بي وفايي ادبي به زبان مادري

سارا ارمنی

 ژوزف كنراد

Joseph Conrad 1857 – 1924  

 

يوسف كنراد ، نويسنده انگليسي ، لهستاني تبار ، ازجمله محدود نويسندگاني است كه توانست درزبان كشور ميزبان آثاري فناناپذير بيافريند. مثال كنراد،پديده اي عجيب بود، چون يك نويسنده توانست دريك زبان خارجي،جهاني شود. اوكوشسيد ازطريق ادبيات، مخالفت خودبا اوتوپي هاي سياسي را نشان دهد. كنراد 20سال درسازمان كشتيراني فرانسه و انگليس، ملوان و ناخدا وباخدا ! بود. او بعدها درد و رنج آواره گيهاي نوجواني وتجربه هاي اقيانوس پيمايي خودرا درادبيات مطرح كرد.منتقدي گفته بود ، از اينكه يك نويسنده خارجي بتواند اين چنين بنويسد، به يك معجزه ادبي شباهت دارد. كنراد يكي از نمايندگان مهم و پايه گذار و تيزبينان ادبيات مدرن است. اونويسنده اصيلي است كه ازآغاز مورد تحسين و تشويق قشربرگزيده منتقدين ادبي، ولي بي توجهي خوانندگان معمولي قرارگرفت. كنراد درآمد قابل ذكري ازفروش كتابهايش بدست نياورد ودرفقرزيست. گرچه او با كونينهام گراهام ، سوسياليست معروف انگليسي رابطه دوستي داشت، ولي تاآخر عمر مخالف اوتوپي هاي سياسي ماند.

كنراد دربعضي از مراحل عمرش ، خالق رمانها و نوول هاي انتقادي رئاليستي روانشناسانه بود وبه شرح روان قهرمان داستان درشرايط عجيب اجتمايي ويا طبيعي پرداخت. اوزندگي انسان درجامعه بورژوازي رادائم زير تعثير بازي حوادث و اتفاقات غيرقابل پيش بيني ميديد، ومبارزه انسان بانيروهاي قوي طبيعت رامحكوم به شكست ميدانست. چون كنراد ازخانواده اي اشرافي برخاسته بود،سالها مبلغ ادبيات رمانتيك و ماجراجويي و سفرنامه اي بود. كنراد درآثاررئاليستي بعدي خودبه شرح : فساد ، رشوه خواري ، حقارت ، تنهايي و كينه توزي درتمدن و فرهنگ مدرن پرداخت وآنها رانشان از بربريت واضح سرمايه داري و استعمار دانست. مفاهيمي مانند : آبرو ، شرف ، تقصير ، گناه  و غيرت ، ازجمله صفات قهرمانان او هستند كه خواننده رابياد ادبيات تراژديك عهد باستان مي اندازند، گرچه دردوران مدرن، قديمي شده اند. كنراد باهدف انتقاداجتمايي وباكمك عقايد آنارشيستي به تجزيه و تحليل روانشناسانه و سفرهاي ماجراجويانه دريانوردي انسان غربي پرداخت. اوكوشيد مشاهدات و تجربيات بحراني اگزيستنسياليستي زندگي خود دررابطه با سفرهايش به غالب نقاط جهان را در ادبيات وارد نمود.

گرچه سقر دريايي، چهارچوب تعدادي ازآثار كنراد است ، ولي اورانبايد نويسنده داستانهاي دريايي دانست .اودرجواني سالها زير قضاوت كليشه اي ادبيات ماجراجويانه بود. آثار آغازين او حاوي رمانتيك عشقي ، سفري و ماجراجويي بودند. كنراد ميگفت كه واقعگرايي درهنر غيرممكن است ، اوآثارخودرا زير تعثير اكسپرسيونيسم و احساسات گرايي ميدانست . گرچه اوازنظر جهانبيني ، سنت گرا است ولي درآثارش تاكيد خاصي روي شرح روابط اجتمايي و سياسي مي نمايد . اويكي ازمنقدين جدي فرهنگ غرب و سياست استعماري زمان خودبود و ميگفت كه براثر برخورد و مقايسه فرهنگ غرب بافرهنگهاي بومي ديگر، پوچي و پوكي و ضعف ايده آلهاي فرهنگ غربي نمايان ميشوند. كنراد كوشيد باكمك بعضي ازرمانهاي آموزشي به ازخودبيگانگي فرد دردوران استعمار وسرمايه داري اشاره كند . اوكشف و تشخيص تضادهاي آشتي ناپذير زندگي كه سرنوشت انسان را اين چنين : پرمعما، مشكل، جالب، خطرناك و پراميد ميكنند ، وظيفه ادبيات ميدانست. كنراد در آثارش از تضادهايي مانند : فرد و محيط ، صداقت و خيانت ، بيگانگي و وحدت ، شرف و فساد ، نام ميبرد . اوبا اشاره به طبيعت و غرايز ساده فكري واحساسي انسان، مانند : عشق به همنوع ، صداقت ، نظم و انظباط ، وفا ، وحدت و غيره . نيازي به دين، جهانبيني و ايدئولوژي نمي ديد و ميگفت كه نويسنده بايد نسبت به احساسات و ادراك خود صداقت كامل داشته وآنها رادرادبيات مطرح نمايد . درنظر كنراد نيمي ازوظيفه ادبي را نويسنده و نيمي ديگر را خواننده بعهده دارد . جامعيت و دائرت المعارف رمانهاي مدرن او را تحت تعثير فرهنگ عصر ويكتوريايي انگليس ميدانند.

