرگ، تنهايي، وطن، نوستالژي دوران كودكي، وحشت هاي زندگي گذشته، بيگانگي درمهاجرت و آواره گي ، ازديگرموضوعات شعراوهستند. اشعاراوباتنوع موضوعي و سبك و فرم راديكال و شرح جهان باكمك تصاوير، و زيبايي آركائيك، يكي ازبهترين شعرهاي زنان اروپا هستند. شعرش،بخشي ازشعرمدرن اروپانيز است. اودرنيمه دوم قرن بيستم باكمك پاول سلان،بافرهنگ آوانگارد وشعرمدرن آلمان آشنا شد. گرچه او چهل سال تحت تعثير فرم شعر سنتي بود .ودرپايان، او بدون توجه به مدهاي ادبي، به سبك خودادامه داد و شعرهايي: روشن،كوتاه، و فشرده سرود . هيلده دوبين ،او را يكي از آخرين زنان شاعر يهودي آلماني زبان اروپا ناميد. روزا آوسلندر دهها سال وادار به مهاجرت و تبعيد گرديد و بدين سبب چندين سال، اشعارش را به انگليسي نوشت، چون بقول خودش، درزبان آلماني لال شده بود و سرانجام درسال 1957 بعداز ديدار مجدد با پاول سلان درپاريس، دوباره آغاز به سرودن شعر نو نمود .اشعار نيمه دوم قرن بيست اوشامل: تجربيات روزانه، افكارواحساسات،تجربه هاي تعقيب و فرار، عشق، دوستي،مناظر طبيعي، نابودي قومي درشهرها، و موضوع زبان ، هستند.ازنظرادبي اوزير تعثير : هلدرين، تراكل، هاينه، ريلكه ، كافكا ، شعرمدرن آلماني، و رمانتيك غربي، قرارگرفت . وازنظر فلسفي: فرويد، افلاتون و اسپينوزا اورا تحت تعثير قراردادند . پاره اي از اشعارش بدليل فلسفه “طبيعت خدايي“ اسپينوزا، حاوي “عرفان طبيعت گرايي “هستند. آ . مارگول او را “سافوي“ طبيعت زيباي اروپا ناميد . مجموعه اشعار اورا حدود 25000 رقم، حدس ميزنند.

روزا آوسلندر درسال 1901 در شهرآلماني زبان بوكووينا، واقع در روسيه امروزي بدنيا آمد ودرسال  1988 درشهر دوسلدورف درآلمان درگذشت . نام اصلي او پيش از ازدواج ، روزالي بئاتريس  شرتسر بود . وي دردانشگاه فلسفه و ادبيات خوانده بود . پاول سلان شهر محل تولد خود يعني بوكووينا را شهري ناميد كه درآغاز قرن بيستم درآن كتابها و انسانها باهم زندگي ميكردند. روزا آوسلندر دردوران اسارت دراردوگاههاي كاراجباري فاشيسم، نوشته بود كه زندگي نبايد فقط مكان فرار باشد. او درباره ناگواري سالهاي اسارت ميگفت كه حتا پرندههاي مهاجر هم ديگر بسوي جنوب پرواز نمي كردند ، چون بو، رنگ، مزه ، نور و همه چيز ديگر تغيير كرده بود.

ازجمله آثار او : تابستان كور ، رنگين كمان ، مجموعه شعر نيويورك، اشعار شهر مانهاتان ، انگيزههاي اسارتگاهي ، بدون ويزا ، همه چيز انگيزه شعر شده ، نفس ام نيش ميزند، و شهر ونيز غرق شدني نيست، هستند. مجموعه شعر (تابستان كور) باكمك تصاوير سوررئاليستي، تهديد، تعقيب، بن بست ، و قتل مخالفين، از طريق نيروهاي اس اس را نشان ميدهد .كتاب مانهاتان ، نوعي  اتوبيوگرافي نويسنده است و واژه ها اغلب حاوي “انتظارمسيحايي“ ميباشند. كتاب مجموعه شعر نيويورك ، اشاره اي به اكسپرسيونيست شدن جهان شهرهاي بزرگ مينمايد.

 

Rose  Auslaender  1901 – 1988