يوسف كنراد ، رمان و نوول نويس، بين سالهاي 1857 و 1924 زندگي نمود .او ازخانواده اي اشرافي برخاسته بود كه بعدها فقير و بي وطن شده بود. نام واقعي او تئودور كزار كورسن است . پدرومادر او از مبارزان استقلال طلبانه لهستان عليه روسيه تزاري بودند ، ولي او در كودكي پدر و مادرش رااز دست داد. كنراد 17 ساله بود كه به فرانسه فرار نمود و درآنجا كارگر كشتي شد و در 29 سالگي مليت انگليسي راقبول كرد و بعد از 20 سال كشتيراني ، در سن 37 سالگي خانه نشين شد و به طور حرفه اي به نويسندگي پرداخت. پدر وي ، شاعر، مترجم و از مبارزين مشهور زمان خود بود كه به ترجمه آثار : شكسپير ، ديكنز و هوگو ، به زبان لهستاني پرداخته بود. كنراد درسال 1924 به رد اعطاي جايزه اشرافيت انگليس به وي پرداخت و عضويت در قشر و صنف اشراف و نجيب زادگان تشريفاتي انگليس را نپذيرفت .

    گرچه كنراد پسرخوانده محبوب نقد و فضاي ادبي آنزمان انگليش شد، حوانندگان معمولي ازسبك و روش پيچيده داستانسرايي اش شكايت نمودند . خلاف كتاب خوانان معمولي ، منقدين ادبيات مدرن با نگاهي وسيعتربه آثار اونگريسته و دررمانهايش ، انتقاد فرهنگي ازسرمايه داري و استعمار گرايي را برجسته كردند. استفان كرانه ، اليوت و هرمان هسه از جمله علاقمندان به آثاركنراد بودند . گراهام گرين ميگفت كه آثار كنراد به شدت ، نويسنده را تحت تعثير خودقرار ميدهند. اندره ژيد موجب مشهوريت كنراد درفرانسه شد و توماس مان با اشاره به استقلال كنراد از عينيت گرايي ، اورا نويسنده اي غيرطبقاتي ناميد . ماركسيستي بنام جان كوت ، اورا نويسنده اي بورژوا ناميد و صداقت و وفاي كنراد نسبت به خودرا، با بردهها مقايسه كرد كه گرچه از ارباب متنفر هستند، ولي به دستور او گوش ميدهند. لهستاني ها افتخار ميكنند كه صادركننده مشهورترين نويسنده دوران مدرن زبان انگليسي هستند و با اشاره به عناصرفرهنگ لهستاني درآثار او ، كنراد رانماينده مبارزه غرب گرايي خود عليه شرق زده گي روسي دانستند. نويسندگان و خوانندگان جوان انگليس از خالي بودن محتواي فلسفي آثار كنراد گله نمود ، چون درنظر آنها ، كنراد در آغاز هر رمان ، وعده اي فلسفي پيرامون شرح جهان ميدهد ولي آنرا بزودي فراموش ميكند ، و ويرجينيا وولف نوشت كه كنراد پيرامون ارزشهاي اخلاقي قهرمانان آثارش ، وحدت نظر ندارد.

 ازجمله آثار كنراد : گردباد ، دزد دريايي ، كاكا سياه ، لعنت شدگان مجمع الجزاير ، پيروزي ، قلب سياهي ، مامور مخفي ، بازي اتفاق ، نجات ، با چشم هاي غرب گرايي ، سرنيزه طلايي ، جواني ، آينه دريا ، درباره خود من ، نگاهي پيرامون ادبيات و زندگي ، جناب لرد جيم ، جنون آلايرس ،  نوسترومو ، و داستانهاي ناآرامي ، هستند.

 كتابهاي : مامور مخفي ، با چشم هاي غرب گرايي ، پيروزي و نوسترومو ، امروزه بخشي ازادبيات كلاسيك انگليس هستند. اولين آثار او يعني گردباد و جنون آلمايرس ، براساس تجربيات شخصي دريانوردي اش نوشته شدند. مهمترين رمان او يعني نوسترومو ، سودطلبي و ماده گرايي دروني دوره استعمار سرمايه داري را نشان ميدهد. قلب سياهي ، يكي از مشهورترين نوول هاي او ، بعدها باعنوان “ روز قيامت “ بصورت فيلم درآمد. كتاب بازي اتفاق ، درسال 1913 درآمريكا ، كتاب پرفروش سال شد. در كتاب “ جناب لرد جيم “ ، كنراد باكمك سبك داستان امپرسيونيستي و زير تعثير هنري جيمز ، بعدها جنبش ادبي جويس گرايي را تحت تعثير خود قرار داد.

Berlen83@web.de